X
تبلیغات
زیست محیطی

زیست محیطی

منطقه گردشگری آبگرم معدنی قینرجه

1-1-  پیشینه منطقه

1-1-1ـ موقعيت و حدود شهرستان مشگین شهر

شهرستان مشگین شهر در غرب  استان اردبیل و دامنه شمالی کوهستان سبلان ، به مساحت 3761 کیلومتر مربع می باشد این شهرستان از شمال به شهرستان‌ گرمی، از شرق به کشور جمهوری آذربایجان و از جنوب به شهرستان های اردبیل ، نمین و شهرستان سراب از توابع استان آذربایجان شرقی و از غرب به شهرستان اهر از توابع استان آذربایجان شرقی محدود است . شهر مشگين در دامنه شمالي كوه سبلان در فاصله 20 كيلومتري قله مشهور آن قرار گرفته است

شهرستان مشگین شهر به مركزيت شهر مشگین ( خیاو ) در موقعيت جغرافيايي زير َ10,ْ38 ـ َ54,ْ38 عرض شمالي و َ15  ْ48 ـ15,ْ47 طول شرقي واقع است. . طول جغرافيايي شهر مشگین 30 و 47 و عرض جغرافيايي آن 24 و 38 واقع شده است. ارتفاع شهر نيز از سطح دريا برابر 1625 متر است.

1-1-2ـ موقعيت سياسي و اداري

اين شهرستان قبلاً يكي از شهرستانهاي مهم استان آذربايجان شرقي بوده و چهار شهرستان گرمي، پارس آباد و بيله سوار و نمين از بخش هاي آن محسوب مي گرديد كه بعداً شهرستان مغان به مركزيت گرمي ايجاد گرديد و برابر تغييراتي كه در سال 1372در تقسيمات كشوري اتفاق افتاد و استان اردبيل به وجود آمد، نمين نيز به شهرستان مستقل تبديل گرديد. در حال حاضر شهرستان مشگین شهر با چهار بخش مرکزی، مشگین شرقی، ارشق و مرادلو،12 دهستان 283 آبادی  و59 قشلاق با جمعیتی بالغ بر 90359 نفر می باشد. <

نقشه شماره (2-1 ) موقعیت محدوده مطالعاتی در استان

1-1-3 سوابق و پیشینه

نام مشكين شهر در دوره پيش از اسلام اُورامي يا اورامين بوده است كه از ريشه قوم اورارتو گرفته شده است. در دوران اسلامي اين ناحيه خيو يا خياو خوانده مي شده و از رودخانه خياو كه در قسمت شرقي شهر از جنوب به شمال جريان دارد گرفته شده است. بعد از دوران صفويه نام شهر به واسطه پشكين گرجي حاكم وقت، به پشكين تغيير يافت و به مرور به مشكين يا مشگين تبديل شد. با تشكيل حكومت شوروي در روسيه و جمهوري ارمنستان در ابتداي قرن حاضر به تدريج ارامنه و ساير اقوام ساكن در مشكين شهر اين منطقه را ترگ گفتند و در حال حاضر اهالي اين ناحيه را اقوام ترك شيعي مذهب تشكيل مي دهند

مشكين شهر يكي از باستاني ترين و كهن ترين مناطق آذربايجان است كه وجود آثار تاريخي برجا مانده از دوره هاي مختلف تاريخي حاكي از اين پيشنه است. دوران پر رونق مشكين شهر مربوط به روزگار صفوي و زماني  است كه آذربايجان مدتي به عنوان مركز حكومتي بوده است. برج استوانه اي شكلي كه در محله جنت سرا از محلات قديمي شهر واقع شده و منسوب به مقبره شيخ حيدر از نوادگان شيخ صفي الدين اردبيلي است نيز مربوط به دوران ياد شده مي باشد و تاريخ ساخت آن به اوايل قرن دهم هجري مي رسد.كهنه قلعه مشرف به دره خياوچاي در قسمت جنوبي ميدان عمومي شهر واقع شده كه گويا مربوط به اوايل دوران اسلامي و ساسانيها است.

از نظر تاريخي مشگين شهر با داشتن بيش از 420 محوطه تاريخي و باستاني و اماكن متبركه يكي از شهرستان‎ هاي مهم استان اردبيل مي ‎باشد و مي‎توان به اغراق ادعا كرد كه در آذربايجان از نظر اماكن باستاني و تاريخي كمتر منطقه‎ اي به پاي خياو و يا مشگين شهر مي‎ رسد.به رواياتي نام قديم مشگين ‎شهر اورامي و يا وراوي محل تولد سعد الدين وراويني دانشمند و مترجم مرزبان‎ نامه در قرن ششم هجري قمري بوده است.

سرزمين مشگين ‎شهر كه از نظر فرهنگي مي‎ تواند در حد يك ايالت در جهان باستان‎ شناسي مطرح گردد كه به احتمال فراوان در گذشته‎ هاي دور با فلات اردبيل و مناطق مغان و ارسباران تشكيل سرزمين واحدي را مي‎ داده كه چنين منطقه وسيع, پرنعمت و بابركت از دير باز مي‎ توانسته نياز بسياري از اقوام گله‎ دار را كه هميشه در حال كوچ ييلاق و قشلاق مي‎باشند, برآورد. سندي گوياتر از وجود بسيار سودمند عشاير غيور ائل سون(شاهسون) مي ‎باشد كه در طول تاريخ جولانگاهشان دامنه‎ هاي سرسبز و خرم سبلان بوده است و هنوز هم ميعادگاهشان خياو و ييلاق هاي باصفاي سبلان مي‎ باشد.

شهرستان مشگين ‎شهر به لحاظ موقعيت طبيعي و استثنايي داراي تپه‎ ها,قلعه‎ ها, اماكن تاريخي و مذهبي بسيار فراوان مربوط به ادوار تمدن‎ هاي ماقبل تاريخ و ادوار تاريخي قبل و بعد از اسلام مي‎ باشد. از جمله وجود نقوش صخره‎ اي آثار تمدن انسان‎ هاي ماقبل تاريخ در محدوده كناره رودهاي قره ‎سو, دره ‎رود و شكلي ‎داش ارشق, سنگ افراشت‎ هاي مجسمه‎اي هزاره قبل از ميلاد معروف به شهر‎ييري و مكتب اوشاقلاري كناره رود قره ‎سو, سنگ‎ نبشته پهلوي ساساني, قلعه كهنه, قلعه معروف قهقهه(محل زنداني شدن شاه اسماعيل دوم صفوي)..., قلعه ارشق, ديو قلعه‎ سي(دژ بهمن), بقاياي كاروان سراهاي رضي, قانلو بلاغ, قره قيه ..., بقاياي پل‎ هاي تاريخي دوجاق, كورپي‎ قلاغي قره قيه-لعل گنج, قره آغاج چرچيلو بر روي رودخانه‎ هاي دره‎ رود و قره‎ سو, مقبره شيخ حيدر, قبور شهداي عصر صفوي, سردابه مسجد جنت سرا, خليفه قبري كوچه ولي عصر, بقاياي آب انبار(بوز خانا), بقاياي برج و باروي منظم قلعه ‎سي, قبور خليفه الخلفا در انار,مقابر امام زاده‎ هاي حضرات سيدسليمان فخر آباد, سيدجعفر انار, سيد عمادالدين رحيم بيگلوي سفلي و بقاياي امام‎زاده ‎هاي بابيان و پير محمد روستاي ارباب‎ كندي و صدها آثار متنوع ديگر را در خود جاي داده است.

مولف كتاب «زينه المجالس» اين منطقه را ملوك پيشگين خوانده و در وجه تسميه آن مي‎ نويسد:چون محمدبن‎پيشكين گرجي در زمان اتابكان آذربايجان حاكم اينجا بوده بنام او معروف گشته و در نتيجه كثرت استعمال, پيشگين به مشگين تبديل گشته كه امروزه به دو نام (خياو و مشگين ‎شهر) شهرت دارد.

حمد الله مستوفي (جغرافيدان و نويسنده قرن هشتم هجري قمري) در كتاب نزهه ‎القلوب آورده كه پيشگين در اصل «وراوي» ناميده مي‎ شد و داراي هفت شهر بوده و جزء تومان پيشگين بودند, شامل: پيشگين, خياو, انار, ارجاق, اهر, تكلفه و كليبر است كه با بررسي‎ هاي انجام يافته به احتمال قوي با توجه به بقاياي موجود محل استقرار شهر پيشگين, مركز ايالت آن زمان, در محوطه كلولي خرابه ايلانلي‎ داغ قره‎ باغلار, هلي و صاحب ديوان بوده و در دوره حكومت آق ‎قويونلو و قره ‎قويونلو و اوايل نهضت ‎هاي صفويه بويژه در زمان شيخ جنيد و فرزندش شيخ حيدر و بلحاظ تولد بنيانگذار حكومت شيعه در ايران, شاه اسماعيل اول صفوي, به سال 890 هجري قمري در شهر خياو و مغان بوده و در زمان افشاريه نيز نادرشاه قبل از رفتن به مغان براي تاجگذاري در مركز دارالحكومه شهر(كهنه قلعه) بيتوته كرده و محل اسقرار لشكريانش قرار داده و در آباداني شهرو خياو, اين شهر از رونق و اهميت خاص برخوردار بوده و خود شيخ حيدر مدتي حاكم و والي شهر مركز دارالحكومه همت گماشته است. در دوره قاجاريه بخصوص در زمان جنگ‎هاي 13 ساله ايران و روس اين شهر از مراكز بسيار مهم براي استقرار لشكريان سردار لايق عباس ميرزا بوده و در طول تاريخ داراي شخصيت‎ ها و علما و رجال بزرگي بوده از قبيل سعدالدين وراويني دانشمند و مترجم مرزبان‎ نامه, شيخ محمود خياوي عارف بزرگ قرن هفتم هجري قمري (مدفون در ليمر محله شهرستان آستارا), پير محمد پشگيني از عرفا و ياران شيخ صفي الدين اردبيلي (مدفون در محله معروف به امام زاده روستاي ارباب كندي), شيخ ابوالحسن مشكيني اهل احمد بيگلو (مدفون در نجف اشرف) كه يكي از آثار علمي وي حاشيه بر كفايه الاصول آخوند خراساني مي باشد. ايشان استاد حضرت آيه الله مرعشي نجفي نيز بوده ‎است.

آثار تاریخی مشگین شهر سرزمینی است که در بین کانون های تمدنی باستان قرار داشته، موقعیت جغرافیایی آن، ارتباط با مراکز مهمی همچون قفقاز و آناتولی و تبادلات فرهنگی این مراکز با یکدیگر، جایگاهی ممتاز در طول تکوین و تحول تاریخ به آن بخشیده است.

بر اساس آمار کلی در شهرستان مشگین شهر بیش از 600 اثر یادمانی و تاریخی برآورد شده است.

به عبارت دیگر به طور متوسط در هر 400 متر مربع از پهنه این شهرستان یک اثر باستانی و تاریخی که ارزش حفظ و دیدن داشته باشد وجود دارد.

 آبهای درمانی جنوب مشکین شهر بر روی زمین های ابرفتی اواخر دوران سوم و اوایل دوران چهارم قرار گرفته و برخی از این زمین ها همراه با چین خوردگی بوده و در مجاورت سنگ های آذرین حاصل از فعالیتهای آتشفشانی سبلان قرار دارد .

 آبگرم قینرجه در جنوب غرب مشگین شهر دارای آب گرم معدنی بوده و از نظز رده بندی شیمیایی به گروه آبهای کلره می توان منسوب نمود این منبع آبی در مجاورت رودخانه کوچک قینرجه که جزء زیر حوضه آبریز خیاو چای است قرار دارد.حرارت آب این چشمه80 درحه سانتیگراد بوده که گرمترین آب معدنی استان اردبیل محسوب می گردد . ساکنین محل برای استحمام آب سرد به آب قینرجه اضافه می نمایند.مقدار کلسیم موجود 103-5/103 میلیگرم در لیتر، بیکربنات 5/274-272 میلیگرم در لیتر، کلرور 1580 – 1574 میلیگرم در لیتر و سولفات 317-315 میلی گرم در لیتر می باشد. بر طبق اطلاعات علمی موجود آب این چشمه در درمان لنفاتیسم، رماتیسم و بعضی امراض زنانه مفید می باشد.[1]

در طرح های بالا دست در خصوص آبگرم معدنی قینرجه چنین آمده است :

در قسمت غرب آب ايلاندو ، چشمه بسيار گرم و سوزاني به نام قينرجه وجود دارد . قينرجه در تركي به معني چشمة جوشان است . اين آب از اين جهت به اين نام تسميه شده كه همواره در حال غليان است . چنانچه تخم مرغ را در حدود كمتر از سه دقيقه مي پزد . منطقه قينرجه در ته درهاي پايين تر از روستاي ديزو( ناصرآباد فعلی )  قرار دارد كه داراي منظره اي بسيار زيبا و چمنزارهايي سبز و هموار و مناسب براي گردش و تفريح است . راه قينرجه كوهستاني بوده و از موئيل تا كنار چشمة آن حدود 3 كيلو متر است . چشمه قينرجه در سمت راست بستر رودخانه كوچكي به نام قينرجه چاي واقع شده و در يك سطح مربع شكل به ضلع تقريبي 1/5 متر از زمين مي جوشد و بخار آب همواره در فضاي اطراف بالا مي رود و براي جلوگيري از خطر آب جوشان بر روي چشمه شبكه آهني كار گذاشته شده است . بعضي از افراد كه داراي كمردرد يا پادرد هستند بر روي اين شبكه دراز كشيده و بر روي خود چيزي مانند پتو مي اندازند و براي مدتي ذر آنجا مي خوابند آب چشمه پس از خروج از زمين بعد از چند متر به رود خانة قينرجه چاي ميرسد و آثار اكسيد آهن را در مسير حركتش باقي مي گذارد . آبدهي چشمة قينرجه در حدود 10 ليتردر ثانيه و اين آب معدني در رديف آبهاي كلروره هيپوتو نيك گازدار و خيلي گرم است .

اخيراً آب درماني بسيار مجهز و پيشرفته اي همراه با هتل و اقامتگاه هاي سنتي در اين محل ساخته مي شود كه در آينده اي نزديك مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت .

 2- مشخصات جغرافیایی محدوده مطالعاتی:

2- 1- موقعیت نسبی :    

  محدوده مطالعاتی بلافصل آبگرم قینرجه مشگین شهر واقع در بخش مرکزی شهرستان مشگین شهر و در دامنه غربی قله سبلان به مساحت12  هکتار واقع در کیلومتر 11 جاده مشگین شهر – ایلاندو و روستای ناصرآباد و عمق 500 متری جنوبغربی جاده مذکور و درغرب شهرستان مشگین شهر می باشد. محدوده مستقیم مورد مطالعاتی به مساحت 7/421 هکتار(با در نظر گرفتن حریم یک کیلومتری )، به فاصله 1600 متر ( فاصله هوایی ) از آبگرم ایلاندور و به فاصله 750 متر از روستای ناصر آباد و به فاصله  100 کیلومتر از مرکز استان (شهر اردبیل ) قرار دارد  . محدوده مذکور جزء ارتفاعات سبلان بوده و ارتفاع متوسط آن 2270 متر از سطح دریای آزاد می باشد. این محدوده جزء حوضه آبریز رودخانه خیاوچای از شعبات رودخانه قره سو می باشد.

2-2- موقعیت هندسی :

نمونه گردشگری چشمه آبگرم معدنی قینرجه در غرب روستای ناصرآباد  ار توابع بخش مرکزی مشگین شهر در مختصات64 5 . 26 41 47 درجه طول شرقی و 2 . 11 17 38 درجه عرض  شمالی بر اساس سیستم جغرافیایی بوده است . محدوده مطالعاتی در مختصات 474030 درجه شرقی تا 474215 درجه شرقی و 381630 درجه شمالی تا 381800 درجه شمالی قرار دارد .

این محدوده شمالا به جاده موئیل - مشگین شهر و رودخانه خیاو چای متصل می باشد .

شرقا به رودخانه قینرجه و جاده مشگین شهر - روستای ناصرآباد متصل می گردد.

جنوبا به ارتفاعات غربی سبلان و سراب در حوزه آبریز خیاوچای متصل می باشد .

غرباً به اراضی قرخ بلاغ از توابع بخش مرکزی شهرستان مشگین شهر متصل می باشد

1-2-1- ویژگی اقلیمی و زیست محیطی

1-1-2-1- هوا و اقلیم منطقه مورد مطالعه

در بررسي اقاليم مختلف ايران، اين منطقه جزء اقاليم سرد بحساب آمده و مركز آمار ايران اين منطقه را جزو مناطق داراي آب و هواي سرد معرفي كرده است. در اين منطقه كوههاي غربي (قره داغ) مانند ديواره اي مانع نفوذ هواي مرطوب مديترانه اي به مناطق داخلي فلات ايران مي باشد. با اينحال با توجه به ميانگين دماي ساليانه 9.5 درجه سانتیگراد و متوسط حداقل 15- درجه و متوسط حداکثر 18+ درجه ، آب هواي اين منطقه جزء اقليم معتدل محسوب شده و به خاطر قرارگيري ما بين كوههاي محاط داراي جريانات آب و هوائي مختلف مي باشد. با توجه به بررسیهای بعمل آمده, حداكثر مطلق درجه حرارت هوا 35+ درجه سانتي گراد در تيرماه و حداقل مطلق آن 37 درجه سانتيگراد در اسفند ماه مي باشد.

2-1-2-1 عوامل اقليمي.

بطور كلي در منطقه آذربايجان و منطقه مورد مطالعه علاوه بر نقش تشعشع خورشيدي چهار عامل جغرافيائي در آب و هواي این منطقه موثراند كه عبارتند از:

الف - عرض جغرافيائي

نخستين عامل اثر گذار بر اقليم منطقه عامل عرض جغرافيائي است مشگين شهر و به تبع آن حوضه مورد مطالعه در موقعيت بين 38 و 39 درجه عرض شمالي قرار دارد كه اختلاف زاويه اي در حدود 13 درجه را با قسمتهاي جنوبي ايران در زاويه تابش آفتاب سبب مي شود. از مهمترين ويژگي اين موقعيت تغييرات زاوية تابش آفتاب در مقاطع فصلي مختلف بر سطح منطقه است. ميزان زاويه تابش آفتاب در عرضهاي جغرافيائي 38 و 39 درجه در جدول شماره  (1-1) خلاصه شده است.

 

جدول شماره  (1-1) ميزان زاويه تابش در عرض هاي جغرافيائي 38 و 39 درجه

عرض جغرافيائي درجه

زاويه تابش درجه

اول فروردين، اول مهر

اول تير

اول دي

38

39

52

51

45/75

45/74

55/28

55/27

مأخذ: مجموعه مباحث و روشهاي شهرسازي جغرافيا - دكتر محمد تقي رهنمايي

عرض جغرافيائي بالا سبب مي گردد كه در نيمة زمستاني سال خورشيد از زاوية حدود 28 تا 52 درجه به سطح منطقه بتابد . اين زاويه كوچك به برودت هوا در زمستان و دوام برف در مناطق كوهستاني كمك شاياني مي كند .

ب - عامل پستي و بلندي (ارتفاع)

تجزيه و تحليل سطوح ارتفاعي كه بر اساس نقشه توپوگرافي منطقه انجام گرفته ،نشان مي دهد كه ارتفاع شهرستان مشگين شهر از حداقل 550 متر در دهستان يافت در كنارة قره سو (دره رود) تا ارتفاع 4811 متر در قله سبلان سلطان تغيير مي كند. چنين اختلاف ارتفاعي خود به تنهائي تفاوتي در حدود 27 درجة سانتي گراد را در متوسط دماي سالانه موجب مي شود. (گراديان قائم دما بطور متوسط 4/6 درجه سانتي گراد در هر كبلومتر مي باشد) که ارتفاعات بلند ايجاد آب و هواي كوهستاني و ارتفاع کم موجب افزایش فشار آتمسفری هوا مي باشد و از طرف دیگر تشعشع در ارتفاعات بيشتر از نواحي پست است که مجموع این دلایل ،بارشهاي زياد زمستاني ( عمدتاً به شكل برف ) ، سرماي طاقت فرسا، افزايش تعداد روزهاي يخبندان و بادهاي محلي كوه به دره و دره به كوه از مشخصه هاي بارز عامل ارتفاع مي باشد. قرار گرفتن توده سترك سبلان در جنوب غربي و جنوب حوزة مورد مطالعه و جهت آن در تعيين تيپ اقليمي و كم و كيف عناصر اقليمي آن يعني بارش، دما و رطوبت نسبي تأثير كامل و تام دارد. بارشهايي كه در اين ارتفاعات صورت مي گيرد عامل اصلي تغذيه و تداوم چشمه سارها و جريانات آبراهه اي منطقه مي باشد.

عامل پستي و بلندي و ارتفاع از سطح دريا در دامنه گرما و تشعشع خورشيدي يك منطقه موثر است چرا كه ارتفاعات در مقايسه با نواحي پست بيشتر در معرض تابش آفتاب بوده و از طرف ديگر رقت هواي بالاي آن نيز، سبب مي شود كه عوامل جذب و انعكاس انرژي رسيده در جو كمتر از اراضي مجاور و پست باشد. در عين حال در شبها ميزان تشعشع ارتفاعات بيشتر از نواحي پست است زيرا عوامل جوي، تراكم و غلظت هوا به مراتب كمتر از ديگر نواحي پست مي باشد.

پ-  دوري و نزديكي به دريا

عامل موقعيتي حوزه مورد مطالعه به اهميت عامل ارتفاع نمي باشد با اين حال حواشي درياي خزر بخصوص منطقه ارتفاعات طالش، صلوات (شمال مشگين شهر) و تا حدودي سبلان و حوضه آبخيز خياوچاي از رطوبت آن برخوردار مي شود اما هر چه در محدوده شهرستان مشگين شهر به طرف غرب و شمال غرب پيش مي رويم از اثر اقليمي درياي خزر بر روي منطقه كاسته مي شود بر همين اساس خشكي هواي منطقه نيز از شرق به غرب و شمال غرب افزايش مي يابد.

منطقه مورد مطالعه و تودة سبلان از نظر موقعيتي در مسير تودة هوايي پر فشار سيبري در شمال شرق و درياي خزر در شرق قرار گرفته است فرابار سيبري در فصل زمستان ضمن عبور از درياي خزر گرم مي شود اين توده پس از عبور از كوههاي طالش در برخورد با تودة كوهستاني سبلان تشديد شده و باعث بارش بيشتر مي شود و حوزة مورد مطالعه نيز از اين توده متأثر مي شود.

 3-1-2-1 عناصر اقلیمی

الف - دما

حدافل دماي هواي مشكين شهر 5,9 درجه سانتي گراد و در ماههاي دي9/3- ، بهمن- 4/6  و در اسفند 2/8  -درجه سانتي گراد بوده و از بهمن ماه سير صعودي پيدا كرده و در تير ماه به اوج مي رسد و بعد از آن كاهش مي يابد مطالعه ميانگين رطوبت نسبي اين شهرستان نشان مي دهد كه بيشترين مقدار اين پارامتر به ميزان 41 تا 59 درصد به ماههاي سرد و به آذر لغايت اسفند مربوط مي شود

بررسي داده جدولهای زير نشان ميدهد كه در گرم ترين ماه سال (مرداد ماه) بيشترين ميانگين حداكثر دما در ايستگاه دوست بيگلو 6/31 درجه سانتيگراد و پايين ترين آن مربوط به ايستگاه مشگين شهر 7/3 درجه سانتيگراد مي باشد. اين ارقام در سردترين ماه سال بهمن براي بيشترين و كمترين حد ميانگين حداكثر دما براي ايستگاههاي مذكور به ترتيب 7/6 و 8/4 درجه سانتيگراد مي باشد.همچنین میانگین دمای سالانه مشگین شهر  9.9 درجه سانتیگراد می باشد.

 - تابش آفتاب و شرايط حرارتي هوا

 -مطالعه و بررسي رژيم دمائي مشكين شهر نشان مي دهد كه ماههاي سال ازتنش هاي محدود كننده حرارتي به دور بوده وبراي انجام فعاليتهاي مختلف نظير كشاورزي، دامداري، صنعتي،عمراني و گردشگري و اقتصادي مناسب مي باشد ولي درپاره اي ازماههاي سرد سال از لحاظ سرما داراي محدويت مي باشد.

فصول بهار و تابستان براي اجراي هرنوع فعاليتي مناسب و زمستان آن براي علاقمندان به تفريحات و ورزشهاي زمستاني جالب مي باشد.

 جدول شماره (2-1-) – ميانگين حداكثر دماي ماهانه و سالانه در ايستگاههاي مشگين شهر و دوست بيگلو

  ماه

ایستگاه

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

سالانه

مشگین شهر

5/17

7/10

3/6

7/3

8/4

7/8

8/14

19

9/23

1/26

8/26

2/22

4/15

دوست بیگلو

1/22

8/14

2/9

2/7

7/6

8/9

8/17

9/21

3/27

7/30

6/31

2/28

9/18

 

جدول شماره (3-1-) – ميانگين دماي ماهانه و سالانه در ايستگاه مشگين شهر

اسفند

بهمن

دی

آذر

آبان

مهر

شهریور

مرداد

تیر

خرداد

اردیبهشت

فرودین

سال / ماه

*****

*****

****

0.3

8.9

10.6

17

21.3

20.2

18.6

15.4

10.9

1374

1.7

0.9

-1.8

5.6

5.4

11.9

18.9

21

21.7

17.3

15.1

7.7

1375

0.2

-2.8

0.7

2.4

6.3

15.2

14.4

21.2

19.8

18.7

15.2

11

1376

4.9

-2

-2.5

5.3

10

13.3

17.1

21.5

21.6

20.5

14.3

11.9

1377

4.5

4.4

1.6

4.8

3.9

12.7

15.6

22.8

20.2

18.3

13.1

8.5

1378

2.4

0

-1

1.8

3.8

8.4

16.7

21.4

22.7

17.7

13.6

13.2

1379

8.7

2.3

-0.6

3.7

6.7

11.1

18.5

21.9

20.8

19.4

14.7

12

1380

7.1

3.7

0

-4.3

7.9

15.9

19.5

20.1

21.4

18.2

11.2

7.4

1381

1

-0.1

1.1

1.6

6.1

15.7

15.3

21.2

19

15.9

13

7.8

1382

6.1

3

2.8

-0.7

6.7

13.6

17.5

21.6

18.7

17.9

13.6

8.2

1383

5.6

-1.8

0.7

5.8

6.5

12

16.9

20.8

22.2

17.5

13.7

10.8

1384

4.22

0.76

0.1

2.390909

6.563636

12.76364

17.03636

21.34545

20.75455

18.18182

13.9

9.945455

ميانگين

 

تعداد روزهاي باپوشش ابري سالانه مشكين شهر تقريباُ 86 روز مي باشد كه بيشترين و كمترين تعداد روزهاي همراه باپوشش ابر به ترتيب به ماههاي اسفند و خرداد تعلق دارد.كمترين تعداد ساعات آفتابي به ماههاي سرد سال كه تعداد روزهاي ابرناكي بيشتري دارد، تعلق دارد كمترين ساعات آفتابي مشكين شهر به آذر ماه با 143,9 ساعت و بيشترين تعداد ساعات آفتابي درمردادماه با 270,1 ساعت ميباشد .متوسط تعداد روزهاي طوفاني با رعدوبرق 6 روز در سال مي باشد. مناسب ترين شرايط اين منطقه ، نوسان حرارتي 18 تا 24 درجه سلسيوس ونوسان رطوبتي 30 تا 70 درصد ميباشد ، و موارد زير توصيه شده است.-ميانگين حداقل دما طي ماههاي آذر لغايت اسفند زير صفرمي باشد

 ب - بارندگي

براساس آمار و اطلاعات ميانگين مجموع سالانه بارندگي مشكين شهر 361,2 ميليمتراست .اين مقدار در ماههاي فصل زمستان به ترتیب 3، 34و 4، 38 و5 ، 60 ميليمتر ودرفصل بهار مقدار بارندگي درماههاي فروردين ، ارديبهشت و خرداد به ترتيب 3،59 و 40،7 و24،7 میلیمتر می باشد و در فصل تابستان در ماههاي تير ، مرداد، شهريور به ترتيب 18،4 و 1،3 و 4،7 ملیمتر ودرماههاي مهر،آبان و آذر به ترتيب 18،2 و 18،5 و 27،3 ميليمتر مي رسد بيشترين بارندگي اتفاق افتاده طي يك شبانه روز   46,0 ميليمتر مي باشد كه درماه فروردين اتفاق افتاده است و توزيع فصلي بارندگي نشان مي دهد كه بيشترين مقداربارندگي دربهار با 134,6 ميليمتر، كه حدود 38,3 درصد بارندگي سالانه دراين فصل اتفاق مي افتد.

بررسی نقشه شماره (5-1) که با درون یابی داده های ایستگاههای منخب  و با لحاظ نمودن همبستگی میان ارتفاع و بارندگی نشان می دهد با افزایش ارتفاع به میزان 1000 متر 22 میلیمتر بارندگی در منطقه سبلان افزایش می یابد هر چند جهت شیب زمین در کاهش میزان بارش دریافتی از غرب عامل مهم این منطقه بوده و واقع شدن محدوده مطالعاتی در دره خیاو چای نقش جهت شیب را در این منطقه افزایش می دهد و با عنایت به خطوط منحنی همباران محدوده مطالعاتی میزان بارش محدوده نمونه گردشگری قینرجه 400 میلیمتر براورد گردیده است .

جدول شماره 4-1 ميانگين بارندگي ماهانه و سالانه ايستگاه مشگين شهر

سالانه

اسفند

بهمن

دی

آذر

آبان

مهر

شهریور

مرداد

تیر

خرداد

اردیبهشت

فرودین

سال / ماه

168.9

*****

*****

*****

6.8

4

7.9

61.2

2.6

9

3

14

60.4

1995

403.1

61

59.7

23.7

6.4

28.4

37.2

9.4

0.6

13.6

1.2

58.1

103.8

1996

421.1

70

17.1

44.9

8.6

23

9.4

51.4

0.8

32.6

100

50

13.3

1997

466.5

18.6

98.1

44.5

24.8

15.3

24.5

19.1

10

39.9

46

77.6

48.1

1998

462.2

30.4

19.4

16

5

32.4

58.6

32.6

71.4

4.4

2.2

100.6

89.2

1999

289.4

56.2

14.3

21.2

14

51.2

37.1

30

3.4

0

5

38.3

18.7

2000

327.5

34

5.7

25.5

11.6

79.8

34.3

1.9

1

45.8

14.4

22.3

51.2

2001

306

29.4

6

16.8

50.7

23.7

2.8

0

1.4

14

2.8

88.2

70.2

2002

362.3

48.8

37.8

25.2

14.5

13.8

22.2

7

23.6

10.4

33.8

50.8

74.4

2003

520.3

24

13.2

8.2

38.2

52.4

21.7

8.3

2.7

68.8

51.4

159.6

71.8

2004

401

42.2

17.6

20.1

6.6

41.5

9.5

51.6

12.2

9.2

16

148.4

26.1

2005

383.9

41.5

28.9

24.6

17

33.2

24.1

24.8

11.8

22.5

25.1

73.4

57

ميانگين

ـ توزيع فصلي بارش

با توجه به داده‌هاي جدول (5-1 ) كه در آن ميانگين حسابي بارش‌هاي فصلي و ساليانه ارائه شده است، در هر دو ايستگاه مشگين‌شهر و دوست‌بيگلو بارش‌هاي بهاره شاخص مشخص‌تري را تشكيل مي‌دهند. بارش‌هاي پائيزه هر دو ايستگاه تا حدودي معادل و يكسان هستند. به عبارت ديگر در بارش‌هاي پائيزه اين ايستگاه‌ها تفاوت زيادي وجود ندارد هر چند كه از نظر نوع بارش و فرم آن مي‌توانند متفاوت باشند. تابستان كم‌باران‌ترين فصل سال را نشان مي‌دهد بارش زمستاني ايستگاه بارانسنجي دوست‌بيگلو به طور قابل ملاحظه كم‌تر از بارش‌هاي همان فصل در ايستگاه مشگين‌شهر است.

جدول 5-1: ميانگين حسابي بارش‌هاي فصلي و سالانه ايستگاه‌هاي مشگين شهر و دوست بيگلو

نام ايستگاه

ميزان بارش (ميلي‌متر)

بهار

درصد

تابستان

درصد

پائيز

درصد

زمستان

درصد

سالانه

مشگين‌شهر

5/155

5/40

1/59

4/15

3/74

4/19

95

7/24

9/383

دوست‌بيگلو

0/153

3/48

7/33

6/10

9/80

5/25

1/49

5/15

7/316

مأخذ: اداره كل هواشناسي استان اردبيل ـ اداره كل امور آب استان اردبيل

محاسبه توزيع فصلي بارش و نسبت آن به كل بارش سالانه نشان مي‌دهد كه حدود 85 درصد بارش‌هاي سالانه در هر دو ايستگاه در ماه‌هاي بهار، پائيز و زمستان فرو مي‌ريزد. در ايستگاه مشگين‌شهر بهار با 5/155 ميلي‌متر بارش حدود 5/40 درصد بارش را به خود اختصاص داده است. پس از آن زمستان با 7/24 درصد و پائيز با 4/19 درصد در مراتب بعدي قرار دارند. در مورد ايستگاه دوست‌بيگلو نيز تفاوت بارش‌هاي فصلي تا حدودي مشابه به ايستگاه مشگين‌شهر است. نسبت توزيع فصلي بارش به كل بارش سالانه به ترتيب؛ 3/48 درصد، 5/25 درصد، 5/15 درصد و 6/10 درصد به فصول بهار، پائيز، زمستان و تابستان اختصاص دارد.

 ـ دامنه تغييرات سالانه بارش

تغييرات محسوسي در دامنه تغييرات ساليانه بارش در ايستگاه‌هاي مورد مطالعه مشاهده مي‌شود. ميانگين سالانه بارش در ايستگاه مشگين‌شهر در دوره ده ساله 9/383 ميلي‌متر مي‌باشد كه با اختلاف 9/230 ميلي‌متر بين كم بارش‌ترين سال (2000) با 4/289 ميلي‌متر و پرباران‌ترين سال (2004) با 3/520 ميلي‌متر متغير مي‌باشد. در دامنه تغييرات ساليانه بارش در ايستگاه دوست‌بيگلو در دوره 27 ساله (81-1351) اختلاف فاحشي وجود دارد به طوري كه بين كم‌بارش‌ترين سال (68-1367) با 1/149 ميلي‌متر و پربارش‌ترين سال (53-1352) با 5/426 ميلي‌متر 4/277 ميلي‌متر (حدود سه برابر) اختلاف وجود دارد. كه حاكي از بري‌تر بودن ايستگاه دوست‌ بيگلو نسبت به ايستگاه مشگين‌شهر مي‌باشد.

در مقادير متوسط بارش سالانه بين دو ايستگاه مشگين‌شهر و دوست‌بيگلو نيز تفاوت وجود دارد كه از     7/316 ميلي‌متر در ايستگاه دوست بيگلو تا 9/383 ميلي‌متر در ايستگاه مشگين‌شهر متفاوت است.

 پ ـ رطوبت نسبي

بررسي رطوبت نسبي در منطقه مورد مطالعه منحصراً از داده‌هاي ايستگاه سينوپتيك مشگين‌شهر ميسر است. رطوبت نسبي به درجه حرارت و ارتفاع بستگي دارد. با افزايش ارتفاع و كاهش درجه حرارت كه با انقباض مولكول‌هاي هوا و كاهش حجم آن همراه است رطوبت نسبي در ارتفاعات افزايش مي‌يابد. با توجه به نقشه توپوگرافي، ارتفاع منطقه قینرجه از شمال به جنوب افزايش مي‌يابد، در نتيجه رطوبت نسبي نيز در جنوب منطقه با افزايش ارتفاع تا حد تشكيل ابر (ارتفاع حدود 3000 متر از سطح دريا) به دليل كاهش دما افزايش مي‌يابد و پس از آن از مقدار رطوبت نسبي كاسته مي‌شود.

همچنين رطوبت نسبي در ساعات اوليه بامداد (30/6) و در ماه‌هاي گرم سال افزايش قابل ملاحظه‌اي نشان مي‌دهد. اين بدان جهت است كه در اين ساعت حداكثر تعرق گياهي در شب انجام گرفته و مقدار نم نسبي  به طور محسوسي افزايش مي‌يابد. برعكس ساعت 5/12 ظهر مقدار رطوبت نسبي به ويژه در ماه‌هاي گرم سال كاهش مي‌يابد.

براساس داده‌هاي ايستگاه هواشناسي مشگين‌شهر جدول ( 6-1) شرايط رطوبت نسبي در ماه‌هاي مختلف سال نوسانات زيادي از خود نشان نمي‌دهد.

ميانگين ميزان رطوبت نسبي در دوره مورد مطالعه در ساعات اوليه بامداد (ساعت 30/6) به 67 درصد و در ساعت 30/12 به 55 درصد مي‌رسد.

بيش‌ترين درصد متوسط رطوبت 81 درصد در ماه‌هاي مي و سپتامبر (ارديبهشت و شهريورماه) و كمترين حد آن با 41 و 42 درصد در دوره‌هاي گرم سال به ثبت رسيده است. بر اين اساس در دوره مورد بررسي معدل حداقل رطوبت سالانه 45 درصد و معدل حداكثر رطوبت سالانه 75 درصد محاسبه شده است. همچنين حداكثر مطلق رطوبت 100 درصد و حداقل مطلق رطوبت 13 درصد مي‌باشد.

 

جدول 6-1: رطوبت نسبي در ايستگاه سينوپتيك مشگين‌شهر در دوره آماري 2005-1985‌(درصد)

                   شاخص

    ماه

معدل حداكثر

معدل

حداقل

متوسط

ميانگين ساعت 30/6

ميانگين ساعت 30/12

ميانگين ساعت 30/18

حداكثر مطلق

حداقل مطلق

دي

ژانويه

71

48

59

61

58

59

100

18

بهمن

فوريه

71

46

58

61

56

56

100

15

اسفند

مارس

76

47

61

65

58

58

98

19

فروردين

آوريل

76

45

60

67

56

56

95

19

ارديبهشت

مي

81

47

64

72

58

56

96

13

خرداد

ژوئن

76

42

59

71

52

49

100

14

تير

ژوئيه

72

41

56

68

51

46

100

16

مرداد

اوت

74

42

58

70

52

47

100

20

شهريور

سپتامبر

81

47

65

75

58

55

100

20

مهر

اكتبر

76

45

61

66

55

57

100

18

آبان

نوامبر

73

46

60

64

57

58

100

14

آذر

دسامبر

72

47

59

62

57

58

100

14

ميانگين سالانه

75

45

60

67

56

55

100

13

مأخذ: اداره كل هواشناسي استان اردبيل

 ت ـ روزهاي يخبندان

با توجه به پيوستگي محدوده مورد مطالعه با كوهستان سبلان بروز يخبندان بسيار عادي و فراوان است. همانطور كه اشاره شد، بررسي آمارهاي دما در ايستگاه‌هاي دوست‌بيگلو و مشگين‌شهر نشان مي‌دهد كه دماي متوسط سالانه در منطقه از جنوب به شمال افزايش مي‌يابد. بر اين اساس تعداد روزهاي يخبندان نيز كاهش مي‌يابد.

متوسط تعداد روزهاي يخبندان در ايستگاه سينوپتيك مشگين‌شهر حدود 99 روز در سال است. به عبارت ديگر پديده يخبندان در اين ايستگاه در 8 ماه از سال اتفاق مي‌افتد. بيش‌ترين روزهاي يخبندان در ايستگاه مشگين‌شهر  به طور متوسط به ترتيب در ماه‌هاي ژانويه (دي) با 24 روز، فوريه (بهمن) با 21 روز، دسامبر (آذرماه) با 20 روز و مارس (اسفندماه) با 18 روز ثبت شده است جدول (3-13).

بررسي آمارهاي مربوط به ايستگاه‌هاي مورد مطالعه نشان مي‌دهد تعداد روزهاي يخبندان با بالا رفتن ارتفاع افزايش مي‌يابد. چنانكه اگر پديده اكوياپاتيك جوي و نزول درجه حرارت برحسب صعود به ارتفاع در نظر گرفته شود مدت زمان يخبندان در نقاط مرتفع منطقه افزايش خواهد داشت به طوري كه در جنوبي‌ترين نقطه منطقه قینرجه كه به قله سبلان سلطان متصل است به بيش از 10 ماه در سال مي‌رسد.

 جدول 7-1: تعداد روزهاي مينيمم دماي برابر صفر و پائين‌تر در ايستگاه سينوپتيك مشگين‌شهر

ساليانه

آذر

آبان

مهر

شهريور

مرداد

تير

خرداد

ارديبهشت

فروردين

اسفند

بهمن

دي

سال

DEC.

NOV.

OCT.

SEP.

AUG.

JUL.

JUN.

MAY.

APR.

MAR.

FEB.

JAN.

***

25

9

0

0

0

0

0

0

1

***

***

***

1995

86

7

9

0

0

0

0

0

0

4

23

19

24

1996

108

20

8

1

0

0

0

0

0

5

26

27

21

1997

95

13

7

1

0

0

0

0

1

3

15

24

31

1998

100

13

16

2

0

0

0

0

2

7

19

16

25

1999

114

24

12

3

0

0

0

0

0

0

22

27

26

2000

91

19

10

4

0

0

0

0

0

1

10

24

23

2001

92

29

8

0

0

0

0

0

0

4

10

15

26

2002

114

25

9

0

0

0

0

0

3

12

24

18

23

2003

103

29

10

1

0

0

0

0

0

8

15

20

20

2004

88

12

8

0

0

0

0

0

0

7

12

23

26

2005

9/98

6/19

6/9

1/1

0

0

0

0

5/0

7/4

6/17

3/21

5/24

ميانگين

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مأخذ: اداره كل هواشناسي استان اردبيل

 

ث ـ باد و جريان‌هاي هوايي

باد از عناصر اقليمي است که در بروز عوامل و پديده هاي هواشناسي و محيطي نظير تبخير، تعريق ، پراکنش ابرها، تغييرات درجه حرارت و فرسايش بادي در مناطق خشک نقش به سزايي دارد. اندازه گيري منظم سرعت و جهت باد در ايستگاههاي سينوپتيک سازمان هواشناسي انجام مي گيرد که مجهز به دستگاه آنموگراف(بادسنج ثبات) مي باشند. به همين جهت اطلاعات مربوط به باد وجريان هاي هوايي منطقه منحصراً از ايستگاه سينوپتيک مشگين شهر قابل برداشت است. باد و فشار هوا در رابطه مستقيم با يکديگر قرار دارند. هر چه گراديان فشار بيشتر باشد جريان هوا شديد خواهد شد. در ايستگاه مشگين شهر جريان هاي باد از خصوصيات و ويژگي هاي متفاوت برخوردار است. در جدول (8-1 ) بادهاي غالب ايستگاه مذکور در يک دوره 11 ساله(2005-1995 ) ارائه شده است. براساس داده هاي اين جداول وزش باد در تمام ماه هاي سال کم و بيش وجود داشته ، لکن جهت و فراواني آنها اندکي، با يکديگر تفاوت دارند.

- از مجموع تعداد متوسط 2870 مورد برداشت باد سالانه به طور ميانگين تعداد 2035 مورد(9/70 درصد ) ديدباني شده مربوط به باد آرام بوده است.

- تعداد باد آرام در سال هاي مختلف دوره مورد مطالعه از تغييرات جزئي برخوردار بوده ، به طوري که تعداد آن از حداقل 2/61 درصد در سال 2002 تا حداکثر 3/83 درصد کل برداشتها در سال 1998 نوسان نشان مي دهد.

- بررسي جهات وزش بادهاي غالب در ايستگاه مشگين شهر حاکي است که ماه ها و فصول مختلف سال، وزش بادهاي غالب با فراواني متغير به استثناي جهات شمالي و شرقي از ساير جهات اتفاق افتاده است.

- باد جنوب غربي (225 درجه) از نظر فراواني با بيشترين تعداد و سرعت وزش، باد غالب منطقه مي باشد.

- باد جهت جنوبي پس از جهت جنوب غربي بيشترين درصد وزش باد را در دوره ي آماري مورد مطالعه داشته است.

- در فصل هاي بهار ، پاييز و زمستان بادهاي جهات جنوب غربي و جنوبي به ترتيب بادهاي غالب فصول ياد شده مي باشند.

- فصل تابستان در ايستگاه مشگين شهر، دوره پر متلاطمي از نظر وزش باد به شمار مي رود: وزش باد با تعداد و شدت متفاوت از تمام جهات اتفاق مي افتد. در دوره ي مورد مطالعه بادهاي جهات جنوب غربي ، شمال غربي، جنوبي ، شمال شرقي و غربي به ترتيب از بيشترين تعداد و شدت وزش در فصل تابستان برخوردار بوده اند.

- حداکثرترين سرعت(تندترين) باد در دوره ي آماري مذکور جدول ( 3-15) با جهت جنوبي (180 درجه)، 78 نات (12/40 متر بر ثانيه ) سرعت داشته و در ششم ماه مارس 2004 اتفاق افتاده است.

- سال 1997 با دارا بودن تندترين باد با سرعت 39 نات (20 متر بر ثانيه) سال آرامي از نظر شدت وزش باد در طي دوره ي مذکور بوده است.

با استفاده از جداول ارائه شده در خصوص بادهاي ايستگاه سينوپتيک مشگين شهر اقدام به رسم گلبادهاي فصلي و ساليانه گرديده كه نتيجه در نمودارهاي (1-1) الي (3-1) ارائه شده است.



[1] پروفسورشکوری، بهروز 1378


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 19:59  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

خودباوري در تحقیق زیست محیطی

 

نويسنده اين وبلاگ بر اين باور رسيده جوانان ايران به اين بالندگي رسيده اند كه با استفاده از تكنولوژي روز مطالعات ارزنده اي را انجام داده و با استخراج و شناسايي قابليت هاي محيطي، جهت بهره برداري بهينه و پايدار محيط زيست خود برنامه ريزي نمايند و از اعتماد به منابع قبلي كه معمولاً دقيق به نظر نمي رسند خودداري نمايند.

امروزه نرم افزارهاي محيطي از جمله نرم افزارهاي استخراج اطلاعات محيطي از قبيل ERdas ، Idris ، PCI Geomatica ، MapInfo ، ArcGIS ، Elvis و ... از تصاوير ماهواره اي، عكس هاي هوايي و ... توان محققين را براي استخراج اطلاعات محيطي هزار برابر افزايش داده و در تهيه اطلاعات دقيق و تحليل و آناليز آن و همچنين تهيه بانك اطلاعاتي كمك مي نمايند وبيش از 70% مطالب ارايه شده در اين وبلاگ توسط خود نويسنده با استفاده از تكنولوژي امروزي تهيه گرديده كه جهت تشويق و افزايش انگيزه محققين جوان و علاقه مندان، حاضر به ارايه تجارب خود به شرح زير در بهره مندي از تكنولوژي مي باشد.

- تهيه مدل براي استخراج اطلاعات فيزيوگرافي و هيدرومتري حوضه هاي آبريز در محيط نرم افزار Excel

- تهيه مدل "          "          "           اقليمي و تعيين ارتباط آن با پارامترهاي محيطي با پيوند دادن نرم افزارهاي Iran Met (همتي، 1388) ، Excel و ArcGIS

- تهيه مدل براي استخراج اطلاعات لغزش، فرسايش و غلظت رسوب با استفاده از مدل هاي مرسوم در منابع در محيط نرم افزار Excel و ArcGIS

- تهيه مدل ارزيابي منابع با استفاده از روش  HAP در محيط نرم افزار Expert Choses و پيوند آن با نرم افزارهاي Elvis ، Excel و ArcGIS جهت تكميل استخراج اطلاعات مورد نياز و مقايسه ارزيابي با روش هاي مختلف

- تهيه مدل ارزيابي اثرات توسعه بر محيط زيست با تلفيق روش هاي لئوپولد، Topsis (در محيط  Excel ) و Expert Chose

- تهيه مدل تحت عنوان HEP-AZAD براي تعيين مطلوبيت زيستگاههاي حيات وحش بر اساس مناطق تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست

لازم به ذكر است بيشتر روش ها و نرم افزارهاي مربوطه به هم لينك شده و اطلاعات استخراجي را پشتيباني مي نمايند كه مدلهايي كه در Excel طراحي گرديده عبارتند از:

 - تعيين عمق بارندگي، روش SCSو كرپيچ (حيدرعلي حيدري، 1385 بر گرفته از كتاب هيدرولوژي كاربردي عليزاده)

- غلظت و دبي رسوب (آزاد، 1387 بر گرفته از كتاب فرسايش آبي و كنترل آن حسينقلي رفاهي)

- مورفومتري حوضه (آزاد، 1386 بر گرفته از كتاب هيدرولوژي كاربردي عليزاده)

- تعيين CN (آزاد،1388 بر گرفته از كتاب هيدرولوژي كاربردي عليزاده و استفاده از نرم افزار ArcGIS)

- تعيين مطلوبيت زيستگاه HEP-AZAD آزاد، 1389بر گرفته از روش HEP و تكميل آن با نرم افزار ArcGIS و اطلاعات استخراجي با استفاده از روش هاي فوق الذكر

- تعيين ميزان امنيت زيستگاه با كمك روش HEP  و اطلاعات استخراجي بوسيله روش هاي فوق الذكر

- ارزيابي ميزان غذا در زيستگاه با استفاده از روش HEP و اطلاعات استخراجي بوسيله روش هاي فوق الذكر

- ارزيابي ميزان آب مورد نياز وحوش با استفاده از نرم افزار ArcGIS و نقشه هاي هيدرولوژي و روش HEP

- ارزيابي ارزش زيستگاه از نظر تنوع زيستي با استفاده از مطالعاتي ميداني در شناسايي تعداد گونه و اهميت آن در IUCN و ‍CITES و قانون صيد و شكار كشور

- ارزيابي ارزش زيستگاه از نظر جمعيت وحوش با استفاده از الگوي زيستگاههاي تخريبي و نرم افزار ArcGIS

- تلفيق روش هاي مخدوم، SWOT ،  Expert Chosesو Topsis براي استخراج مكان هاي مناسب دفن بهداشتي زباله هاي شهري، تفرج متمركز و گسترده و مكانيابي براي صنايع و معادن در محيط نرم افزار ArcGIS

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 21:48  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

ادامه گردنه گردشگری الماس خلخال

4 بررسی و تحلیل نیاز يا تقاضای گردشگران کنونی منطقه

گردشگری داراي خاصيت ويژه اي است كه مي توان آن را به منزله نيروي محرك توسعــه اقتصادي در تمام كشورها محسوب داشت هيچ كشوري يافت نمي شود كــــه فاقد مداد اوليه لازم براي توسعه جهانگردي و گرشگری باشد. آنچه كه كشورها را از هم متمايز مي سازد خود به تنهايي جاذبه جهانگردي به شمار مي رود.بنا براين هر كشوري با كوشش در خور و سرمايه گذاري مناسب در زمينه جهانگردي مي تواند وارد كننده جهانگرد بوده و از ايـــــن راه كمك به رشد اقتصادي خود نموده ونسبت به بالا بردن درآمد ارزي خود اقدام كند.

با آنكه سرمايه گذاري در هتلداري نوعي سرمايه گذاري كاملاً تخصصي و رشته اي به شمار ميرود معهذا جهانگردي به طور اعم از نوع صنايعي است كه احتياجات زيـربنائي آن بيشتر از انواع ديگرسرمايه گذاري است. اغلب اوقات، توسعه جهانگردي سبب بهبود كيفيت جاده ها،فرودگاهها،تسهيلات بندري ويا پيشرفتهايي در تأسيسات فراهم آورنده خدمات عمومي مي گردد. فراهم شدن چنين تسهيلاتي درصورتي كه توسعه آنها به طورصحيـح و متناسب صورت گرفته باشد،منافعي را ايجاد مي كند كه علاوه بر عموم افراد،بخشهاي غير عمومي اقتصادي نيز از آن بهره مند م شوند.در نتيجه،وجود يك شبكه كافي راه وحمل ونقـــل، مخابرات،پست، بانك،و تأسيسات زير بنائي، انگيزه اي بــــــراي پيشرفت وتوسعه ساير صنايع غير از جهانگردي خواهد شد.

جهانگردي در جريان ايجاد درآمد براي اهالي يك كشور،فرصتهايي براي اشتغال بـــه كار هاي تازه نيز پديد مي آورد. چنانكه با توسعه فعاليتهاي مربوط به جهانگردي، امكانـــات لازم براي اشتغال در هتلها ورستورانها وساير انواع خدمات مربوط به هتلها ,ماننــد كارهاي ساختماني فراهم مي شود وهمچنين به طور غير مستقيم فرصتهاي بــــــراي فروش بهتر فرآورده هاي كشاورزي و غذايي، صنايع دستي و بخشهاي ديگري از فعاليتهاي اقتصــــادي پديد مي آورد كه مستقيماً با جهانگردي در ارتباط نبوده و محدوده فعاليتهايشان متمايز از فعاليتهاي جهانگردي است.

يكي از آثار مهم و مفيد پيشرفت جهانگردي در كشورهاي در حال توسعه ايجــــاد فعاليت و كار و استفاده از نيروي انساني نيمه متخصص است. جهانگردي،بـــــه صورت يك بخش اقتصادي فعال، مي تواند از عامل كار، بيشتر از ساير عوامل توليد استفاده كند، وموجبـات بالا بردن سطح اشتغال را در كشورهاي در حال توسعه فراهم آورد.

علاوه بر نكات فوق بايد افزود كـــه در عصر حاضر يعني دوران مبارزه بـــا آلودگي محيط زيست،به جهانگردي در مقام مقايسه با صنايع ديگر، صنعتي بدون آثار شديد آلودگي بـه شمار مي رود. بدين معنا كـه حفظ محيط زيست و زيباييهاي طبيعي در ارتباط تنگاتنگ با جهانگردي بوده و هر دو، دو اقدام ومفهوم مترادف وهمگن به شمار مي روند.

به طور كلي اثراتي كه جهانگردي در كشورهاي مختلف باقي مي گذارد عبارتند از:

1- صدور كالا از طريق خريد و ره آوردهاي جهانگردي توسط سياحان

2- ايجاد خدمات مختلف براي استفاده جهانگردان

3- توسعه و پيشرفت انواع تأسيسات جهانگردي و گردشگری وصنايع وابسته به آن

4- توسعه وپيشرفت آژانسهاي مسافرتي

5- توسعه و پيشرفت وسائل حمل ونقل

6- استفاده از درآمد ناشي از سرمايه گذاريهاي داخلی و خارجي

7- توسعه راهها و فرودگاهها

8- ايجادموسسات ومراكز حفظ ونگهداري آثار باستاني و تاريخي

9- توسعه موسسات ديگر وابسته به صنعت گردشگری

10 -به وجود آمدن جاذبه هاي مختلف گردشگری و غيره...

اضافه مي شود كه از نتايج حاصل از جهانگردي و گردشگری فقط يك گروه مشخص در جامعه استفـاده نمي كنند بلكه تمام افراد كشور اعم از شهري و روستايي وعموم طبقات جامعه از توليــــد كنندگان فرآورده هاي كشاورزي و صنعتي گرفته تــــــا صاحبان صنايع و هنرهاي دستي بالاخره كليه كساني كه در كارهاي اجتماعي و فرهنگي وهنري هستند، همگي از رهگــذر توسعه جهانگردي بهره مي برند.

با توجه به اینکه گردشگری یک صنعت در حال توسعه می باشد و سود آوری آن همپایه ی صنعت نفت است و همچنین کشور ما نیز از نظر داشتن پتانسیلهای لازم برای توسعه ی این صنعت کاملاً غنی می باشد لذا برنامه مهندسی و سرمایه گذاری مناسب در این بخش می تواند کمک زیادی به رشد اقتصادی در زمینه ی گردشگری و هم در بالا بردن درآمدهای ملی کشور نقش مهمی را می تواند ایفا نماید.

این برنامه ها و طرح های گردشگری باید بیشتر با هدف جلب سرمایه گذاری خارجی و جذب درآمد بیشتر انجام گیرد که نیازمند مدیران قوی و خلاقی دراین زمینه می باشد که وسعت دید بیشتری داشته و محدود نگر نباشند.

در شرایط بحران اقتصادی فعلی کشور توجه به صنعت گردشگری  همچنان که اشاره شد درآمدی معادل نفت و یا می تواند بیشتر داشته باشد، یک امر ضروری و لازم به نظر می رسد. چون این حقیقت وجود دارد که ما همیشه و همه وقت نفت نخواهیم داشت پس باید صنایعی را برای جایگزینی آن در نظر بگیریم که صنعت گردشگری یکی از مهمترین صنایع جایگزین، صنعت نفت می تواند باشد.

برای پیشرفت گردشگری با توجه به منابع کافی که کشور ایران در اختیار دارد باید سرمایه گذاری انجام شود برای جذب سرمایه گذاران نیز باید به امنیت ملی توجه شود. چون توریست بیشتر به کشوری مسافرت می کند که از امنیت کافی برخوردار باشد و سازمان جهانی جهانگردی آن کشور را امن و مطمئن برای جهانگردی معرفی نماید. که در این صورت است سرمایه گذاران داخلی و بیشتر خارجی که هدف ما بیشتر جذب سرمایه گذاران خارجی  باید باشد اقدام به سرمایه گذاری نموده و دولت و مسئولین سازمانهای ذیربط نیز به عنوان کنترل کننده و هماهنگ کننده می توانند این صنعت را روز به روز توسعه دهند.

با توجه به اهمیت و ضرورت توسعه و گسترش صنعت جهانگردی توجه به این صنعت از دیدگاههای مختلف به خصوص از جنبه اقتصادی بسیار حائز اهمیت است.

مزایای اقتصادی مستقیم حاصل از صنعت جهانگردی، ایجاد فرصتهای اشتغال جدید، فروش خدمات و کسب درآمد و ارز آوری و ارتقاء سطح زندگی مردم و در نهایت توسعه اقتصادی منطقه می باشد. در مناطقی که رکود و بیکاری وجود دارد توسعه جهانگردی موجب تحرک اقتصادی، استخدام نیروی جوان و جلوگیری از مهاجرت می شود. با به گردش در آمدن چرخه های اقتصاد در منطقه، دولت نیز از طریق اخذ مالیات تاسیسات زیربنایی را ایجاد و توسعه داده و وضعیت عمومی اقتصاد در منطقه روز به روز بهبود خواهد یافت. در مناطق پررونق اقتصادی نیز جهانگردی موجب رونق بیشتر و تداوم توسعه می شود با افزایش در تولید ناخالص داخلی به طور مستقیم و غیرمستقیم منجر به افزایش اشتغال عوامل داخلی خواهد شد.

به طور كلي اثراتي كه جهانگردي در كشورهاي مختلف باقي مي گذارد عبارتند از:

1- صدور كالا از طريق خريد و ره آوردهاي جهانگردي توسط سياحان

2- ايجاد خدمات مختلف براي استفاده جهانگردان

3- توسعه و پيشرفت انواع تأسيسات جهانگردي و گردشگری و صنايع وابسته به آن

4- توسعه و پيشرفت آژانسهاي مسافرتي

5- توسعه و پيشرفت وسائل حمل ونقل

6- استفاده از درآمد ناشي از سرمايه گذاريهاي داخلی و خارجي

7- توسعه راهها و فرودگاهها

8- ايجاد موسسات و مراكز حفظ و نگهداري آثار باستاني و تاريخي

9- توسعه موسسات ديگر وابسته به صنعت گردشگری

10 -به وجود آمدن جاذبه هاي مختلف گردشگری و غيره...

اضافه مي شود كه از نتايج حاصل از جهانگردي و گردشگری فقط يك گروه مشخص در جامعه استفـاده نمي كنند بلكه تمام افراد كشور اعم از شهري و روستايي و عموم طبقات جامعه از توليــــد كنندگان فرآورده هاي كشاورزي و صنعتي گرفته تــــــا صاحبان صنايع و هنرهاي دستي بالاخره كليه كساني كه در كارهاي اجتماعي و فرهنگي وهنري هستند، همگي از رهگــذر توسعه جهانگردي بهره مي برند.این واقعیت را باید قبول کرد که امروزه صنعت جهانگردی به عنوان یک صنعت مهم در کنار سایر صنایع مطرح است و از نظر درآمد نیز درآمدی برابر با سایر صنایع و شاید بیشتر از آنها در بسیاری از کشورها دارد.

در بعضی از نقاط جهان، شرایط ویژه جغرافیایی و آب و هوایی باعث شده است که به عنوان منطقه گردشگری و جهانگردی مطرح شود و در بعضی از نقاط شرایط تاریخی و بناهای تاریخی باعث جذب جهانگرد شده است و کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. زیرا هم از نظر ویژگیهای جغرافیایی و آب و هوایی مناسب بوده و هم از نظر بناهای تاریخی و یک کشور تاریخی نیز مطرح است و این پتانسیل به وضوح در کشور ما وجود دارد که یکی از کشورهای مهم در صنعت جهانگردی در دنیا مطرح شود.

برای اینکه بتوان در این صنعت موفق شد باید از نیازهای گردشگران و مسافران اطلاع پیدا کرد تا نیازهای مشتریان و نحوه ی بهره برداری و استفاده از پتانسیلهای منطقه با هم، هم سو باشند.

محدوه مطالعاتی نیز در میان مناظر فراوان استان اردبیل برای بسیاری از اهالی استان و حتی در سطح ملی و کشوری نیز شناخته شده است. گردنه معروف الماس در جنوب شهر خلخال واقع شده و با جاده آسفالته به طول 11.5 کیلومتر تا شهر خلخال متصل می شود.

با توجه به پتانسیل های طبیعی خیلی قوی موجود در منطقه می توان  با سرمایه گذاری بهینه در این منطقه، و رفع موانع و مشکلات موجود، سبب افزایش هر چه بیشتر گردشگران در این منطقه شد.

در حال حاضر این منطقه تنها با ویژگیهای طبیعی بویژه اقلیمی و پوشش گیاهی بعنوان منطقه اکوتوریستی در چهار ماه از سال مورد بهره برداری محلی و منطقه ای قرار می گیرد در صورتیکه بهداشت، امنیت، خدمات تجاری و رفاهی، آب شرب و برق و مدیریت زیست محطی یکی از ضروریات حضور انسان در هر مکانی می باشد و این محدودیت نه تنها از حضور افراد علاقمند به طبیعت می کاهد بلکه موجب آلودگی بیشتر و تخریب طبیعت می گردد. داشتن ارتفاع نسبتاً نتاسب که مشرف بر ویژگیهای طبیعی از جمله اقلیمی، زمین شناسی و پوشش گیاهی و وجود پتانسیل های انواع گردشگری از جمله شکار، کوهنوردی، اسب دوانی، علمی، تفریح سنتی، ورزشی.... در منطقه گردشگری الماس نیار به تامین همه امکانات مورد نیاز گردشگران فوق الذکر دارد که برخی از مشکلات منطقه که در حال حاضر گردشگران با آن مواجه هستند به صورت ذیل می باشد:

- کمبود مکانهای مناسب برای اسکان گردشگری در منطقه

-  عدم وجود منابعی جهت اطلاع و آگاهی گردشگران از امکانات و جاذبه های طبیعی و تاریخی منطقه و اطراف آن.

-  نارسایی های موجود در امکانات بهداشتی در منطقه

- فقدان مکان مناسب، دوربین و تلسکوپ  جهت تماشای مناظر و ویژگیهای طبیعی منطقه

- مشکلات مربوط به تامین امنیت منطقه برای گردشگران

-  نبود امکانات و مکانهای مناسب برای وسایل نقلیه گردشگران(پارکینگ)

-  عدم وجود تبلیغات مناسب در مورد منطقه و ویژگیهای منحصر بفرد آن

- نارسایی های موجود در سیستم مدیریت منطقه

- فقدان آب، برق و خدمات تجاری و رفاهی

- فقدان محل عرضه صنایع دستی و خدماتی به مسافران

- فقدان یک مسیر مناسب از شهر خلخال و حتی کلور به این محل.

-فقدان غذاخوری، اقامتگاه و هتل در صورت تمایل مسافران به ماندن در محل.

توجه به مشکلات عدیده ای که در منطقه مورد مطالعه وجود دارد با سعی و تلاش ارگانهای مربوطه و حل مشکلات و کمبودهای منطقه در سال های آینده منطقه مورد مطالعه می تواند با توجه به پتانسیل های بالقوه منطقه از لحاظ گردشگری، به یکی از مناطق مهم گردشگری در سطح استان و کشور تبدیل شود.

در بعضی از نقاط جهان، موقعیت ویژه جغرافیایی و نوع آب و هوا، باعث گردیده است که از این مواهب الهی، به عنوان یک منبع درآمد اقتصادی و جلب سیاح استفاده کنند. بسیاری از جهانگردان، به طبیعت زیبا و آب و هوای مطبوع و مناسب، علاقه مندند و به علت رشد سریع صنایع ماشینی و آلودگی های ناشی از عوامل مختلف، انسان ها به طبیعت و نواحی خوش آب وهوا میل پیدا می کنند. وجود آبشارها، جنگلها، رود و فضای سبز و نواحی بدون آلودگی و... می تواند جهانگردان بسیاری را به خود جلب کند.

توزیع جغرافیایی این درآمد در سطح جهان بسیار نامتعادل است بطوریکه 80 درصد درآمد و اشتغال ناشی از صنعت توریسم به آمریکا و اروپا اختصاص دارد و از 20 درصد باقی مانده 5.2 درصد سهم خاورمیانه می باشد و از این 5.2 درصد نیز کمتر از یک درصد سهم ایران اسلامی می باشد.

ایران با التفات به جذابیت های فراوان خود و با تدوین استراتژیهای مناسب قابلیت جذب توریستهای بسیاری را داراست. توسعه پایدار هنگامی محقق خواهد شد که کشور ما از امکانات موجود، به شایستگی استفاده کند.  به این معنا که با در نظر گرفتن توان اقتصادی و سیاسی، پذیرش فرهنگی و اجتماعی و ظرفیت اکولوژیک، علاوه بر آنکه نسل حاضر را از دستاوردهای توسعه توریسم منتفع می کند، امکان ادامه توسعه برای نسلهای فردا را نیز از کف ندهد.

امروزه این صنعت از چنان اهمیتی برخوردار است که تقریباً تمامی کشورهای جهان، به منظور معرفی و شناساندن زمینه ها و جاذبه های توریستی خود، از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند و هر روز با استفاده از تکنیک ها و ابزارهای مدرن، به تبلیغ در این زمینه ها می پردازند. با آنکه جهانگردی، پدیده بسیار جدیدی در مبادلات جهانی به شمار می رود، سرعت و رشد آن به نحوی است که در زمان بسیار کوتاهی، توانسته است اقلام بسیاری از مبادلات بین المللی را به خود اختصاص دهد.

صنعت توریسم در منطقه آذربایجان مراحل اولیه رشد و توسعه را طی می کند و  صنعتی نو پا به شمار می آید استان اردبیل با وجود دارا بودن قدمت تاریخی و داشتن ارتباطات فرهنگی و بازرگانی با شرق  و غرب فاقد جایگاه مناسب بین مناطق توریستی به شمار می آید، برای اینکه بتوان در زمینه گردشگری و جهانگری پیشرفت نمود می باست پتانسیل های گردشگری موجود در مناطق مختلف را شناسایی و  با بررسی و شناخت نیاز های گردشگران و مرتفع نمودن این نیاز ها سبب رونق منطقه شد.

با توجه به موارد بالا و پیش بینی نرخ رشد گردشگران در مطالعات بالا دست( 6% ) جمعیت گردشگران در سال 1389 می بایست 582/3 میلیون نفر می رسید ولی نظر به توسعه امکانات زیربنایی و با توجه به آمار ارائه شده از سوی سازمان متبوع[1]، تعداد گردشگران به 5600000 نفر رسیده است و رشد 11% گردشگران را نشان می دهد این در حالی است که مناطق توسعه یافته بدلیل فقدان ظرفیت لازم تحت فشار شدید متقاضیان گردشگری بوده و به همین دلیل 65% از این مسافران استان به شهرستان اردبیل، بویژه شهر سرعین مسافرت کرده اند و سهم شهرستان خلخال شهر 3% از مسافران استان را دارا بوده که بالغ بر 168000 نفر می باشد. در خصوص منطقه مورد مطالعه میتوان گفت همانطور که مقصد اصلی گردشگران استان متناسب با امکانات موجود در آن مکان بوده، در شهرستان خلخال نیز بدلیل تجمع پتانسیل گردشگری در اطراف شهرستان با مقصد ورودی آنها الزاماً انطباق دارد. بدین معنی که راههای اصلی ارتباط از استانها و شهرستان های مجاور عمدتاً به شهر خلخال منتهی می شوند. با وجود اینکه 90% مسافران این شهرستان در جنوب شهر خلخال و اطراف آن در نمونه گردشگری ازناو، آبگرم كيوي و الماس مسافرت می نمايند. با وجود اینکه 75% مسافران این شهرستان در جنوب شهر خلخال و اطراف نمونه گردشگری الماس مسافرت می نمايند. الماس با وجود نزدیکی به شهر خلخال، بدليل عدم توسعه زير ساختهاي لازم  رشدی 11% داشته و بر اساس داده های آماری حمل و نقل جاده ای که در آمار نامه ها منتشر شده و یا در گرایشهای مربوطه به این آمارگیری آمده است. مطابق بررسیهای بعمل آمده الماس توانسته 15 % از مسافران شهرستان را به خود اختصاص دهد که جمعیت آن بالغ بر 25200 نفر مسافر می باشد که با توجه به پتانسیل موجود همانند ساير نمونه گردشگري، نیاز فعلی گردشگران الماس توسعه زير ساخت ها از جمله اقامتگاه، خدمات بهداشتی، تجاری و رفاهی از جمله جاده کشی مناسب، آب لوله کشی و برق می باشد.

 بنابرین از دید فعالیتهای گردشگری می توان مقصد مسافران و توزیع  گردشگران را در سطح شهرستان به ترتیب زیر طبقه بندی کرد:

1-  آبگرم كيوي و آبگرم جعفرآباد

2-  شهر خلخال به عنوان مرکز شهرستان و بزرگترین نقطه شهری با جاذبه های تاریخی و فرهنگی متعدد

3-  امامزاده هاي داخل شهرستان از جمله امام زاده عبدالله، ابراهيم

4-  چشمه ها و آبشارها با چشم انداز بسيار زيبا از قبيل ازناو و اسبو

5-  زيستگاهاي حيات وحش و عرصه هاي جنگلي از قبيل آ ق داغ و اندبيل

معرفی جاذبه های گردشگری و مطرح شدن جاذبه های اکوتوریستی شهرستان و به خصوص توده کوهستانی آق داغ و البرز غربي موجب شکل گیری الگوی خاصی از تمرکز فضایی و تقاضای گردشگری در حال حاضر شده است. بطوریکه از نظر تمرکز گردشگری و تقاضای بازار گردشگری در سطح منطقه یک همگرائی خاصی از نظر تقاضا در منطقه مذکور مشاهده میشود که مهم ترین خصلت این نوع تقاضا، فصلی بودن آن است که ویژگی تمرکز زمانی (در فصل تابستان) و تمرکز فضایی مهم ترین نیاز و تقاضای کنونی گردشگران منطقه را شامل میشود. وجود اختلاف قابل ملاحظه در تعداد مسافرین میان فصول مختلف سال با توجه به ویژگی اقلیمی که به طور واضح قابل مشاهده است در سطح استان قبل از هر چیز معلول نوع عرصه های گردشگری و تقاضای گردشگری و تک نقشی بودن آن یعنی غالب بودن فعالیتهای اکوتوریستی می باشد به طور کلی می توان چنین تحلیل نمود که مهم ترین نیاز مطابق با تقاضای گردشگران در حال حاضر می تواند عدم تمرکز گرایی شدید و ایجاد یک زنجیره گردشگری در سطح منطقه باشد تا به این وسیله علاوه بر توسعه گردشگری در سطح منطقه بوجود آید و شاهد رشد مناطق و منابع گردشگری دیگر در سطح شهرستان باشیم.

2-4   متنوع ساختن مشتریان کنونی

چنان چه سیاستهای توسعه گردشگری، به نحوی مطلوب برنامه ریزی و سامان دهی شود، می تواند راهی برای آشنایی مردم هر کشور با نحوه زندگی سایر ملل، عقاید، آداب، عادات، سنن و خلاصه فرهنگها و خرده فرهنگهای دیگر کشورها به شمار رود. در این فرایند، با تلاش برای تعیین و مشخص نمودن انواع گردشگران در منطقه و نحوه استفاده آنها از امکانات منطقه و ایجاد بستری مناسب جهت رفاه و آرامش گردشگران و با ایجاد امکان مبادلات فرهنگی و تعامل های اجتماعی، زمینه هایی فراهم می شود که به وسعت نظر و بسط حوزه دید مردم می انجامد که این زمینه ای است جهت ترویج و اشاعه فرهنگ غنی ایرانی به سراسر جهان و ترغیب گردشگران برای مسافرت به سرزمین ایران.برخی از انواع گردشگری هستند که شاید تا امروز به گوش ما نخورده باشند یا به عنوان یک نوع مستقل از گردشگری از آن اطلاعی نداشته باشیم. آنچه در زیر می آید برخی از این انواع گردشگری است.

 · گردشگری ماجراجویانه: سفر به منظور انجام کاری مخاطره آمیز مانند سفرهای خطر ناک کوهنوردی

 · گردشگری نیاشناسی: گردشگری و سفر به منظور شناخت شجره نامه و پیشینه نیاکان

 · گردشگری نشسته یا گردشگری مجازی: بدون سفر و حضور فیزیکی به جایی گردشگر مقصد خود را از راه اینترنت، کتاب و مجلات سیر می کند.

· گردشگری سیاه: گردشگری برای بازدید از محل های حوادث و فجایع یا گروستان ها. اولین کمپانی فعال در این زمینه کار خود را در نیو جرسی آمریکا برای بازدید از محل حادثه هواپیمایی هایدنبرگ شروع کرد.

· گردشگری افیونی: سفر به منظور تهیه یا مصرف مواد مخدر. (جالب است بدانید جزیره گوا در هندوستان از مهمترین مقاصد این نوع گردشگری است)

 · طبیعت گردی: همانطور که از اسم آن هویداست گردشگری به منظور بازدید از جلوه های طبیعت با حداقل خسارت به محیط زیست.

 · گردشگری آموزشی: سفر به منظورت تحصیل یا کسب مهارتی خاص. مثلا سفر به یک منطقه برای آشنا شدن با نحوه پخت یک غذای خاص یا کار کردن با یک آشپز معروف.

 · گردشگری سخت: گردشگری که همراه با مخاطرات جانی است.

 · گردشگری قمار: سفر به منظور شرکت در قمار و قمار خانه ها. معروفترین مقاصد این نوع گردشگری در دنیا عبارتند از آتلانتیک سیتی، لاس وگاس، پالم اسپرینگز، کالیفرنیا، ماکائو و مونت کارلو.

 · گردشگری باغبانی: سفر به منظور بازدید از باغ ها و باغچه های زیبای دنیا مانند تاج محل

 · گردشگری میراث فرهنگی: مانند سفر برای بازدید از بناهای تاریخی یا بنا ها ی صنعتی بزرگ

 · گردشگری سلامت: سفر به منظور رهایی از استرس شهر های بزرگ و بازیابی سلامت

 · گردشگری تفریحی:سفرجهت انجام تفریحی خاص یا ملاقات باگروهی که تفریح مورد علاقه شان با شما یکی است.

 · گردشگری خاص: مخصوص معلولین یا بیماران با شرایط خاص

 · گردشگری فرهنگ عامه: سفری که تصمیم آن پس از مطالعه کتابی یا مشاهده فیلمی در مورد مقصد توسط گردشگر گرفته می شود.

 · گردشگری پیوسته: برخی از افراد بسیار ثروتمند برای فرار از مالیات پیوسته در سفر هستند تا مشمول قوانین اقامت در محلی خاص نشوند.

 · گردشگری زیارتی: سفر به منظور زیارت مکانی مقدس

 · گردشگری تنها: سفر به تنهایی

 · گردشگری ورزشی: سفر به منظور انجام ورزشی خاص یا بازدید از یک رویداد ورزشی.

  · گردشگری فضایی: سفر به فضای خارجی زمین

با توجه به شرایط اقلیمی و توپوگرافی منطقه و پتانسیلهای موجود در منطقه و طبق بررسیهای صورت گرفته، گردشگران منطقه  الماس را می توان به گروه های زیر تقسیم نمود.

1- گردشگرانی که جنبه کوهنوردی و کوهپیمائی دارند.

با توجه به واقع شدن این محدوده در ارتفاعات البرز و وجود کوههای مانند کوه آق داغ، کوه ازناو،کوه کوکوان (کیوان) و کوه هوک خونی(مالان) که این کوه یکی از کوههای مهم و زیبای منطقه که جداکننده آب و هوای دو منطقه گیلان و خلخال است و پوشیده از جنگلهای استیپی می باشد، همه ساله در فصلهای مختلف سال گردشگرانی به منظور کوهنوردی و استفاده از مناظر کوههای منطقه مراجعه می نمایند.

2- گردشگرانی که جهت انجام فعالیت های ورزشی به مناطق اطراف رود مراجعت می کنند.

- مشتریان معمولاً ثابت منطقه ورزشکاران می باشند. هوای مناسب و پاک منطقه و همچنین مسافت کم منطقه به شهرخلخال سبب شده است که همه روزه افراد زیادی جهت انجام فعالیت های ورزشی اعم از تمرین دومیدانی، دوچرخه سواری، راهپیمایی و غیره به این منطقه روی می آورند که موجب رونق گرفتن و رفت و آمد در منطقه می شود که این دسته را نیز می توان جزء مشتریان کنونی منطقه لحاظ نمود.

3- گردشگرانی که جهت تفریح و استفاده از مناظر اطراف چشم مسافرت نموده اند.

با توجه به مشرف بودن محدوده به جنگل سرسبز گیلان،مناظر زیبای اطراف گردنه الماس و همچنین هوای پاک و مناسب منطقه که به عنوان استراحتگاه مورد استفاده گردشگران قرار         می گیرد.

4- گردشگرانی که جنبه زیارتی دارند

با توجه به اینکه منطقه خلخال و مناطق اطراف آن دارای زیارتگاهها و امامزاده های زیادی بوده و این امکان جزو جاذبه گردشگری تاریخی و زیارتی منطقه محسوب می شود، هر ساله گردشگران زیادی جهت زیارت این مکانهای مقدس و تاریخی روی به این منطقه سرسبز می نهند.

5- گردشگرانی که به عنوان پژوهشگر و باستان شناسی مسافرت می نمایند.

 وجود غارهای متعدد با منشا آهکی که از نظر بار عملی بسیاری همراه دارد و همچنین گورستانها و روستاهای تاریخی که جزء جاذبه های گردشگری تاریخی و طبیعی منطقه محسوب می شوند و اکوتن بودن منطقه از نظر جذب گردشگر نیز بسیار حائز اهمیت هستند که باعث شده هر ساله پژوهشگران و باستانشناسان زیادی به منطقه مسافرت نمایند.

6- گردشگرانی که برای خرید محصولات کشاورزی مسافرت نموده اند

وجود باغات میوه فراوان در منطقه که هم منبع درآمد اهالی منطقه محسوب می شود و از نظر اقتصادی نیز در وضعیت اقتصادی و پیشرفت منطقه مهم و اثر بخش می باشد چرا  علاوه بر جذب گردشگرانی که به عنوان تفریح و استفاده از مناطق اطراف و جاذبه های آن مسافرت نموده اند، عامل مهمی است.

در ضمن گردشگرانی را نیز جهت خرید محصولات این باغات اعم از: سیب، خیار، گردو، به و... جذب می نماید که در نوع خود هم از نظر اشتغال و هم از نظر اقتصادی در منطقه قابل توجه می باشد.

7- گردشگرانی که به خاطر شکار مسافرت می نمایند.

زیستگاه های اطراف منطقه که جزء مناطق شکار آزاد بوده سبب جذب شکارچیان برای شکار حیواناتی مانند:کبک، کبوتر چاهی می باشد و همه ساله با توجه به شرایط و ضوابط خاص شکارگاههای آزاد منطقه که توسط سازمان حفاظت محیط زیست ابلاغ شده و مجاز به اجرا می باشد.

 با توجه به مطالب یاد شده، محدوده الماس میزبان هفت دسته مختلف از گردشگر می باشد که هر کدام از این گردشگران نیازهای خاص و شاید منحصر به فردی را می طلبند که باید برای تامین خواسته ها و نیازهای گردشگران و مسافران همه ی بخشهای مربوطه و اهالی منطقه دست به دست هم داده و با سرمایه گذاری مناسب در جهت رشد و پیشرفت و شکوفایی منطقه تلاش نمایند.

3-4- گردشگران آتی

توسعه و پیشرفت هر فعالیت اقتصادی و صنعتی تنها با تو سعه دیدگاهها و بروز شدن امکانات بر اساس نیازهای افراد مورد استفاده انجام می گیرد که در زمینه گردشگری نه تنها امکاتات اولیه بایستی تامین گردد بلکه با توسعه سایر زمینه های گردشگری از جمله متنوع ساختن مشتریان کنونی و تامین ارتباط با سایر پتانسیل گردشگری منطقه مانند تامین سرویس برای بازدید از آبگرم ایستی سو، امام زاده عبدالله و... می توان در ارتباط با گردشگران آتی و افزایش جمعیت گردشگر در محدوده مباحثی را مطرح نمود که می توان برای حضور گردشگران آتی و توسعه گردشگری در محدوده مورد مطالعه موثر واقع شود.

باید توسعه بخش گردشگری در مقیاس منطقه موزون و متوازن باشد. اگر بخش توریسم و گردشگری می خواهد گردشگران آتی در محدوده مورد مطالعه را مشاهده کند  علاوه بر متنوع ساختن نیازها در این بخش باید آهنگ زمانی بازدید کنندگان را به طور نا محسوسی در گستره زمان فعالیت در مناطق مختلف متعادل و موزونه نماید و متوازن از این جهت که باید حتی المقدور از توسعه بشکل قطبی و تمرکز در یک نقطه جلوگیری کرده و بر اساس تدابیر مدیریتی، جابجایی مسافران به نقاط و جاذبه های دیگر را نیز انجام دهد تا سفر یکنواخت خسته کننده و کسالت آور نشود می توان در این زمینه پیشنهاد  انجام تورهای یک روزه به مناطق دیگر منطقه را به مسافران ارائه داده  تا به این ترتیب زمینه را علاوه بر عدم تمرکز گرایه در مناطق گردشگری برای تبلیغات و شناساندن مناطق دیگر فراهم نموده گردشگران آتی نیز با شناخت از جاذبه های دیگر و عدم تمرکز در یک منطقه تمایل به سفر به منطقه و محدوده مورد مطالعه را داشته باشند. در حال حاضر وضعیت بخش گردشگری در استان نشان می د هد که عمده مسافران در شهر سرعین متمرکز می شوند و برای توزیع آنها در محدوده مورد مطالعه و مناطق گردشگری دیگر هیچ اقدامی صورت نمی گیرد. که می توان با تدابیر مدیریتی با پیشنهاد مطرح شده در بالا را به عنوان یکی از اساسی ترین راهکارهای جذب گردشگران آتی مطرح کرد.بررسی های میدانی حاکی از آنست که بسیاری از مسافران نمی دانند پس از استفاده از آبهای معدنی بقیه اوقات خود را در سرعین چگونه بگزرانند و بی هدف در داخل شهر می چرخند یا در ترافیک شهر اردبیل گرفتار می شوند. بنابراین برای تحقق یک توسعه همه جانبه و فراگیر باید تمامی بردارها و عوامل موثر در جریانهای گردشگری پا به پای ساماندهی عرصه های گردشگری تحول یافته و به بالندگی تناسب و در خور خود برسند. با توجه به میزان جذب فعلی گردشگران توسط این منطقه که بالغ بر 25200 نفر در سال می شود و  15% گردشگران شهرستان را شامل می گردد و نظر به روند رشد متقاضیان گردشگری در شهرستان خلخال كه 6% در نظر گرفته شده، پیش بینی می گردد که تا سال 1395 تعداد مسافر این منطقه به  37891 نفر برسد و هر چند در حال حاضر مسافر خارجی به این منطقه مراجعت ننموده ولی با توجه به آمار سازمان متبوع و رشد 5% مسافران حارجی پیش بینی می گردد در صورت ایجاد زیر ساختها پس از ده سال تعداد 2270 نفر مسافر خارجی به این نمونه گردشگری مراجعت نمایند.

 

 

1-3-4 وضعیت سرمایه گذاری های انجام یافته و در دست انجام

با توجه به اهمیت و ضرورت توسعه و گسترش صنعت جهانگردی توجه به این صنعت از دیدگاههای مختلف به خصوص از جنبه های اقتصادی بسیار حائز اهمیت است. مهمترین اثر توسعه و پیشرفت این صنعت، اشتغالزایی است. در مجموع دو دسته اشتغال در مورد صنعت جهانگردی قابل تفکیک است اولی مشاغلی که به طور مستقیم در رابطه با صنعت جهانگردی است و دوم مشاغلی که صنعت جهانگردی به طور غیرمستقیم ایجاد می کند.

در کل می توان گفت سرمایه گذاری و توسعه در این صنعت باعث فراهم شدن فرصت اشتغال برای کارکنان ماهر و غیرماهر به علت کاربر بودن صنعت و ایجاد شغل برای بیکاران فصلی و غیر فصلی در مناطق جهانگردی از ویژگیهای اشتغال در صنعت جهانگردی است.

به عنوان مثال در کشور سوییس صنعت جهانگردی بیش از 65000 شغل گوناگون در شاخه های مختلف خود ایجاد نموده است. مسئله مهم در این صنعت نقش هتلها است. نقش هتلها در پذیرش و جلب مسافران از اهمیت خاصی برخوردار است و با توجه به اینکه هزینه ها در کشورهای آسیایی به مراتب کمتر از کشورهای اروپایی است با توجه به نقش هتل و همچنین صنعت حمل و نقل جهت جابجایی جهانگردان و مسافران به طور سریعتر و راحت تر سرمایه گذاری مناسب و بهینه در این بخش می توان گام مهمتری در این صنعت نهاد. زیرا کشور پهناور ایران با جاذبه های بسیار فرهنگی، تاریخی، مذهبی و طبیعی و غیره از نظر پتانسیلهای بالقوه غنی می باشد و تنها در سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذار دچار مشکل بوده و خیلی ضعیف عمل شده است.

سرمایه گذاران بین المللی نقش مهمی در توسعه ی این صنعت و علاوه بر آن در اقتصاد کشور می توانند ایفا نمایند در نتیجه باید بیشتر به سرمایه گذاری خارجی توجه شود و اقدامات تشویقی و امتیازات مشوق را در اختیار سرمایه گذاران خارجی قرار داد. در این خصوص به چند مورد به طور خلاصه در ذیل اشاره می شود.

1- معافیت مالیاتی

2- معافیت گمرگی

3- اعطای وام درصدی نسبت به کل سرمایه گذاری برای هزینه های بازاریابی و...

4- تخصیص زمین

5- تخفیف هزینه های آب و برق و...

6- معافیت از عوارض ساختمان

با این اقدامات و امتیازات می توان سرمایه گذاران خارجی را جهت سرمایه گذاری و در نتیجه پیشرفت در این صنعت تشویق نمود. با توسعه و پیشرفت در این صنعت دستاوردهای مهم و موثری خواهیم داشت که در کل می توان به سه دسته تقسیم نمود:

1- برای کشور: حداکثر درآمد جهانگردی

2- برای بخش خصوصی: توسعه همه جانبه با مدیریت روز از طریق وضع مقررات جدید

3- برای عموم: افزایش درآمد سرانه

در منطقه نمونه مورد مطالعه الماس که یکی از جاذبه های طبیعی و به نوعی علمی استان و ایران به شمار می آید سرمایه گذاری که بتواند سبب جذب گردشگر و توسعه و پیشرفت منطقه شود صورت نگرفته است،با توجه به موقعیت محدوده و بادگیر و برف گیر بودن آن که برخی امکانات از قبیل چادر در آن محدوده آسیب پذیر هستند، سرمایه گذاری در این منطقه که از جمله این سرمایه گذاریها در مقابل پتانسیلهای بسیار قوی منطقه بسیار ناچیز است، از این قرار می باشد:

- ساخت سکوهای بتنی به تعدادی جهت برپا کردن کلبه چوبی برای مسافران

- ساخت تعداد آلاچیق برای گردشگران

- ایجاد پیاده رو در کنار جاده به صورت سنگ فرش

- ایجاد استخر پرورش ماهی جهت سرگرمی و صید ماهی.

- احداث نماز خانه

- احداث سرویس بهداشتی

- ایجاد بوفه خرید و فروش لوازم خوراکی

- ایجاد امکانات امنیتی مثل پایگاه نیروی انتظامی

نمونه گردشگری الماس در حال حاضر دارای یک ساختمان اداره راه، جهت کمک به روانسازی جاده و برف روبی در فصل زمستان بوده و یک ساختمان امداد و نجات جهت کمک به آسیب دیدگان در حادثه احتمالی مسافران و دارای آب لوله کشی و جاده دسترسی بوده و اطراف جاده جهت چادر زنی بهسازی گردیده است که با توجه به امکانات و جاذبه های طبیعی و تاریخی مهم منطقه می توان گفت که از نظر سرمایه گذاری در این منطقه بسیار ضعیف عمل شده است و عملاً هیچ گونه سرمایه گذاری مهم و موثری در جهت جذب گردشگران و مسافران انجام نشده است.

در خصوص سرمایه گذاری در دست انجام می توان به مطالعات گسترده توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و شهرداری خلخال و تامین اعتبارات لازم اشاره نمود و همچنین تامین آب از طریق چشمه های اطراف طرح و برق از طریق نصب تیر برق از روستای مجره و ایجاد مکانهای چادر زنی و ارسال نیروی انتظامی سیار توسط فرمانداری خلخال در فصل تابستان جهت تامین امیت مسافران اشاره نمود.

 

 

2-3-4 برآورد تقاضای آینده با توجه به بازارهای هدف

كسب ميزان قابل توجهي از درآمد صادرات جهان از صنعت گردشگري، رشد بالاي ميزان اشتغال زايي اين صنعت و نيز روند رو به رشد آن از يك سو و نقش فزاينده اين صنعت در توسعه تبادل فرهنگي، تقويت تفاهم و زمينه هاي گفتگوي ميان ملل، اديان و تمدنها و نيز رواج روحيه مدارا و همزيستي مسالمت آميز ميان آنان از سوي ديگر، اين صنعت را در زمره يكي از صنايع با اهميت عصر كنوني قرار داده است. اين صنعت نيز همانند ساير ابعاد زندگي بشر، در نتيجه پديده جهاني شدن به ويژه به خاطر توسعه صنعت حمل و نقل و در نتيجه فراهم شدن زمينه هاي مسافرت سريع، آسان و ارزان انسانها در داخل و خارج جوامع، به درجات مختلف و متفاوت، تحت تأثير قرار گرفته است كه يكي از آثار مشهود و مهم آن افزايش مستمر تعداد گردشگران و در نتيجه افزايش نقش اين صنعت در اقتصاد جهاني و نيز گسترش دامنه آثار فرهنگي آن در سطوح مختلف ملي منطقه‌اي و بين المللي است.

در چارچوب برنامه هاي بلند مدت، با توسعه فرهنگ گردشگري و فراهم آوردن زمينه‌هاي آن در درون جوامع بشری مي توان از طريق آشنا ساختن ملل با ذخاير تاريخي و گنجينه هاي طبیعی، فرهنگي، مذهبي و نيز منابع و توانمندي هاي خويش را در سطح جهان به سطح بالایی رساند.براي تحقق اهداف صنعت گردشگري، علاوه بر اتخاذ سياست و راهبردهاي جامع نگرانه در زمينه گردشگري و نيز برنامه ريزي هاي متناسب جهت ايجاد زيرساختها، توسعه ظرفيتها و نيز تضمين برخورداري از گردشگري پايدار در سطح ملي، تبيين اصول و ايجاد ساز و كارهاي لازم جهت توسعه همكاري كشورهاي پیشرفته در صنعت توریسم خصوصا کشور های اسلامی در زمينه گردشگري، از اهميت خاصي برخوردار است.

در اين راستا تلاش براي تبيين چارچوب ها و ايجاد ساز و كارهاي لازم جهت توسعه همكاري نهادها و ارگانهای مختلف كشور در زمينه گردشگري امري ضروري است. ايران با داشتن آثار طبیعی، تاريخي و فرهنگي بسيار غني و منابع عظيم اكوتوريسمي در زمره 10 كشور برتر دنيا از لحاظ جاذبه هاي تاريخي و پنج كشور اول جهان از نظر اكوتوريسمي است.

مكان‌هاي انتخاب شده به لحاظ وجود جاذبه‌هاي طبيعي، فرهنگي و تاريخي قابليت‌هاي لازم را براي جذب گردشگر دارند و نيازمند ايجاد تاسيسات و امكانات جهانگردي و انجام اطلاع رساني مناسب هستند. مناطق گردشگري مي‌تواند، به عنوان يك اقامتگاه محل تمركز جهانگردان داخلي و خارجي به منظور انجام سفرهاي فراغتي، تعطيلاتي و اقامتي باشد. اين كانون بايد داراي تمام امكانات ويژه مورد نياز، جهانگردان و كساني كه اوقات فراغت خود را در این مناطق مي گذارنند باشد. بنابراين ساخت فضاهاي تفريحي، ورزشي، اقامتي، خدماتي،تجاري و رفاهي در حد استانداردهاي جهان امروز و گرد‌آوردن همه نيازهاي شهري در يك مجموعه متمركز از ويژگي‌هاي مناطق گردشگری است. رعايت ملاحظات زيست محيطي و توسعه پايدار نيز از ديگر مشخصه‌هايي است كه بايد در طرح‌هاي پيشنهادي مورد نظر قرار گيرد. در اين صورت مي توان اطمينان داشت كه چه به لحاظ اقتصادي و چه به لحاظ فرهنگي، احداث چنين فضاهایی از بازدهي مناسب برخوردار باشد. از نظر مجريان طرح بهترين نتايج قابل تصور براي مناطق گردشگری با پيگيري راهبردهايي تحقق خواهد يافت كه منافع آن مستقيماً به مشاركت كنندگان در ايجاد و توسعه ساز و كارهاي مورد نياز و نيز بهره‌گيران از خدمات معطوف شود. اين امر از طريق نظام اداري هوشمند و مديريتي قابل حصول است كه بتواند نتايج مورد انتظار را تأمين كند.

بازاریابی در صنعت گردشگری یکی از فرآیندهای اساسی در بخش توریسم محسوب می شود که لازم است برنامه ریزان و مسئولان امر توجه ویژه ای به این مقوله داشته باشند.

مقصود از بازار یابی همه فعالیتها و فرآیندهایی است که در راه گرد هم آوردن خریدار و فروشنده انجام می شود و آن عبارت است از  خلق، توزیع، تبلیغ، ترویج و گسترش، قیمت گذاری و ارائه عقیده ها و نظرات جدید برای تسهیل داد و ستد در محیط پویا.

هنگامی که در بازاریابی بتوان محصول یا خدمتی مناسب را در مکان و زمانی مناسب به دست مشتری مناسب داد نتیجه کار سود به بار آورده و مشتری از این کار راضی خواهد بود. پیش از اینکه در بازاریابی به فعالیتهای خاصی انجام شود باید یک برنامه بازاریابی تهیه و تکمیل کرد. در صنعت گردشگری مسئله مهم این است که برای محصولات و خدماتی که در هر نقطه ارائه می شود، برنامه بازاریابی تهی شود. این که آن سازمان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری یا سازمان دولتی دیگر می باشد فرق نمی کند. مهم داشتن برنامه بازاریابی است که بسیار مفید خواهد بود، با افزایش رقابت در صحنه گردشگری و پیدایش مکانهای بیشتر، این مکانها با داشتن برنامه های بازاریابی نسبت به سازمان های دولتی، چنین برنامه هایی ندارند. امکان دارد برنامه بازاریابی استراتژیک، عملیاتی یا تلفیقی از هر دو جنبه باشد.با توجه به آنچه در ارتباط، بازاریابی مطرح شد. بازارهای کنونی منطقه دارای حوزه بندی تقریباً تعریف شده ای است که برخی از این بازارها با عرضه های گردشگری حوزه اطراف خود بیشتر پیوند دارند تا حوزه ای خارج از محدوده در یک طبقه بندی کلی می توان گردشگری منطقه را به شرح زیر حوزه بندی کرد.

1- بازار گردشگری شهری و روستایی اردبیل

حوزه نفود این بازار آبهای سرعین، جاذبه های تاریخی شهر اردبیل، گردنه حیران، شهر آستارا، دریاچه نئور، دامنه های سبلان از جمله آلوارس و آبهای گرم معدنی نیر می باشد که حوزه هایی از جمله حوزه بازار گردشگری خلخال و حوزه شمالی استان(مغان) به دلیل مرزی و عدم وجود جاذبه ها و تأسیسات کافی با بازار گردشگری حوزه شهری و روستایی اردبیل پیوند نخورده و مسلماً تقاضای آینده برای این حوزه یا توجه به محدودیت مطرح شده  می تواند تقاضای بسیار بالایی باشد. امّا این بازار با قابلیت تقاضای بالا می تواند یکی از حوزه ها و بازارهای هدف گردشگری در سطح منطقه قلمداد گردد و حجم بیشتری متقاضیان آینده را برنامه ریزی و توسعه محدوده مورد مطالعه را در خود پوشش دهد. این بازارحدود 70 درصد از متقاضیان گردشگری استان را در محورهای ارتباطی خود مشاهده می کند که با برنامه ریزی اصولی نمونه گردشگری ایلاندو نیز می تواند با توجه به ظرفیت بسیار بالای طبیعی و انسانی خود، حجم بیشتری از متقاضیان را در جهت توسعه بازار منطقه و کاهش فشار بر بازار اردبیل جا دهد.

2-حوزه بازار گردشگری آستارا

آستارا با سواحل زیبایش و بازارهای موجود در آن و نزدیکی به شهر اردبیل و گردنه حیران و گردنه الماس از جمله بازارهای هدف در سطح منطقه به شمار می آید و می تواند مسافران زیادی را به سمت اردبیل و سرعین و خلخال بکشاند. رونق اقتصای سالهای اخیر به دنبال تجارت مرزی توجهی که بازار مرزی آستارا در میان مسافران داخلی کشور پیدا کرده، تقاضای گردشگری در این منطقه و به تبع آن در سطح استان اردبیل به شدت افزایش یافته و با ایجاد کریدور استارا (سواحل خزر)، اردبیل و دریاچه ارومیه تقاضای گردشگری در سالهای آتی افزایش چشمگیر پیدا کرده و حتی بین المللی شود.

حوزه کشش و بازارهای مصرف برای گردشگری بازارهای هدف گردشگری در سطح منطقه، حوزه شهر تهران به عنوان اصلی ترین منبع و بازار تقاضا برای کلیه فعالیتهای گردشگری در سطح منطقه و بعد از شهر تهران بیشترین حجم تقاضا برای گردشگری استانهای اذربایجان شرقی و گیلان و زنجان به عنوان دومین منبع و بازار تقاضا به دلیل ارتباطات سنتی و اجتماعی با این استانها محسوب می شود. با یک برنامه ریزی مدون و ارائه راهبردهای اساسی گردشگری می توان تقاضای آینده گردشگری و حجم افزایش یافته از تقاضا از بازارهای تقاضای کشورهای عربی، همجواری آذربایجان، ترکیه و کشورهای قفقاز و دیگر کشور ها را در سطح منطقه شاهد بود.

این حوزه بازارگردشگری در سطح منطقه در مناسبات گردشگری استان تنها در مقیاس محلی حوزه اطراف خود فعالیت ندارد و فعالیت این بازار تقاضا تا حدود زیادی سالانه بوده و با شروع  فصل تابستان و رسیدن میوه باغ های بازار خلخال و اردبیل و همچنین آبهای معدنی سرعین و ایستی سو ادامه می یابد. بیشترین ارتباط این حوزه تقاضای بازار گردشگری با شهر اردبیل است و برای افزایش تقاضای آینده باید بازار گردشگری خلخال را به جریانهای گردشگری استان پیوند داد و ساکنان آن را با جریانهای گردشگری آشنا نمود.



[1] سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 18:13  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

ادامه گردنه گردشگری الماس خلخال

-2-1- مشخصات زمین شناسی و توپوگرافی

الف - توپوگرافیکی

از نظر توپوگرافی شهرستان خلخال از سه تیپ کلی تشکیل یافته که شامل کوههای مرتفع، تپه های کم ارتفاع و دشت می باشد.

عمده ارتباطات ناحیه خلخال مربوط به کوههای تالش، باغرو و قراول داغ می باشد که از جوانب شمال غرب، شرق و جنوب به شهر خلخال محدود می شوند، معمولا ارتفاع این کوهها بین 1500 الی 3500 متر در نوسان می باشند.

نوع دوم از توپوگرافی مربوط به تپه ماهورها بوده که عمدتا دارای ارتفاعی بین 1200 الی 2000 متر با سنگهای آهکی، مارنهای گچی، آهکی و نمکی، سنگهای دگرگونی با خاکهای کم عمق تا نیمه عمیق و پوشش استپی است.

نوع سوم از توپوگرافی شامل دشتهای دامنه ای با شیب ملایم و پستی و بلندی کم تا متوسط با شیب بین 2 تا 5 درصد و خاکهایی با عمق متوسط تا زیاد با بافتی سنگین می باشند.

مطابق جدول 9-1 حوزه آبخیز هیرو چای و بطور کلی شهرستان خلخال یک منطقه کوهستانی مرتفع می باشد. پست ترین نقطه حوضه مورد بحث در محل پیوستن آن به قزل اوزن حدود 600 متر مرتفع تر از سطح دریاهاست و مرتفع ترین نقطه 3010 متر ارتفاع دارد. کمی بیش از 35 درصد وسعت حوضه بالاتر از ارتفاع 2000 متر قرار داشته و 46درصد حوضه نیز ارتفاعی بین 1500تا 2000متر دارد. ارتفاع متوسط این حوضه 1837 متر محاسبه شده  است. حوصه آبخیز هیرو چای یک حوضه مرتفع محسوب می شود که بلندی آن نه تنها از دو برابر ارتفاع متوسط خشکیها تجاوز می کند بلکه از ارتفاع متوسط خود کشور هم بطور قابل توجهی بلند تر است. این شرایط در تمام اوضاع و احوال اقلیم و هیدرولوژی حوضه تاثیر داشته وبه همراهی شکل ناهمواریها تمام شرایط اقتصادی و اجتماعی ساکنین شهر ها و آبادیهای این ناحیه را تحت تاثیر قرار می دهد. مشخصات هیپسومتری حوضه در جدول 7-1 خلاصه شده است.

  جدول شماره 9-1:مشخصات هیپسومتری حوضه

حدود ارتفاع

مساحت

درصد

1000-1500

1500 2000

2000-2500

2500-3000

4/294

6/720

2/471

1/78

8/18

1/46

1/30

5

جمع

3/1564

100           

ارتفاع حداقل

ارتفاع حداکثر

ارتفاع متوسط

 

1050(ایستگاه فیروز آباد)3010(کوه عجم)

1837

ماخذ:طرح جامع آی کشور منابع ای سطحی در حوضه های آبریز سفید رودو.زارت نیرو1369

 

ناهمواریهای این حوضه مجموعه ای از کوه، تپه و سطوح فرسایشی است که توسط رودها عمیقاً بریده شده اند.یک رشته کوه در بخش مرکزی حوزه با امتداد تقریبا شمالی جنوبی کشیده شده که حوضه سنگوی چای را از حوضه آرپاچای جدا می کند. ارپاچای این ارتفاعات را به صورت عرضی بریده و تنگه ای ایجاد کرده است که جاده خلخال –اردبیل از کنار ان می گذرد. ارتفاعات مذکور در شمال جاده کاملا عارضه دار می باشد،سایر قسمت های حوضه تقریبا شکل فلاتی دارد که از تعدادی سطوح عمدتا با ارتفاع بین1200تا2000متر تشکیل شده است،وسیع ترین سطح در ارتفاع بین 1200تا1500متر در حاشیه آبراهه های اصلی آرپاچای بویژه سنگوی چای مشاهده می شود.

در این حوضه بطور کلی ارتفاع زمین از شمال به جنوب و از شرق به غرب کاهش می یابد از اینرو شیب حوضه از شمال شرق به جنوب غرب می باشد.که از جهت کلی آبراهه های اصلی بخوبی انرا منعکس می کند.

-نواحی کوهستانی

رودخانه گیوی چای از شاخه های عمده ارپاچایی-هیرو چایی-سنگور چایی و رود خانه  کزاز (نیاخرم)تشکیل شده است. که طویلترین شاخه آن مربوط به رودخانه هیرو چایی می باشد. از مهمترین ا رتفاعات این حوضه می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

الف:رشته کوههای طالش:

که از جنوب تا شمال شهرستان خلخال امتداد یافته و ناحیه مرزی بین شهرستان و استان گیلان می باشد و به شهرستان اردبیل ختم می شود و از قله های مرتفع آن ماسوله د اغ با ارتفاع 3050 متر از سطح دریا و کوه عجم داغ با ارتفاع 3010 متر وکوه بفروداغ با ارتفاع 3197 متر از سطح دریا را می توان نام برد. این رشته کوه دو قلمرو مشرف به خزر و پشت آن از هم مجزا کرده و دو محیط را در دامنه شرقی و غربی ارائه می دهد. دامنه شرقی جنگلی و مرطوب و دامنه غربی چشمه سار و مرتع زار و عاری از جنگل است.

 

ب-آق داغ یا کوه سفید:

رشته کوهی است واقع بین بخش خورش رستم و بخش امامرود که حوضه های آبریز رودخانه های هیرو آباد –زالرود، کندرق و شاهرود چای را شامل می شود. ارتفاع بزرگترین قله آن که بلند ترین کوه در این منطقه می باشد از سطح دریا حدود 3320 متر می باشد. در دامنه های این رشته کوه آبادیها و چشمه سارهای فراوانی وجود دارد و بصورت چراگاه نیز دامنه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.

ج-کوه ازناو:

در نزدیکی شهر خلخال (هرو آباد)واقع کردیده است و ارتفاع آن از سطح دریا حدود2412متر می باشد چشمه های دامنه آن آب مورد نیاز مزارع و باغات روستای خوجین را تامین می کند.

از جمله مهمترین اشکال موروفولوژیکی شهرستان خلخال که قادر است نقاط شهری را تحت تاثیر قرار دهد گسله ها می باشد که این گسله ها عمدتا فعال بوده و احتمال زلزله خیزی در شهر خلخال وجود دارد. حوضه آبخیز هیروچای،بطور کلی شهرستان خلخال در واقع بخشی از دامنه غربی رشته کوههای تالش می باشد. این رشته کوهها که امتداد غربی البرز می باشد.

 یک تاقدیس مرکب بوده و رشته کوه باغرو، غربی ترین رشته در این مجموعه می باشد که قلل آن منطبق بر خط الراس کوهستان است. تاقدیسی که رشته باغرو را ساخته یک چین نامتقارن است. بال غربی ان که مشرف به حوزه هرو چای و آرپاچای می باشد برگشته بوده و یک دامنه پر شیب ایجاد کرده است. در حالیکه بال شرقی آن با شیل ملایمی بسوز دریای خزر فرود می آید. سازند آذرین –رسوبی پالئوژن بصورت دگر شیب به روی لایه های کرتاسه نشسته چین خوردگی ملایمی را نشان می دهند. ارتفاعاتی که ما بین حوزه آرپاچای و سنگور چای قرار دارد تاقدیسی است که همان روند تاقدیس باغرو را دارد ولی ما بین این دو تاقدیس لایه ها در جهات مختلف شیب پیدا کرده و چین خوردگی ملایم نشان می دهند. همچنین وجود پهنه های آتشفشانی، چین خوردگیهای ناشی از حرکات کوهزایی دورانهای سوم و چهارم زمین شناسی از دیگر عناصر اشکال مورفولوژیکی به شمار می روند. کوهستانی بودن شهرستان خلخال سبب شده تا ارتباطات آن نیز در برخی نقاط با مشکل روبرو بوده به طوری که رفت و آمد و تردد توسط گردنه هایی صورت پذیرد که از جمله معروف ترین آنها گردنه معرف الماس بوده که ارتباط بین خلخال با هشترود و اسالم را برقرار می سازد

حداکثر ارتفاع  این محدوده 2300 متر در خود گردنه الماس بوده  که جدول 8-1 وضعیت طبقات شیب زمین محدوده مطالعاتی را نشان می دهد که شیب غالب زمین در محدوده مطالعاتی  بین 10-40 % بوده و جهت شیب زمین به سمت شمالغربی می باشد این ویژگی توپوگرافیک موجب گردیده است که این محدوده کمترین میزان انرژی خورشیدی را دریافت بکند و بارش بصورت برف ببارد و همچنین ذوب برف دیرتر صورت بگیرد.

 

 

 

 

 

جدول 8-1 طبقات شیب زمین محدوده مطالعاتی نمونه گردشگری الماس خلخال

ردیف

درصد

مساحت به هکتار

درصد به مساحت

1

0-5

91.4050

10.61686

2

5-10

58.1710

6.756669

3

10-15

204.1540

23.71286

4

15-20

174.5700

20.27663

5

20-30

126.8740

14.73665

6

30-40

184.3380

21.4112

7

40-60

19.9640

2.318855

8

60-85

1.4660

0.170279

 

 

860.9420

جمع کل

 

ب - زمین شناسی

بطوریکه قبلاً نیز اشاره شد،حوزه مورد مطالعه بخشی از دامنه رشته کوههای تالش می باشد.،که خود آن نیز به عنوان البرز غربی در مطالعات زمین شناسی مورد بحث قرار می گیرد.تکامل تکتونیکی زمین در این حوزه نیز شبیه تکامل تکتونیکی کل سیستم رشته کوههای البرز بوده و همان ویژگیها را نشان می دهد. از اواخر پره کامبرین تا اوایل دوران دوم،سرزمین ایران و کشورهای مجاور به صورت یک پلاتفرم بوده است این زمین سخت شده به قطعات بزرگی تقسیم شده بود که هر کدام حوضه رسوبی متفاوتی را تشکیل می دادند. ولی هیچکدام از این حوضه ها به دریای عمیق تبدیل نمی شد،به طوریکه تمام رسوبات انباشته شده در آنها در تمامی دورا ن اول و اوایل دوران دوم رخساره دریای کم عمق و یا خشکی دارند. در دور تریاس حدود 200 میلیون سال پیش از این اولین فاز کوزهایی آلپی شروع شده و شرایط رسوب گذاری عوض می شود. حوضه ای که رشته کوههای الیرز و تالش در ان شکل گرفته به تدریج تحول یافته و رسوبات مختلف دریائی در آن انباشته میشود. این زون ساختمانی پس از چندین تحول در اثر فاز کوهزایی،در اواخر کرتاسه دچار چین خوردگی شده و در شروع دوران سوم اولین برجستگی ها در آن ظاهرشده است. رشته کوههای تالش نیز که از سنگهای کرتاسه و قدیمی تر تشکیل شده است. از این زمان به بعد همواره به بعد همواره خشکی بوده و بعنوان بخشی از برجستگی های حاشیه شمالی فلات ایران،حوزه های داخلی را از حوزه های خارجی جدا کرده است.از اوایل دوران سوم،در تمامی طول پالئوژن در دامنه های داخلی رشته تالش بمانند البرز تمامی ایران مرکزی فعالیت شدید اتشفشانی جریان داشته و سازند اذرین –رسوبی پالئوژن ناحیه خلخال تشکیل شده است. چین خوردن سازند آذرین –رسوبی در ناحیه خلخال احتمالا با فاز پیمونه در اوایل الیگوسن شروع شده و با حرکات میوسن میانی و و پایانی تشکیل شده باشد.

پیدایش حوضه رسوبی نئوژن (حوضه سنگور چای)نیز به احتمال زیاد مربوط به حرکات میوسن است. شکل گیری  این حوضه بدون شک مربوط به گسل سراسری ناحیه است. اسن گسل ممکن است مثل بیشتر گسل های بزرگ کشور خیلی قدیمی باشد،ولی حرکتی که به پیدایش حوضه نئوژن انجامیده به احتمال در میوسن میانی اتفاق افتاده است،زیرا این گسل سنگهای پالئوژن را بریده  است. رسوبات نئوژن در حوضه فیروز آباد با آخرین فاز کوهزائی آلپی چین خورده و شکل امروزی ناهمواری ها پیدا شده است.

ویژگیهای ساختمانی ناحیه بویژه سیستم گسل ها و لغزشهای بزرگی که در ناحیه دیده می شود حاکی از تحرک این ناحیه است. یک زمین لرزه بزرگ و در نزدیکی گسل سراسری مذکور روستای قزل درق حدود500متر جابجا شده که در نتیجه اهالی آن مجبور به احداث آبادی جدیدی شده اند. نظیر همین اتفاق در آبادی جعفر آباد در جنوب خلخال نیز اتفاق افتاده است. اساسا موقعیت منطقه نسبت به اردبیل که زمین لرزه شدید اخیر(1375)بخشی از آن را ویران ساخته است،تحرک منطقه را نشان نی دهد. شكل شماره 5تکتونیک منطقه را نشان می دهد.

قدیمی ترین سنگهای منطقه مربوط به کرتاسه است که بصورت نوار باریکی به پهنای 2-4 کیلو متر در سراسر حاشیه شرقی حوطه کشیده شده است. نوار کوچکی از این سنگها در دامنه ارتفاعاتی که درو کزاز از ان سرچشمه می گیرد رخنمون دارد. بخش پائینی کرتاسه در اینجا از آهک سیلتی و کرتاسه بالائی از آهکهای ناخالص همراه شیل و سیلت و ماسه و کنگلو مرای پولی ژنیک قرمز رنگ تشکیل شده است.تمامی این سازند چین خورده بوده و توسط یک گسل طولی بریده شده اند.

سنگ های پالئوژن در این حوزه شامل گدازه های آندزیتی همراه با توف و لایه های نازک آهک نومولوتیک می باشد. تمام حوزه  آبخیز رود خانه هیرو و آرپاچابی (بجز نوار باریک سنگهای کرتاسه)و بخش زیادی از حوزه سنگوی چای با این سنگهای کرتاسه) و بخش زیادی از حوزه سنگوی چای با این سنگها پوشیده شده است. این سنگهای آذرین رسوبی که بنام سازند کرج نامیده شده اند نتیجه فعالیت آتشفشانی عظیمی است که در دوره ائوسن بدنبال کوهزائی فازالارامی در سراسر ایران مرکزی بوِیژه در حاشیه ان جریان داشته است این سنگها در فاز های تعدی کوهزائی آلپی چین خورده اند.

سنگهای مربوط به نئوژن در حوزه آبخیز هرو چای از دو نوع متفاوت است. اولی سنگهای رسوبی تخریبی همراه با رسوبات تبخیری است که در حوضه های رسوبی نئوژن تکوین یافته است و دومی تشکیلات آتشفشانی مربوط به این دوره می باشد. حوضه ای که سنگهای رسوبی در ان دیده می شود شکل کشیده و باریک دارد و با یک گسل مهم در شرق محدود شده است. این حوضه در واقع بخشی از یک رشته فرورفتگی هائی است که حوضه های اردبیل در شمال و حوضه قزل اوزن (حوضه منجیل)در جنوب شرق نیز به آن تعلق دارد. در محدوده مورد مطالعه،تمامی آبراهه اصلی سنگور چای و بخشی از آرپاچای بعد از شهر گیوی در روی رسوبات نئوژن قرار دارند. سنگهای این حوضه متشکل از رسوبات مارنی،سیلتی و ماسه ای و کنگلومرا به رنگ قهوه ای تا خاکستری است که عموما همراه با ژیبس بوده و چین خورده هستند.

سنگهای آتشفشانی نئوژن قسمتی از ارتفاعات غربی حوزه را در شمال فیروز آباد تشکیل می دهند. این سنگها از گدازه های اسیدی تا متوسط (خنثی)عمدتا از نوع تراکیت می باشند  در مرکز دهانه ها و گنبدهای آتشفشانی سنگهای پورفیری نیز دیده می شود.

زمین های پوشیده از رسوبات کواترنر در حوزه این رود،وسعت زیادی ندارد. بیشتر انها مواد تخریبی خاصل از لغزشها و ریزش ها ی مربوط به پلئستوسن و نهشته های رودخانه ای عصر حاضر است که کم و بیش در حاشیه تمام آبراهه های بزرگ  وجود دارند. دشت هرو آباد (خلخال)و پهنه بین گیوی پائین و فیروز آباد از نقاطی است که بطور نسبی این رسوبات وسعت بیشتری دارند.

با توجه به بررسیهای بعمل آمده یک سیستم گسلی مهم سراسر حوزه را از شمال به جنوب قطع کرده که مرز بین سازند آتشفشان –رسوبی پالئون و رسوبات تخریبی ر اتشکیل می دهد. ادامه این سیستم گسل در شمال در حوضه اردبیل و در جنوب و جنوب شرقی در حوضه منجیل  نیز مشاهده می شود. روند کلی آن همان روند رشته کوههای تالش و البرز می باشد. در حوزه  مورد مطالعه روند  محور های ساختمانی مهم اعم از چین ها و گسل ها بصورت کمانی است که تحدب آن بسوی غرب می باشد. گسل سراسری بصورت یک خط شکسته ساده نیست بلکه اصلی با گسل های کوچکی که عمود بر ان هستند به قطعاتی بریده شده و گاهی گسل های فرعی از ان منشعب شده است. رسوبات نئوژن در حوزه سنگور چای ساختمان ناودیسی نشان می دهد که در آن محور ناودیس نزدیک به گسل سراسری مذکور و به موازات آن کشیده شده است. در شمال غرب حوزه ابخیز سنگورچای بار سازندهای پالئوژن ساختمان چین خورده داشته و امتداد محور چین ها همان روند عمومی ناحیه را نشان می دهند. با توجه فوق حوزه مورد مطالعه دارای یک ساختمان چینی و گسلی است که در آن اگر چه در اثر فرسایش در طول زمان تغییرات زیادی صورت گرفته است ولی خطوط کلی ناهمواری ها هنوز با خطوط ساختمان زمین شناسی مطابقت دارد.

پ-خاک شناسی

حوضه هرو چایی با وسعت km 1829در محدوده جغرغفیایی 50َ 3َ  48ْو 56َ  40َ  48َطول شرقی و 44َ 26َ  37َتا 21َ  56َ  37ْعرض شمالی قرار دارد. با ت.جه به مطالعات انجام گرفته 6تیپ اصلی اراضی مشخص گردیده است.

1-تیپ اراضی کوهها

2-تیپ اراضی تپه

3-تیپ اراضی فالتها،تراسهای بالایی

4-تیپ اراضی دشتهای دامنه ای

5-تیپ اراضی دشتهای رسوبی رودخانه ای

6-تیپ اراضی واریزه های باد بزنی شکل سنگ ریزه دار

شناسایی و طبقه بندی خاکهای منطقه مورد مطالعه بر اساس خصوصیات مورفولوژیکی فیزیکی و شیمیایی خاکهای منطقه از طریق خود پروفیلها و سایر فاکتور های موثر در این زمینه از قبیل رنگ خاک؛بافت و ساختمان خاک،مقدار آهک و نحوه تجمع آنها در طبقات خاک،میزان گچ،میزان مواد آلی،PH خاک،قابلیت هدایت الکتریکی وضع زهکشی،نوع مواد نادری انجام گرفته فطبقه بندی گروههای بزرگ خاک به پیوست با دو روش طبقه بندی معمولی ایرانی و (F.A.O.) فائو یونسکو ارائه می گردد. ضمنا شكل واحد های اراضی و شكل منابع خاکهای حوزه و شكل حفاظت خاک واحد های اراضی حوزه و شكل استفاده فعلی از اراضی حوضه با مقیاس 1:250000ارائه می کردد.

-واحد های اراضی(1/1و2/1و6/1): واحد کوهستانی بوده خاک این واحد ها خیلی کم عمق تا کم عمق می باشد.بجز دامنه های کم شیب و بین گسلها و ته دره ها که خاک آن نسبتا عمیق و سنگلاخی می باشد و بر روی انواع سنگها تحت آهکی و دگرگونی و ماسه سنگ قرار گرفته،گروههای بزرگ خاک بشرح زیر است.

روش متداول ایرانیLithosols-Colluvialsoils

روش فائو یونسکو Lithosols-Regosols

-واحد اراضی(3/1):شامل کوهستانهایی با پوشش خاکی اکثرا نسبتا عمیق در تعضی نقاط عمیق توام با مقداری سنگ ریزه و تجمع در هوریزون(b)بر روی مواد آهکی اکثرا زیر کشت دیم غلات طبق نتایج تجربه های آزمایشگاهی میزان کوبن آلی در خاک سطحی 1/2-7/0درصد و اسدیته یاPHخاک بین2/8-5/7 و قابلیت هدایت الکتریکی خاک 4/0-1 میلی موز و مقدار کربنات کلسیم در هوریزونهای خاک،بین47-11درصد با توجه به نتایج تجربه آزمایشگاهی و خصوصیات فیزیکی گروههای بزرگ خاک بشرح زیر است.

الف-در قسمت کم عمق تا نسبتا عمیق

روش متداول ایرانیCollurial Soils

روش فائو –یونسکو Calcar Regosols

ب- در قسمتهای نسبتا عمیق تا عمیق

روش متداول ایرانیCalcic Brown Soil

روش فائو –یونسکو CalcicCambisol

-واحد اراضی(3/2):شامل تپه های مشبک و بسیار فرسوده و با مواد نادریست (Bad land)از مارنها و شنهای گچی و آهکی و نمکی با خاک کم عمق میزان کوبن آلی خاک بسیار ناچیز 3/0-1/0و اسیدیته یا PHخاک 5/8-6/7قابلیت هدایت الکتریک 28-5 میلی موز و میزان درصد کربنات کلسیم 25-15درصد و مقدار گچ در هوریزونهای مختلف خاک 40-15میلی آلی و الانت در 100گرم خاک می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-3-2-1 مخاطرات طبیعی (سیل، زلزله، رانش زمین و.... ) 

یکی از عوامل تاثیر گذار بر نظام معیشتی که مطالعه و شناخت آن قبل از اقدام و اجرای هر طرحی لازم و ضروری است بررسی مخاطرات طبیعی تاثیر گذار بر پروژه می باشد که در زیر به بررسی این عوامل و سابقه سوانح طبیعی در منطقه ازناو می پردازیم:

-        رانش زمین

 رانش زمین به حرکت مواد خاکی، سنگی و یا ترکیبی از این دو در مناطق شیبدار اطلاق می گردد، که تحت تأثیر نیروی وزن صورت می گیرد.این تعریف در برگیرنده ی کلیه ی اصطلاحات، از قبیل: حرکات توده ای زمین، زمین لغزش، رانش زمین، حرکت زمین، جریان گلی و.... می باشد.عوامل مهم پدید آورنده رانش زمین:

1-     بارندگی زیاد و وجود چشمه ها ی فراوان

2-     جنس لایه های زمین و تأثیر گسل ها

3-     هم جهت بودن  شیب لایه ها با شیب دامنه

4-     دخالت انسان، به خصوص تخریب پوشش گیاهی

در منطقه مورد مطالعه از نظر رانش زمین، پدیده خاصی که تاثیر گذار باشد در طی سالهای اخیر اتفاق نیافتاده است.

-        سیل

باران شديد، ذوب برفها، تغيير بستر رودخانه‌ها و تخريب سدها و آب‌بندها، از جمله عواملي هستند كه ممكن است باعث بروز سيل گردند. چنانچه در مناطقي زندگي مي‌كنيد كه در معرض خطر سيل هستند، رعايت موارد زير را كمك كننده خواهيد يافت. در مناطق شمالي كشورمان، در چند سال اخير، به دليل تخريب گستردة جنگلها، خطر بروز سالانة سيل افزايش چشمگيري يافته است. ساكنان اين مناطق، لازم است به پيش‌بيني هاي سازمان هواشناسي كشور توجه لازم را مبذول دارند.

طبق بررسی های انجام شده و سوابق تاریخی بدست آمده هر سال که بارش شدید باران در منطقه مورد مطالعه رخ داده است شاهد سیلاب های خفیف و در مواردی شدید بوده ایم که باعث بروز صدمات و خسارتهایی شده است که برای جلوگیری از بروز چنین حوادثی در مناطق سیل گیر نیاز به طراحی و اجرای مناسب برنامه های حفاظتی می باشد.

-        زمین‌لرزه یا زلزله

لرزش و جنبش خفیف یا شدید زمین است که به علت آزاد شدن انرژی ناشی از گسیختگی سریع در گسل‌های پوسته زمین در مدت کوتاه به وقوع می‌پیوندد. محلی که منشاء زلزله بوده و انرژی از آنجا خارج می‌شود را کانون زلزله و نقطه بالای کانون در سطح زمین را مرکز زلزله گویند. پیش از وقوع زمین‌لرزه اصلی معمولاً زلزله‌های نسبتا خفیف‌‌تری در منطقه روی می‌دهد که به پیش‌لرزه معروفند. به لرزشهای بعدی زمین‌لرزه نیز پس‌لرزه گویند که با شدت کمتر و با فاصله زمانی گوناگون میان چند دقیقه تا چند ماه رخ می‌دهند. زلزله به سه صورت عمودی، افقی و موجی بوقوع می‌رسد که قسم آخر از شایعترین آنهاست.

شهر خلخال در گوشه جنوب شرقی منطقه آذربایجان (به عنوان یک منطقه همگن طبیعی) بر اساس بررسیها و تحقیقات صلح کالبدی ملی ایران در زمینه پهنه بندی خطر زمین لرزه، در پهنه خطر درجه متوسط قرار گرفته است.بر اساس تحقیقات انجام شده و بررسیهای صورت گرفته مشخص گردید که شهر خلخال در مسیر هیچ گسلی، اعم از اصلی و فرعی قرار نگرفته است ولی یک سری گسل درنواحی پیرامونی شهر خلخال پراکنده شده اند که عبارتند از:

گسله بزقوش (در غرب شهر خلخال)

این گسله به درازای 70 کیلومتر – راستای عمومی شرقی – غربی و شیب کلی به سوی شمال یال جنوبی کوههای بزقوش واقع در جنوب اردبیل را تشکیل می دهد.

راندگی تا ورود: (در جنوب شرقی شهر خلخال)

این راندگی پر پیچ و خم با راستای عمومی شمال غربی – جنوب شرقی و شیب راندگی به سوی شرق تا شمال شرق به درازای 80 کیلومتر در غرب فومن دیده می شود که بخش مهمی از آن در ضلع جنوب شرقی استان اردبیل از منطقه بزرگ آذربایجان قرار دارد.

2-3-2-1- کاربری اراضی

توزيع اراضي و نوع کاربری در سطح، در ارتباط با توپوگرافي، اقلیم شناسی، وضعیت هیدرولوژیکی و سایر عوامل متفاوت و متعدد می باشد. از سوی دیگر كاربري اراضي تصويري از وضعيت منابع طبيعي و فعاليت هاي اقتصادي و رابطه فضايي موجود ميان آنها را نشان مي دهد.

اين اصطلاح در نگاه نخست به پوشش زمين در غالب مزارع وسيع، اراضي جنگلي، ديمزارها و مزارع كشت آبي و مانند آن اطلاق مي شود. با توجه به وضعیت توپوگرافی  اراضی اطراف منطقه گردشگری الماس که عمدتاً اراضی مرتعی می باشد و تنها جاده فرعی خلخال – گیلان با عرض 22 متر از داخل آن عبور می کند که یکی از پتانسیلهای منطقه گردشگری مذکور محسوب می شود مراتع موجود در محدوده مطالعاتی دارای تراکم متوسط بوده که جهت چرای دام در اختیار اهالی منطقه و ساکنین روستای مجره قرار دارد ولی ساماندهی، کنترل نحوه ساخت و ساز و بهره برداری از این منابع در اختیار منابع طبیعی می باشد یکی از ویژگی های منحصر بفرد مناطق اطراف الماس وجود چشمه هاي متعدد با دبی آب بسیار بالا كه از آب این چشمه ها برای آبیاری اراضی زراعی در پایین دست استفاده می شود و اهالی روستا نسبت به آب چشمه ها حقابه دارند و برای آبیاری زمین های خود از آن استفاده می کنند.

زمينهاي زراعي اطراف روستای مجره واقع در نزدیکی منطقه مورد مطالعه، شرايط براي فعاليت كشاورزي بسيار مناسب مي باشد و نيز با عنايت به مرغوبيت بالاي محصولات باغی می توانند علاوه بر پرداختن به امر كشاورزي در زمينه دامداري و باغداری  نيز به فعاليت بپردازند. که برنامه ریزی مناسب توسط ارگانهای ذیربط می توان از اراضي کشاورزی براي توسعه صنایع کشاورزی و دامداری  از جمله كاشت و برداشت، محصولاتي همچون گندم، جو، لوبیا، یونجه و...که کلیه عملیات کاشت و برداشت امروزه توسط اهالی روستا و به روش سنتی صورت میگیرد و نیز در زمینه دامداری، پرورش و پرواربندی حیواناتی نظیر گاو، گوسفند و ماکیان و در زمینه باغداری، تولید محصولات سیب، گردو، گلابی، گیلاس، آلبالو، سنجد و زردآلو  مورد استفاده  قرارگيرد. در کل می توان گفت که کاربری های اطراف به کاربری مرتعی بوده و سایر فضاها به صورت کاربری خصوصی در اختیار اهالی منطقه می باشد.

 

 

 

3-1- مشخصات جمعیتی و اقتصادی منطقه

شهرستان خلخال با مساحت 2786 کیلومتر مربع دارای سه بخش مرکزی، خورش رستم و کلور می باشد.این شهرستان با  8 دهستان و 150 روستای دارای سکنه بوده بر اساس سرشماری سال 1375  جمعیت این شهرستان 60115  نفر، بوده و بر اساس آخرین سرشماری (سال 1385) جمعیت آن 47264 نفرمی باشد. بر اساس آمار نامه سال دارای 8 دهستان و دارای 143 آبادی می باشد.

2-3-1-  جمعيت

بر اساس آخرین نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1375 مطابق جدول 9-1 شهرستان خلخال دارای 137992نفر جمعیت بود که در قالب 26061خانوار زندگی می کردند. از کل جمعیت شهرستان خلخال حدود 51144نفر ساکن در نقاط شهری و 86842نفر ساکن در نقاط روستایی و 6نفرنیز غیر ساکن بوده اند. به عبارت دیگر از کل جمعیت استان 1/37%شهر نشین و 9/62%روستا نشین هستند. بدین ترتیب منظره عمومی و سیمای اجتماعی این شهرستان نسبت به جامعه شهری، با جامعه روستایی بیشتر قابل تعریف است.

درسال 1355شهرستان خلخال 122801نفر جمعیت داشت این تعداد درسال 1365 به 139277 نفر و در سال 1370 به 143719 نفر و سرانجام در سال 1375به 137992 نفر رسید در تفسیر این تحولات جمعیتی می توان گفت که نرخ رشد جعیت از 1355 تا1365سالانه حدود 26/1درصد و از 1365تا1370 تنها حدود 82/0درصد بوده است. این بدان معناست که شهرستان خلخال به سرعت جمعیت خود را از دست می دهد. در همین حال باید توجه داشت که نرخ رشد جمعیت کل استان اردبیل در فاصله سالهای 1365تا 1370حدود 1/2درصد بوده است. تحولات جمعیتی این شهرستان حاکی از ان است که در فاصله سالهای 1365به بعد شهرستان خلخال با کاهش نسبی جمعیت رو به رو بوده و این شهرستان به دلیل نارسایی های ساختاری در تکوین بنیانی های تولیدی و عدم توسعه بار گذاریهای اقتصادی نتوانسته جمعیت خود را حفظ نماید.

جدول 9-1روند تحولات جمعیت شهرستان خلخال

سال

تعداد جمعیت

تغییرات

نرخ رشد

1355

122801

-

 

1365

139277

16476+

26/1

1370

143719

4442+

82/0

1375

137992

5727-

 

ماخذ:سالنامه آماری استان1374 و نتایج سرشماری عمومی سال1375

 

از مجموع جمعیت شهرستان خلخال یعنی 137992نفر کل حدود 109095نفردر شهرها و روستاهایی زندگی می کنند که در حوزه آبخیز رودخانه هروچای واقع شده اند. بدین ترتیب کلیه بارگذاریهای جمعیتی که از این جمعیت 109هزار نفری در زمینه های مختلف ناشی شده و بازتاب فضایی و فیزیکی و کالبدی پیدا می کنند، بنحوی در کم و کیف جریان آب رودخانه هیروچای تاثیر می گذارند. نظام توزیع و تحولات جمعیتی در دهستانهای واقع در حوزه آبخیز رودخانه هروچای،از کل نظام تحولات جمعیتی شهرستان خلخال پیروی می کند. بدین معنا که روستاهای واقع در حوزه آبخیز این رودخانه،چه  به دلایل معیشتی و چه نارساییهای ساختاری دوران رکود کم سابقه ای را می گذارند و به همین دلیل می توان گفت که بسیاری از این روستاها،به تدریج جمعیت خود را از دست می دهند. به طوریکه از کل روستاهای واقع در حوزه آبخیز تنها 9روستا جمعیتی بالای هزار نفر دارند. در هیمن حال از 136 آبادی دارای سکنه این حوزه 29 آبادی جمعیتی کمتر از 100 نفر دارند.

از کل جمعیت 137992نفری شهرستان خلخال در سال 1375تعداد 67392نفر مرد و تعداد 70600 نفر زن بوده اند. به عبارت دیگر نسبت جنسی در این شهرستان5/95نفر مرد در مقابل 100نفر زن است. تفاوت نسبت جنسی میان زن و مرد در نقاط شهری بسیار اندک  است. به طوریکه در نقاط شهری شهرستان خلخال در مقابل هر 100نفر زن5/101نفر مرد وجود دارد در حالیکه در نقاط روستایی تعداد جمعیت زنان به مراتب بیشتر از مردان است و در مقابل هر 100نفر زن تنها 92مرد وجود دارد. انچه می توان از مقایسه ارقام  مربوط به ترکیب جنسی جمعیت در شهرستان خلخال و به ویژه روستاهای آن برداشت کرد، اینکه در میان جمعیت روستایی مردان برای تامین معیشت به مهاجرت فردی دست زده اند و اعضای خانوار به همراه سرپرست خانوار مهاجرت نکرده است. به هیمین دلیل تعداد زنانیکه در روستا زندگی می کنند از مردان بیشتر بوده و می توان گفت که مردان به تنهایی به مخاجرتهای فصلی یا سالانه دست می زنند و تنها قسمتی از سال را نزد خانواده خود می گذرانند.

-محل تولد جمعیت ساکن

از کل جمعیت شهرستان خلخال در سال 1370یعنی 143719نفر حدود 87/8 درصد یعنی 126167نفر در شهر یا آبادی محل اقامت خود به دنیا امده اند. 2/12% بقیه ساکنین شهرستان در سایر نقاط متولد شده و سپس به این شهرستان آمده اند. بدین ترتیب خصلت بومی بودن اکثریت جمعیت شهرستان خلخال با این نسبت به سایر منطقه  بالاست.

در سال 1365 جمعیت دهستان  18746 نفر با 3065 خانوار و با بعد خانوار 12/6 نفر بوده است.

در سال 1375 جمعیت دهستان   17147  نفر با 3085 خانوار و با بعد خانوار 56/5 نفر بوده است

در مقایسه با جمعیت سال 1365 با کاهش محسوسی در سال 1375 شاهد هستیم. به طوری که طی این ده سال 1599 نفر جمعیت دهستان کاسته شده است و نرخ رشد جمعیت طی این دوره 89/0- می باشد.در سال 1385 جمعیت مرکز دهستان موجود درشهرستان خلخال15470 نفر با تعداد 3578 خانوار و با بعد خانوار 32/4 نفر بوده است.

در مقایسه با جمعیت سال 1375 باز هم با کاهش روبرو هستیم به طوری که طی این ده سال 1677 نفر از جمعیت دهستان کاسته شده است و نرخ رشد جمعیت طی این دوره 2/1-  می باشد

با توجه به آمارهای جمعیتی موجود در طی دوره های مختلف سرشماری چنین نتیجه می گیربم که این دهستان جزء دهستانهای مهاجر فرست بخش مرکزی از شهرستان خلخال بوده است که این مهاجر فرستی در طی سالهای اخیر افزایش یافته که دلیل این امر کمبود امکانات کشاورزی عدم استفاده صحیح از آب کشاورزی، کمبود در آمد، مشکلات موجود در خدمات آموزشی و رفاهی و.... می باشد

شتاسایی عامل مهاجرت یکی از وظایف هر طراح و توسعه زمینه های مهاجر پذیری عامل توسعه مجموعه زیستی خواهد بود، با توجه به آمار جمعیتی دهستان خانند بیل شرقی که بیشتر بدان اشاره شد مهاجرت جوانان از دهستان به شهرهای بزرگ محرز گردیده است این موضوع بدلیل کم بودن امکان شغلی و پایین بودن سطح درآمد برای جوانان بوده است که با باافعل نمودن پتانسیلهای بالقوه در این دهستان می توان این معضل را حل کرد.

بررسی چگونگی اثر مهاجرت در افزایش جمعیت یکی از پیچیده ترین مباحث مطالعات جمعیتی می باشد این امرنه تنها به دلیل کمبود آمار و اطلاعات پایه ای مربوط به مهاجرت است، بلکه همچنان به جهت ناپایداری مهاجرت و وابستگی آن به مجموعه عوامل اقتصادی،سیاسی است که در رابطه با اوضاع و ا احوال کلی شکل می گیرد. منشا اصلی مهاجرتهای داخلی در کشورهای مختلف بالا بودن میزان رشد جمعیت، مازاد نیروی فعال اقتصادی می باشد.

خصوصیات جمعیت شهری و روستایی حوزه آبخیز رودخانه هروچای قرار دارند. در حوزه آبخیز رودخانه هروچای مجموعا 136پارچه آبادی ارای سکنه وجود دارد. در حالیکه در سالنامه آماری شهرستان مجموع آبادیهای این بخشها 196پارچه قید شده است. به نظر می رسد این اختلاف در تعداد آبادیهای این بخشها 196پارچه قید شده است. به نظر می رسد این اختلاف در تعداد آبادیها ناشی از تخلیه برخی از آنها و مهاجرت گروهی ساکنان آنها به شهرهای استان یا دیگر شهرهای کشور باشد. برخی مطالعات موردی درباره جمعیت خلخال نیز حاکی از روند شدید مهاجرت از این شهرستان به نقاط دیگر است. این وضعیت یعنی بی ثباتی جمعیت در حوزه آبخیز می تواند دلایل اقتصادی –اجتماعی،فرهنگی و محیطی زیادی داشته باشد که اهم آنها عبارتند از:

1-شهرستان خلخال به طور اعم و دهستانها واقع در حوزه آبخیز رودخانه هروچای از نظر موقعیت جغرافیایی دریک انزوای جغرافیایی به سر می برند. هر چند که مناسبات و دسترسی ارتباطی شهرستان خلخال با شهرهای اردبیل و تالش در حد نسبتا متعارفی برقرار است،لیکن این ارتباط انگیزه  اقتصادی محکمی ندارد. 2-دسترسی روستاهای واقع در حوزه آبخیز هروچای به جاده های اصلی،بویژه در فصول سرد و زمستانی در این منطقه بسیار دشوار است. افت شدید  دما در فصل سرد و یخبندان و بارش برف حرکت روان آمد و شد راحتی در جاده های اصلی نیز مختل می سازد. در همین حال نواحی روستایی به هنگام فصل زمستان و حاکیمت سرما و برف ناگزیرند یک دوره نسبتا طولانی را در انزوای کامل بسر برند.

3-راه ارتباطی میانه- خلخال و خلخال به هشتجین و گیلوان از کیفیت و کار آیی مطلوبی برخوردار نیست. به همین دلیل حجم آمد و شد میان این شهر ها با خلخال بسیار اندک است. گذشته از آن هیچگونه مناسبات اقتصادی و مبادله میا ن این شهر ها با خلخال وجود ندارد تا بتواند انگیزه یک تحرک مکانی ر اایجاد نماید.

4- بیشترین روابط اداری شهرستان خلخال با شهر اردبیل است،اما مناسبات اقتصادی و اجتماعی این شهرستان با شهر های تالش و رشت بیش از دیگر شهر های استان است.

5-در شهرستان خلخال تاکنون هیچگونه سرمایه گذاری اصولی که موجب تثبیت معیشت و تعریف یک سلسله مشاغل اساسی باشد انجام نگرفته است. به همین دلیل ساختار اقتصادی این شهرستان،عموما بر بردار های سنتی یعنی کشاورزی و دامداری استوار است.

6- بنیانهای فرهنگی بسیار قوی که تا چند دهه پیش در شهر خلخال وجود داشت به تدریج دچار فروپاشی شده و نیروهای آموزشی دیده در این بنیانها برای تامین معیشت ناگزیر به مهاجرت شدند. بدین ترتیب شهر ها و نقاط روستایی آن با بحران اقتصادی و اجتماعی عمیقی رو به رو شده و نتوانست نیروهای ماهر و کارآمد خود را در بدنه اقتصادی ضعیف موجود در شهر ها و روستاها چذب و نگهداری نماید. از این رو نیروهای ماهر و خلاق اقتصادی ناگزیر به مهاجرت شده و می شوند.

7-آمد وشد افراد غیر بومی به این شهرستان تنها در فصل تابستان حجم قابل توجهی به خود می گیرد. از دلایل مهم این آمد و شد جاذبه آبدرمانی آبگرم شهر گیوی در شمال خلخال و جاذبه ییلاقی کوههای اسالم تالش (محدوده مطالعاتی گردنه الماس) در شرق این شهرستان است که گاه علاقه مند می شوند با عبور از گردنه الماس  اسالم سری هم به شهر خلخال بزنند.

بدین ترتیب در شرایط اقتصادی کم فعال، حیات اجتماعی و فرهنگی نیز در حوزه های شهری و روستایی به رکود کشانده شده و انزوای جغرافیایی و شرایط سخت و خشن محیطی در فصل زمستان این انزوا را بیش از پیش تشدید می کند.

روستای محره از توابع دهستان خانندبیل شرقی از بخش مرکزی شهرستان خلخال و آخرین روستای موجود در مرز استان اردبیل با استان گیلان بوده و محدوده نمونه گردشگری الماس در داخل اراضی این روستا قرار دارد. بر اساس آمار سال 1375 جمعیت این روستا با 303 خانوار دارای جمعیتی بالغ بر1767 نفر بوده است که از این جمعیت تعداد 873 نفر مرد و 894 نفر زن بوده است که براساس آمار سال 1385 تعداد خانوار این روستا به 325 خانوار افزایش یافته و جمعیت آن بالغ بر 1328 نفر رسیده است که از این تعداد 601 نفر مرد و 727 نفر زن می باشد.افزایش 3/7% خانوار  و کاهش 25% جمعیت از یک طرف رشد و آبادی روستا ی مذکور را نشان می دهد ولی کاهش جمعیت نشان از پیروی جمعیت این روستا از الگوی کاهش جمعیت در سطح کشور را داراست. در مجموع بدلیل نزدیکی به شهر خلخال و واقع شدن در مسیر استراتژیک استان گیلان موجب رونق اقتصادی و بعد خانواری این روستا گردیده است.

2-3-1- اشتغال

اقتصاد جنبه های زندگی مادی ساکنان منطقه را در بر می گیرد و شامل کلیه فعالیتهای اقتصادی است که نیازهای مادی را تامین می نماید. طبیعی است که در سطح روستا با توجه به شرایط اقلیمی مشابه و نیز توانهای محیطی یکسان، فعالیتهای اقتصادی درروستاهای همجوار مشابه به هم می باشد.با توجه به ساختار شغلی جامعه، جمعیت به دوگروه کمتر از10 سال وبالای 10 سال طبقه بندی می شود.جمعیت بالای 10 سال خود به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم می شود. جمعیت غیر فعال نیز شامل محصلین،  دانشجویان، زنان خانه دار و... می شوند. جمعیت فعال نیز به شاغلین و بیکاران تقسیم ومی شود. بطورکلی میتوان گفت: که جمعیت فعال محدوده مورد مطالعه شامل:

   1- زنان روستایی که اغلب خانه دار بوده ولی علاوه بر انجام امور منزل به دامداری نیز مشغولند و در هنگام شدت گرفتن کار کشاورزی در این کار نیز مشارکت می کنند علاوه براین گروهی از زنان درکنار این کارها به فعالیتهای صنایع دستی هم مشغول می باشند.

   2- تعدادی از مردان که شامل جوانان می باشد درخارج از روستا و به طور موقت و فصلی و یا دائم به شغل کارگری و فعالیتهای مختلف مشغول می باشند که در برداشتهای میدانی منظور نگردیده اند.

   3- درنهایت می توان از بیکاران که عمدتا شامل جوانان می باشد و درصد بالایی از جمعیت فعال را تشکیل می دهند را نام برد.

   وضعیت اقتصادی هر منطقه با نوع فعالیتی که درآن منطقه انجام می پذیرد ارتباط مستقیم دارد به همین دلیل برای اینکه بتوان وضعیت اقتصادی یک دهستان را بررسی نمود نیاز است که کلیه فعالیتهایی که در روستای مجره ار توابع دهستان خانند بیل شرقی انجام می پذیرد همانند سایر روستاها به فعالیت کشاورزی و دامداری و فرش بافی مشغول هستند که این روستا از بدو شکل گیری فعالیتهای کشاورزی شغل اصلی ساکنان آن بوده و امروزه یکی از ارکان اصلی اقتصاد در روستای مجره و دهستان مذکور را تشکیل می دهد. کشاورزی دهستان در بخش زراعت و باغداری در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد.

   زراعت: وسعت زیاد محدوده اراضی کشاورزی دهستان و وجود چشمه ازناو، رودخانه ها و چشمه های مختلف در محدوده دهستان غنای خاصی به اب وخاک دهستان بخشیده است. اراضی کشاورزی دهستان به صورت دیم و آبی می باشد.

با توجه به برداشتهای میدانی کارشناسان این مشاور و نیز با بررسی آماری جمعیتی و اشتغال 80 الی 90 در صد ساکنین روستاهای حوزه نفوذ دهستان به امر کشاورزی و دامداری مشغولند البته این تعداد جمعیت صرفا کشاورزند و کاری جز کشاورزی ندارند جمعیت لازم التعلیم و خانه داران و بازنشستگان جزو این افراد نیستند.

اراضی کشاورزی دهستان خانند بیل شرقی بالغ بر 34000 هکتار که به صورت اراضی زراعی آبی و دیم کشت می شود.محصول عمده اراضی کشاورزی این دهستان، گندم، جو، عدس، سیب زمینی و یونجه و... می باشد که در صورتی که بارش باران مناسب باشد و آب کافی برای آبیاری اراضی موجود باشد بنا به اظهار اهالی و طبق آمار سالهای قبل کشاورزان محصولی در حدود 2 الی 3.5 برابر مقدار کاشت شده برداشت می کنند که از این مقدار 35  در صد صرف هزینه های جاریه و مخارج برداشت محصول می شود.

مشکلی که امروزه اهالی دهستان با آن مواجه شده اند مربوط به مشکلات موجود در نحوه انبار کردن محصولات به علت عدم وجود انبارهای مناسب در دهستان و نیز دهستانهای حوزه نفوذی می باشد و نیز مشکلات حاکی از نحوه فروش محصولات پایین بودن قیمت فروش در قبال هزینه هایی که برای کاشت و برداشت محصولات گذاشته می شود. در بازارهای شهر خلخال، اردبیل و نحوه حمل محصولات به بازار می باشد.که برای اهالی دهستان تبدیل به معضل بزرگی شده است

لازم به ذکر است که تمام مراحل کاشت و برداشت در دهستان خصوصی بوده و کشاورزان تمام این مراحل را خود به عهده دارند.

- باغداری

با توجه به شرایط موجود در روستاهای دهستان خانند بیل شرقی و شرایط سخت توپوگرافی این منطقه، در بسیاری از روستاهای منطقه اهالی به امر باغداری مشغولند بطوری که در منطقه مورد مطالعه، یکی از درآمد اصلی روستائیان فروش محصولات باغی  به گردشگران است که از این طریق درآمد خوبی حاصل می شود و در مواردی که از نظر گردشگری پتانسیل و امکانات مناسبی در اختیار نباشد، روستائیان میوه و محصولات باغ را بیشتر صرف نیاز روزمره خود می کنند.

-دامداری

در این دهستان بر اساس آمار اخذ شده از جهاد کشاورزی شهرستان خلخال در سال 1385 بیش از 33000 راس گوسفند و نر و 10000 راس گاو و گوساله نگهداری می شود.

دامداری در این منطقه در مقایسه با کشاورزی در جایگاه دوم قرار گرفته و در اکثر خانواده ها نگهداری دام فقط به منظور رفع نیاز اهالی خانه است.

پروار بندی گوسفندان گوشتی و نگهداری از گوسفندان و گاوهای شیرده توسط دامداران انجام می گیرد و محصولات تولید شده در این بخش نیز بیشتر صرف نیازهای اهالی می شود و کمتر خانواده ای وجود دارد که از این راه امرار معاش نماید.

-فعالیت صنعتی

با توجه به شرایط اشتغال در دهستان و تمایل بیشتر جوانان به مهاجرت خصوصا مهاجرت به شهرهای بزرگ سبب شده که شاغلین در بخش صنعتی به کمترین حد خود برسد. تنها کارخانه صنعتی منطقه مطالعاتی کارخانه در حال احداث سیمان الماس خلخال می باشد و جاجیم بافی، گلیم بافی، شال بافی، جوراب بافی، گیوه بافی، پلاس بافی و سبد بافی به نوع کاربرد مصرف داشته و اکثراً اهالی روستا در تولید و ترویج آن علاقه داشتند. بیشتر خانواده های دهستان برای رنگرزی مواد اولیه جاجیم و گلیم از رنگرزی سنتی پایین بویاق استفاده می کردند. بیشترین دارهای گلیم بافی را از الوار چوب تهیه می کردند ولی اکنون بافندگان داریکه ها را از انواع مختلف فلزی درست می کنند.

صنایع دستی در دهستان به مفهوم سنتی بوده و بیشتر جزو صنایع خانگی محسوب می گردد که در کنار کار کردن زمینهای زراعی به صنایع دستی نیز می پردازند. با توجه به عدم برنامه منسجم و منظم در امر صنایع دستی در دهستانهای منطقه، این فعالیت کاملاً محدود و در حد اتاقکی در کنار فضای زندگی است که زن روستایی دار قالی را در آن برپا نموده است.

-سواد

 در سال 1385 طبق آمارهای سرشماری نفوس و مسکن در این دهستان 10838 نفر با سواد بوده اند بدین ترتیب با توجه به جمعیت 15470 نفری دهستان در سال 1385 در صد باسوادی نسبت به جمعیت کل دهستان حدود 9/76 درصد است.

3-3-1 ویژگی های فرهنگی و صنایع دستی

شاید همه متفق القول باشیم که در دهه پایانی قرن بیستم از نظر فرهنگی دیگر مرزی وجود ندارد از این دیدگاه تنها می توان از موقعیت جغرافیایی ناحیه ای و یا منطقه ای سخن رفت و این نیز از آنجایی که  ما در روزگار بی مرز فرهنگی زندگی می کنیم در عمل بررسی وضعیت فرهنگی، مشکل چندانی را حل نمی کند ولی از آنجایی که فاکتورهای عمل کننده در موقعیتهای جغرافیایی گوناگون ممکن است یکی نبوده و از شدت ضعف یکسانی برخوردار نباشد یاد آوری میشود که خلخال در منتهی الیه جنوب استان اردبیل قرار گرفته و با استان زنجان همسایه می باشد فرشبافی و گلیم بافی که عرضه گاه جلوه ای از هنر منطقه میتواند باشد، اقتصاد ملی و ناحیه ای خاص می طلبد و آسایش خاطر هنر گرایانه خاصی میخواهد تا هنرمند به طیب خاطر در گوشه دنجی بنشیند و روان و ماجرای جان خود را در دیدگاه عموم قرار دهد عشقها و آرزوهای خود را انگاره کند از ترسها و امیدهای خود بگوید، آرمانهای خود را نقش کند و فضایی به پاکیزگی و صفای فضای اطراف خود بیافریند.تکنولوژی و ارتباطات شگفت انگیز و خارق العاده دست به دست هم داده و میدان فرهنگها و هنرهای منطقه ای را هر لحظه نسبت به قبل از آن تنگتر می کند.ولی با این حال ما در این قسمت به بیان ویژگی های فرهنگی منطقه می پردازیم تا شاید فرهنگ اصیل منطقه بیش از این در زیر چرخهای زندگی صنعتی امروزه از بین نرود.

گویش و زبان مردم منطقه:

مردم منطقه مورد مطالعه به زبان ترکی سخن می گویند و به زبان فارسی می نویسند و می خوانند و عبادات دینی مذهبی را به زبان عربی به جا می آورند.

-        آداب غذا خوردن

الف) در جمع خودی: همه اهل خانواده با هم و روی یک سفره و معمولا مردان در یک سینی و زنان در یک سینی دیگر غذا می خوردند.سفره انداختن بر عهده زن و دختران خانواده است

ب) در حضور میهمان: اگر میهمان آشنا و از بستگان باشد تمام اهل خانواده با او غذا می خورند ولی اگر میهمان از نزدیکان نباشد، صاحبخانه با فرزندان ذکور و بالغ با میهمان روی یک سفره غذا میخورند و پذیرایی و سفره انداختن بر عهده فرزندان ذکور و در صورتیکه فرزندان ذکور نباشد بر عهده صاحبخانه است و برای احترام کردن به میهمان یکی از فرزندان ذکور خانواده با پارچ آبی بالای سفره می ایستد تا هر وقت میهمان آب خواست به او بدهد و یا گر غذا کم آمد دوباره غذا بیاورد.

ج) در مراسم مختلف: پذیرایی معمولا به عهده جوانان می باشد و اول به بزرگتران و میهمانان غذا می دهند، میزبان هنگام غذا خوردن میهمان غذا نمی خورد و بعد از اینکه میهمانان عذا خوردند سپس فامیلها و میزبان غذا می خورند.

- پوشاک

در کلیه مناطق و روستاهای خلخال پوشاک سنتی و محلی رایج است توضیح اینکه عموما پیرمردان و پیر زنان از لباس محلی استفاده می کنند و جوانان عمدتا از لباسهای مد روز استفاده می کنند.پوشاک مردانه که از سه قسمت سرپوش، تن پوش و پا پوش مردانه تشکیل شده است.

الف) انواع مختلف سرپوش مردانه مورد استفاده روستائیان به شرح زیر است:

دری بودکی، کلاه پهلوی، شولایی، شپو، شال بودگی، کلاه بخارایی، شفگیله، درمه بورکی

ب) انواع مختلف تن پوش مردانه مورد استفاده روستائیان به شرح زیر است:

کونیه، یون کونیه، دورداتک، چکت

ج) انواع مختلف پاپوش مردانه مورد استفاده روستائیان به شرح زیر است:

چموش قره داغی، چموش کله پوست، ته گون، گالش، دو بندی

پوشاک زنانه: پوشش زنان منطقه به صورت لباسهای رنگی، زیبا و متنوع از رنگهای زردو نارنجی و آبی به شکل بلند است که در واقع همان پوشش سنتی و محلی زنان بوده و امروزه هم از آن استفاده می شود.استفاده از روپوشهای پشمی دستباف در فصول سرد سال مرسوم می باشد. پوشش مردان امروزه بیشتر به صورت کت و شلوار و یا کاپشن می باشد و در دهه های اخیر مردان از شلوارهای گشاد و پالتوهای پشمی و نمدی بعنوان پوشش استفاده می کنند.

همانند پوشاک مردانه از سه قسمت سر پوش، تن پوش و پاپوش زنانه تشکیل شده است که به نمونه هایی از ان اشاره می شود:

الف) انواع سرپوش مورد استفاده زنان روستایی:

ابسه دسمال، کله غی، شده، دوبند، ساریخ، عرقچین

ب) انواع تن پوش مورد استفاده زنان روستایی:

کوینک، تومان، جلیتقا، ساریخ کمر، قول پوش، ارخالیق

ج) انواع پاپوش مورد استفاده زنان روستایی:

گیره، گالش، دوبندی، کتله، ساری باشماخ، چاروق، چموش پشته پوست

- صنایع دستی

استان اردبیل مانند بسیاری از مناطق مستعد کشور در زمینه بافت انواع زیر اندازها دارای قدمت و اصالت بوده و صنعتگران و هنرمندان روستایی و شهری با عرضه هنر و استعدادهای درخشان خود توانسته اند نمونه های بارزی از آثار نفیس و ارزنده صنایع دستی را بانام منطقه خود به ثبت برسانند.

قالی بافی و ورنی بافی و جاجیم بافی که تقریبا می توان گفت: که منحصر بفرد بوده و در مناطقی همچون مغان و خلخال توسط هنرمندان بافته می شود و یا بافت گلیم و مسند که کار خاص هنرمندان خلخال و نمین و عنبران و گرمی می باشد که از صنایع دستی شاخص استان بشمار می رود.

-گلیم بافی

استان اردبیل از جمله مناطق مهم گلیم بافی ایران بشیر می رود و گلیم های استان با توجه به مواد اولیه فراوان و آشنایی اغلب صنعتگران هنرمند استان اردبیل به بافت گلیم این رشته از صنایع دستی در بسیاری از شهرها و روستاهای استان رواج داشته و از معروفیت خاصی برخوردار بوده و زبانزد عام و خاص می باشد بویژه گلیمهای خلخال و نمین و عنبران وگرمی درای شهرت خاصی می باشند. نوعی از گلیم مناطق مزبور که به مسند شهرت یافته و معمولا در اندازه های 5/1 الی 1 متر بافته می شود دارای کیفیت بالایی است و بافندگان سلیقه و هنر زیادی را در بافت و ترکیب رنگ و طرح آن به کار می برند. گلیم های مسند، گلیم های دو رویه می باشند نوع دیگر زیر انداز ورنی یا گلیم سوماک است که مهمترین مراکز تولید آن مناطق عشایر و روستایی مغان، بیله سوار و مشگین شهر و پارس آباد می باشد. طرحها و شكل های زیادی را می توان در گلیم های تولیدی مناطق اردبیل مشاهده نمود از جمله: شكل های لچک و ترنج را می توان نام برد.

تفاوت گلیم های ساده یا دوروی تولید شده در استان اردبیل و شكلا و گاه ابعاد و اندازه های آن است. به عنوان مثال: گلیم های تولید شده در خلخال در اندازه های 5/1 الی 3 متر مربع است و طرح گلیم نیز معمولا با یک یا چند ترنج و یک حاشیه همراه است و متن زمینه از یک رنگ است و خرده نقشی ندارد. در حالیکه گلیم های تولید شده در مغان به اصطلاح دراز و باریک با طولی در حدود 3 الی 5 متر و عرضی حدود یک متر است و معمولا در دو قسمت بافته شده و از جهت طولی به نحو مخصوصی به هم دوخته می شوند

شكلای سنتی رایج در گلیم های استان  بیشتر نقش سماور، سینی، خرچنگ در متن گلیم و گردونه مهر (چلیپا) و نقش اژدها (که به غلط به اس اس معروف شده) در حاشیه گلیم میباشد امروزه بافندگان گلیم کمتر از سلیقه های رنگی و دلخواه خود در بافت گلیم استفاده می کنند زیرا ارتباط شهر نشینان و سفارشات تجاری آنها بافنده را وامیدارد تا طرح ها و رنگهای خواسته بازار را دربافت گلیم بکار گیرند.

 - جاجیم بافی

واژه جاجیم که واژه ترکی است و به تلفظ بومی _ججیم) گفته می شود در آسیای صغیر و قفقاز و ترکمنستان (جاجم) می گویند از قدیمیترین دست بافته های ایرانی محسوب می شود.

شهرستان خلخال یکی از مناطق و مراکز مهم جاجیم بافی اردبیل از نظر بافت و میزان تولید آن به شمار می رود که از مهم ترین و معروفترین صنایع دستی خلخال محسوب می گردد و موارد استفاده از جاجیم شامل، پشتی و رویه تکمیلی کیف و ساک و مبلمان است. شكلای جاجیم به صورت ساده و گلدار طراحی می شود. نوع ساده آن با تغییر رنگ تارها به صورت راه، راه بافته می شود دو نوع گلدار آن بیشتر به عنوان رویه کیف و ساک و پشتی بکار می رود. اندازه جاجیم معمولا درای عرض 40 تا 50 سانتی متر و به طول دلخواه تا 60 متر می باشد. در این منطقه برای بافت جاجیم از ابزار و وسایل ساده استفاده می شود از بافت جاجیم باید عمل چله کشی را آغاز کرد که در محوطه ای باز به طول تقریبی 20 متر انجام می شود.

متاسفانه بعد از متروک شدن نوغان داری (پرورش کرم ابریشم) بافت جاجیم های ابریشمی نیز متروک شد  در هر کجا جاجیم های خلخال پیدا شود باید آنرا جزو اشیاء عتیقه محسوب نمود. مثال پشمی خلخال که قسمت عمده آن در بخش شاهرود تهیه می شود که هنرمندان خلخالی آنرا به صورت برجسته می بافند. شغل اصلی ساکنین منطقه را کشاورزی و دامداری و پرورش زنبور عسل و صنایع وابسته به آن تشکیل می دهد از این رو صادرات این شهرستان را سیب، گلابی و گردو و فرآورده های دامی و قالی و گلیم تشکیل می دهد.

شال:

نوعی پارچه زمخت و تک رنگ است که از پشم گوسفندان در دستگاه شالبافی، بافته می شود این هنر ارزشمند تا به امروز به همان شیوه قدیمی و سنتی رواج دارد و انواع مختلف شال از نظر جنس نخهای تار و پود متفاوتند و از اینرو موارد استعمال مختلف دارند. در منطقه کلور خلخال بدلیل سرد و مرطوببودن محیط زندگی به ناچار از شال در تهیه پوشاک استفاده میشود.

در خلخال روستایی به نام کبولان وجود داشته که بهترین نوع شال در آنجا تولید می شده است به حدی که گاهی با پارچه های گرانبهای خارجی پالتویی رقابت داشته است. مواد اولیه و ابزار کار پشم ماده اصلی شالبافی میباشد که از تولیدات  دامی منطقه و توسط دامداران منطقه تهیه می شود که بعد از چیدن پشم گوسفندان در فصل بهار انجام میشود. بوسیله شانه های مخصوص پشم را حلاجی می کنند و بعد از اینکه پشم توسط چرخ ریسندگی ریسیده شد آماده رنگرزی می شود. معمولا شالهای منطقه کلور خلخال به رنگ ساده بافته میشود و از آنها در تهیه کت و شلوار و جلیقه و یا کلاه و آستر لباسها استفاده می شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 18:3  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

گردنه الماس خلخال یکی از زیباترین گردنه کشور

1-1 پيشينه مطالعه

شهر خلخال، مرکز شهرستان خلخال با پهنه ای در حدود 7 کیلومتر مربع در جنوب استان اردبیل و در باختر کوههای تالش قرار گرفته است. سابقه سکونت در این محدوده به دوران باستان تاریخ ایران می رسد که اقوام هند اروپایی از ناحیه قفقاز به پهنه های جنوبی آذربایجان وارد شدند و حتی ریشه کلمه خلخال را از اقوام ترک در ناحیه ترکستان می دانند که هنگام حملات اعراب پراکنده شدند و برخی از آنها به این نواحی آمدند که نام یکی از این اقوام بنام خالخ (XALLOX) در تاریخ ثبت شده است که احتمالا ریشه نام گذاری شهر خلخال می باشد.

دکتر محمد جواد مشکور در  کتاب (جغرافیای تاریخی ایران باستان) می نویسد که راولینسون عقیده داشت که کوهستانهای شمال و جنوب دره سفید رود درروزگار باستان مسکن قوم نیرومند کاسی بوده و به نظر می رسد که مرکز آنها نخست در خلخال و در طارم علیا و سفلی بوده و سپس به سرزمین کنونی گیلان مهاجرت کرده اند.

بعضی از نویسندگان نام خلخال را با نام شهر پیشین خلخال در ناحیه اوتی (ناحیه ای بر کرانه راست رود کورا در حدود گنجه و شمکور کنونی) در ماوراء قفقاز که در آثار ارمنی بین سده 2 و 5 میلادی، به عنوان اقامتگاه زمستانی شاهان ارمنستان و سپس آلبانی (آران) آمده است،  وابسته می دانند.

کشف تعدادی اشیاء باستانی نظیر کاسه سفالی آجری رنگ و کوزه سفالی در سال 1343 خورشیدی از منطقه خلخال و نیز کشف یک تیغه کارد مفرغی در سال 1353 خورشیدی و جام برنزی کوتاه بدون پایه درسال 1356 خورشیدی متعلق به هزاره اول قبل از میلاد  نشان از سابقه تمدن دیرینه خلخال و قدمت تاریخی آن دارد.

در دانشنامه جهان اسلام از قوم و سرزمینی بنام ببر نام برده شده که در شمال ایران و در اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی در میان گیلان و تالش از یک سو و تالش و دیلم از سوی دیگر قرار داشته است. برخی از منابع آن را نزدیک دیلم گیلان و تالش و مغان آورده اند. احتمالا این سرزمین کمابیش با ناحیه خلخال امروزی منطبق است که امروزه تیره هایی با نام خانوادگی ببر در ناحیه خلخال به سر می برند

حمدا... مستوفی در کتاب نزهت القلوب در سال 740 هجری قمری از خلخال نام می برد و خانندبیل و سجهرود و انجیل آباد و هشتجین را از نواحی چهار گانه خلخال می داند.

طبق نظر وی، در گذشته فیروز آباد مرکز ناحیه خلخال بوده و چون از بین رفته، خلخال به جای آن، دارالملک شد. محل درست فیروزآباد معلوم نیست، به احتمال زیاد محل آن را برابر قبخ، درنزدیکی رود گیوی دانسته اند

شهر خلخال در دوران صفوی و در زمان جنگ با ترکان عثمانی و در مواقعی که اردبیل به عنوان مرکز ستاد لشکر قرار داشت محل انبار غله و آذوقه لشکر دولت صفوی بود زیرا اردبیل در آن زمان فاقد حصار بود و امن ترین منطقه برای حفظ سیورسات  لشکر، شهر خلخال بود. در دوران افشاریه، زند و قاجار نیز خلخال از جنبه های مختلف دارای اهمیت بوده است که جنبه نظامی آن بیشتر از سایر موارد  مورد توجه شاهان و حکمرانان بوده است

قلعه های باستانی که تاکنون در منطقه خلخال شناسایی شده اند از جمله قلعه کافور در روستای اندبیل و خانقاه سادات و قلعه های گیوی، مشکول، دیز، شال، فیروز آباد و هرو آباد هر یک نشان از قدمت و عظمت گذشته منطقه خلخال حکایت می کند.

در اواخر قرن هفتم و قرن هشتم، خلخال از موقعیت نظامی خاصی بهره مند بود، به طوری که محل گذر لشگر مهاجمین و سلاطین محلی بوده است و اغلب شاهان ایران جهت حفظ مرزهای شمال غربی ایران از این محل عبور کرده اند. در سال 879 هجری قمری، لشگر گیل و دیلم از طریق  طوالش به قلعه هرو آباد حمله کرده و قلعه های مسیر خود را نیز مورد تاخت و تاز قرار دادند. در دوره سلاطین صفوی، خلخال از مهمترین شهرهای آذربایجان بود.نخستین بار شاه اسماعیل اول بعد از فتح طارم، به سوی خلخال روی آورد. همچنین در قرن یازدهم هجری قمری، شاه عباس در سر راه خود به اردبیل، اردوی نظامی خود را برای مدت کوتاهی در خلخال مستقر کرده بود.

راجع به اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم سید جمال ترابی طباطبایی در کتاب سکه های اسلامی ایران به سه نوع سکه منقش به لا اله الا الله و حده لا شریک له محمد رسول الله اشار کرده که متعلق به سالهای 105 و 145 هجری قمری می باشد و می نویسد  با توجه به علائم و حروف اقتصادی، محل ضرب این سکه ها آذربایجان می باشد بطوریکه ذکر شده است. آذربایجان محلی است ما بین طالش و خلخال و احتمالا همان کوکاوان یا انگان باشد که بقایای آن هنوز در دامنه کوه ازناو و روستای طولاش باقی است و شاید این شهر تاریخ ضرب سکه ها و مدت ها بعد از آن نیز باقی و بعد ها از بین رفته است.

 گردنه گردشگری الماس یکی از ارتفاعات زیبا و اکوتنی مرز بین استان اردبیل (خلخال) و استان گیلان (تالش) بوده و در فاصله 15 کیلومتری شهر خلخال و در 7 کیلومتری روستای مجره (نزدیکترین آبادی به منطعه نمونه گردشگری الماس) قرار گرفته است این منطقه از نظر زمین شناسی جزو ارتفاعات البرز غربی بوده و بدلیل داشتن شرایط توپوگرافیکی مناسب از نظر شیب نسبت به ارتفاعات اطراف و نزدیکی فرهنگ اهالی تالش و مردم خلخال مسیر رفت و آمد مردم محلی قرار گرفته بود و با احداث جاده جنگلی برای حمل چوب در تالش، این مسیر تقویت گردید و با تعریض و آسفالت نمودن جاده مذکور به عنوان جاده خلخال – گیلان و خلخال – تهران مورد اسفاده اهالی قرار گرفت. وضعیت توپوگرافی و داشتن تنوع پوشش گیاهی در دو سوی ارتفاعات و تنوع فرهنگ و همچنین جاده مذکور، جاده سنتو و امکانات رفاهی در منطقه کرمان تالش (سه کیلومتری گردنه) به این گردنه جلوه خاصی بخشیده که مدتهاست مورد توجه اقشار مختلف از جمله گردشگران علمی و اکوتوریسم قرار می گیرد.

2-1- مشخصات جغرافیایی محدوده مطالعاتی

شهرستان خلخال عنوان جنوبی ترین شهرستان استان اردبیل به مساحت 2786 کیلومتر مربع بوده که از طرف شمال به شهرستان کوثر، از شرق به استان گیلان، از غرب به استان آذربایجان شرقی و شهرستان میانه و از جنوب به استان زنجان (شهرستان زنجان) منتهی می شودو فاصله آن از مرکز استان 114کیلومتر می باشد.این شهرستان با فاصله 549 کیلومتری از تهران در ناحیه کوهستانی واقع شده است. آب و هوای آن در قسمت شرقی سردسیر و در نواحی شمالی و جنوبی معتدل است.این شهرستان با سه بخش مرکزی، هشتجین و کلور می باشد و با  8 دهستان و 150 روستای دارای سکنه بوده بر اساس سرشماری سال 1375  جمعیت این شهرستان 60115  نفر، بوده و بر اساس آخرین سرشماری (سال 1385) جمعیت آن 47264 نفر کاهش یافته است.

بررسی شكل 1-2 نشان می دهد این شهرستان در مختصات جغرافیایی 37 درجه و 11 دقیقه الی 37 درجه و 51 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 10 دقیقه الی 48 درجه و 55 دقیقه طول شرقی قرار دارد به لحاظ موقعیت طبیعی می توان گفت که شهرستان خلخال در یک منطقه کوهستانی و ارتفاعات کم و بیش مرتفع آن را احاطه کرده اند که ارتفاعات حوالی شهرستان خلخال از شرق به غرب و از شمال به جنوب کاهش یافته و در نهایت به دشت خلخال محدود می شوند. از جمله مهم ترین ارتفاعات می توان به کوههای طالش اشاره کرد که در سمت شرق شهرستان خلخال واقع شده و همانند سدی ما بین دریای خزر و ناحیه آذربایجان قرار گرفته است.

ارتفاعات دیگر ناحیه خلخال، کوههای باغرو که در شمال غربی آن واقع شده است. مهمترین قلل شهرستان خلخال آق داغ (3322 متر) و شاه معلم، پلنگا (3100 متر) و قله مهم با ارتفاع (2010 متر) می باشد.به طور کلی شهرستان خلخال به دلیل قرارگیری در حد فاصل چهار استان (اردبیل، آذربایجان شرقی، گیلان، زنجان) از اهمیت درخور توجهی برخوردار می باشد و همچنین کوهستانی بودن منطقه و وجود خاکهای مستعد کشاورزی از دیگر موارد مهم شهرستان خلخال به شمار می رود.  

  گردنه الماس یکی از یالهای قابل نفوذ در ارتفاعات البرز غربی بوده که از دیر باز جهت ارتباط جوامع انسانی موجود در ضلع  شرقی و غربی، در دیواره البرز غربی (تالش) مورد استفاده قرار گرفته است این محدوده شامل زیر حوضه آبریز رودخانه مجره بوده که از شعبات حوضه آبریز هیرو چای می باشد محدوده مطالعاتی بلافصل نمونه گردشگری گردنه الماس خلخال شامل خود گردنه که جاده قدیم خلخال – اسالم بوده،گردنه جاده جدید سنتو (خلخال – فومن) را نیز در بر می گیرد. این محدوده بر اساس پتانسیل های موجود در زمینه گردشگری و با درنظر گرفتن مدل توریسم (مخدوم 1382) در دو سایت تفرج متمرکز جمعاً به مساحت 121 هکتار و یک سایت تفرج گسترده با احتساب سایتهای فوق به مساحت 861 هکتار تهیه گردیده است که واقع در کیلومتر 15 جاده خلخال – اسالم و مرز استان اردبیل با استان گیلان در جنوب بخش مرکزی شهرستان خلخال می باشد. بر اساس شكل شماره (1-3) محدوده اثر گذاری مستقیم یا تفرج گسترده به فاصله 119 کیلومتر از شهر اردبیل واقع شده است.این محدوده در شمال منطقه توریستی کرمان گیلان و به فاصله 55 کیلومتر اسالم از توابع شهرستان طالش در استان گیلان و جاده اصلی اردبیل - گیلان و جدید سنتو خلخال – فومن و تهران قرار دارد.

 محدوده مذکور جزء ارتفاعات البرز غربی (تالش) بوده و ارتفاع متوسط آن 2250 متر از سطح دریا می باشد. این ارتفاعات جزء حوضه آبریز رودخانه هیروچای از شعبات رودخانه قزل اوزن می باشد.

 بررسی و تحلیل نقشه طبقات ارتفاعی (شكل1-4) نشان می دهد این محدوده دارای دو یال جداگانه بوده که شامل یال جاده سنتو و یال معروف به کرمان می باشد. محدوده نمونه گردشگری گردنه الماس خلخال بر اساس شكل 1-5 در دو سایت جداگانه با توجه به قابلیت های موجود گردشگری وزن دهی گردیده است که سایت شماره 1 در مختصات 294369 متر تا 295406 متر شرقی و 4160199 متر تا 4161452 متر شمالی با ارتفاع متوسط 2260 متر از سطح دریای آزاد بوده و سایت شماره 2 در مختصات 293658متر تا 294787 متر شرقی و 4162287 متر تا 4163329 متر شمالی با ارتفاع 2300 متر بوده است و مختصات کل محدوده (اثرگذار مستقیم) 291415 متر تا 295452 متر شرقی و 4160153 متر تا 4163989 متر شمالی بر اساس سیستم UTM بوده است.

- این محدوده شمالاً در امتداد خط الراس حوضه آبریز  به استان گیلان و اراضی روستای مجره متصل می باشد.

- شرقاً به گردنه های الماس و جاده سنتو و منطقه سرسبز اکوتنی کرمان از توابع استان گیلان محدود می گردد.

- جنوباً به اراضی روستای خمس، کارخانه سیمان در حال احداث  و روستای  مجره از توابع بخش مرکزی شهرستان خلخال متصل می باشد.

- غرباً به اراضی روستای مجره از توابع بخش مرکزی شهرستان خلخال و رودخانه مجره متصل می باشد.

 1-2-1 ویژگیهای اقلیمی و زیست محبطی

  اكوسيستم كوهستاني منطقه خلخال متاثر از اقلیم توراني و مديترانه اي بوده است.واقع شدن این منطقه در ارتفاعات البرز غربی و بین اقلیم مرطوب گیلان و نیمه خشک خلخال که موجب بارش اوروگرافیکی در این منطقه شده و ارتباط ارتفاع و نوع بارش موجب گردیده بیش از چهار ماه از سال منطقه بصورت سفید پوش باشد که منبع مناسب برای افزایش آبهای زیر زمینی می باشد. تنوع اقلیمی و زیستی منحصر بفرد دراین محدوده موجب تنوع گونه گیاهی زیاد، پناهگاه حيات وحش، زيستگاه گونه هاي جانوري و گیاهی می باشد

این ناحیه توسط چندین رودخانه بزرگ و کوچک زهکشی شده و تمامی آبهای سطحی ان از طریق قزل اوزن به سفید رود و نهایتاً به دریای خزر می ریزد. بزرگترین شبکه زهکشی در خلخال توسط رودخانه های هیروچای و شاهرود چای انجام می گردد. هیروچای از ارتفاعات جنوبی شهر خلخال (الماس داغ، عجم داغ و آق داغ) سرچشمه گرفته و به سوی شمال و پس از رسیدن به شهر گیوی به سمت غرب جریان می یابند و نیز پس از متصل شدن رودخانه سنگوار چای به سمت جنوب منحرف شده و به رودخانه قزل اوزن می پیوندد، رودخانه آرپاچای از شعبات رودخانه هیروچای تقریبا در همان امتداد ولی در جهت مخالف از شمال به جنوب جاری است  و به هیروچای متصل می گردد.

 1-2-1-1- هوا و اقلیم منطقه مورد مطالعه

عواملی که اقلیم حوزه آبخیز هیروچای را کنترل می کند مانند هر منطقه دیگر استان از سه دسته عوامل سیاره ای، منطقه ای و محلی می باشد.

از عوامل سیاره ای رودباد جنب حاره ای، پرفشار جنب حاره ای و بادهای غربی را می توان نام برد. رودباد جنب حاره ای در فصول گرم وسرد از سمت مغرب می وزد، ولی چون در ارتفاع بالاتر قرار دارد اثر ناپایداری آن به سطح زمین نمی رسد.

پرفشار جنب حاره ای جزایر ازور در فصل تابستان به صورت زبانه ای بر بالای ایران و بطور کلی خاورمیانه کشیده می شود که در کنترل اقلیم ایران نقش تعیین کننده دارد. استقرار این سیستم پرفشار سبب پیدایش توده هوای گرم و خشک در تمام ایران در جنوب کوه های البرز می شود.حوزه هیرو چای اگر چه مستقیماً تحت استیلای این توده هوا قرار نمی گیرد ولی از تاثیر آن نیز دور نمی ماند. زیرا از نزدیک شدن بادهای غربی جلوگیری می کند، به همین سبب در آذربایجان و از جمله در حوضه مورد مطالعه، با باران های اتفاقی در تابستان دیده می شود.

باد های غربی مهم ترین عامل آب و هوایی ایران در دوره سرد سال است، از اوایل پائیز به دنبال پسروی رودباد جنب حاره ای به جنوب کشور، پرفشار جنب حاره ای نیز از ایران خارج می شود. به این ترتیب در اواخر پائیز باد های غربی بر تمامی سطح ایران مستقر شده و توده هواهائیکه توسط این بادها وارد کشور می شود بارشهای دوره سرد سال را تامین می کنند.

از عوامل منطقه ای در مورد حوضه هیرو چای، می توان از دریای مدیترانه و دریای خزر نام برد. رطوبتی که به وسیله باد های غربی وارد ایران می شود عمدتاً مربوط به سیکلون هائی است که در دریای مدیترانه تشکیل می شود. اما از عوامل منطقه ای که خلخال مستقیماً تحت تاثیر آن قرار دارد، دریای خزر است. به طوریکه در بررسی عناصر اقلیم حوضه هیرو چای بدلیل مجاورت با ناحیه تالش از شرایط مثبت اقلیمی آن تا حدی بهره مند است.

 عوامل محلی، عوامل ثابتی هستند که از سالی به سال دیگر تغییر نمی کنند. این عوامل عبارتند از عرض جغرافیایی، ارتفاع زمین جهت ناهمواری و پوشش طبیعی زمین، عرض جغرافیایی، زاویه تابش و مدت تابش خورشید را تعیین  می کند، حوضه هیرو چای بین عرض 37و38درجه قرار دارد و جزء مناطقی از کشور می باشد  که بعد از سواحل خزر، از کمترین انرژی در مقایسه با مناطق مرکزی و جنوبی کشور برخوردار است. علاوه بر تمایل بیشتر زاویه تابش ابرناکی آسمان نیز زیاد است. ارتفاع از سطح دریا در کاهش دما، افزایش بارش و نوع بارش تاثیر دارد. حوضه آبخیز هیرو چای با ارتفاع متوسط حدود1900 متر در رابطه با جهت تابش خورشید و جهت بادهای باران آور در  میزان دریافت و توزیع انرژی و بارش اثر دارد. بالاخره پوشش طبیعی زمین جذب و دفع انرژی و رطوبت هوا را کنترل می کند. محدوده مطالعاتی الماس بدلیل ارتفاع زیاد از اکثر عوامل اقلیمی متاثر می باشد.

در بررسی عناصر اقلیمی حوضه آبخیز هیروچای که محدوده الماس نیز جزء آن می باشد از داده های  ایستگاه سینوپتیک خلخال، اردبیل، آستارا و بارانسنجی روستای مجره، کلور، فیروزآباد و کیوی استفاده شده است و مشخصات ایستگاههای منتخب در جدول 1-1 ارائه گردیده است. اگر چه تعداد ایستگاههای فوق برای مطالعات دقیق اقلیمی کافی نیست ولی موقعیت دو ایستگاه موجود هم از نظر موقعیت ارتفاعی و هم از نظر موقعیت آنها در داخل حوزه، تا حدی این نقص را جبران می کند. ایستگاه خلخال و مجره در غرب و آستارا در در جنوب شرق جهت تعیین ایستگاه مورد نیاز کاذب کافی می باشد که با بکارگیری روش همبستگی بین ارتفاع و میزان بارندگی می تواند گپ موجود بین داده های اقلیمی آستارا و خلخال را از بین ببرد. به طوریکه در تشریح شرایط توپوگرافی منطقه ذکر شد.ارتفاع متوسط حوضه 1837متر است و بیش از 76درصد حوزه نیز بین ارتفاع 1500تا2500متر قرار دارد، با وجود آن ایستگاه فیروز آباد نیز شرایط بخشهای پست تر از 1500 متر حوضه را تحت پوشش قرار  می دهد. در جدول 1-1 مشخصات و مختصات ایستگاه های منخب نشان داده شده است.

  جدول 1-1موقعیت ایستگاههای سینوپتیک منتخب در منطقه مطالعاتی

ایستگاه

 

ارتفاع (متر)

 

عرض جغرافیایی

طول جغرافیایی

نوع ایستگاه

باران(میلیمتر)

دما (درجه سانتیگراد)

 

 

فشار(هکتوپاسکال)

حداقل

 

 

متوسط

 

حداکثر

خلخال

1,796

3738

4832

سینوپتیک

379

1.60

8.80

14.80

1,015.70

زنجان

1,663

3614

4829

سینوپتیک

314

4.00

11.50

18.00

1,014.10

میانه

1,110

3727

4742

سینوپتیک

284

7.10

14.20

20.30

1,013.60

اردبیل

1,332

3815

4817

سینوپتیک

303

2.70

9.70

15.20

1,016.80

منجیل

333

3644

4924

سینوپتیک

203

12.70

17.00

22.30

1,014.80

سراب

1,682

3756

4732

سینوپتیک

240

1.20

8.50

15.80

1,015.90

فیروزآباد

1,450

3735

4813

کلیماتولوژی

344.5

1.9

10.7

19.5

1,016.35

مجره

1,830

3738

4837

باران سنج

432

0.00

0

0.00

1,015.40

میانرودان

2,650

3717

4845

باران سنج

408

0.00

0.00

0.00

1,015.35

برندق

1,200

3715

4855

باران سنج

282

0.00

0.00

0.00

1,014.60

شال

2,200

3755

4838

باران سنج

514

0.00

0.00

0.00

1,014.50

کلور

2,400

3720

4840

باران سنج

474

0.00

0.00

0.00

1,014.95

ماسوله

1000

3710

4849

باران سنجی

834

 

12.28

 

1015.42

 

 

با توجه به اینکه یکی از محدودیت های جدی محدوده مذکور در زمینه گردشگری، اقلیم بویژه نوع بارش و درجه حرارت بوده و اختلاف ارتفاع یکی از عوامل تاثیر گذار در پارامترها ی اقلیمی بوده بنابر با استفاده ار رگرسیون خطی و انجام درون یابی در محیط GIS میزان دما و بارش نسبتاً دقیق محدوده برآود تهیه گردیده است که در زیر به هر یک از آنها پرداخته می شود.

الف- دما

در یک بررسی که روی آمار 25ساله (1386-1361)ایستگاه هواشناسی خلخال انجام گرفته، میانگین دمای سالانه79 این منطقه 7/8درجه سانتیگراد برآورد شده است[1]و هشت ماه از سال (از مهر تا اردیبهشت) میانگین ماهانه درجه حرارت کمتر از 10 درجه سانتیگراد و در تمام فصول زمستان زیر صفر بوده است. در این دوره آماری میانگین درجه حرارت در هیچ ماهی به 20درجه نرسیده و حداقل متوسط ماهانه بین45/10-(سال 1367)و 85/3-درجه (سال 1372)و حداکثر متوسط بین47/20درجه(مرداد 1366)و55/16درجه (تیرماه1372)در نوسان بوده است. با توجه به جدول 2-1 میانگین اختلاف بین سرد ترین و گرمترین ماه در خلخال حدود 25درجه می باشد. ولی اختلاف بین حداقل و حداکثر مطلق خیلی زیاد است و به 5/62درجه ساتیگراد می رسد که دما در بهمن ماه 5/27- و در تیر ماه 35+درجه سانتیگراد می باشد.

ایستگاه فیروز آباد نسبت به ایستگاه خلخال گرمتر است، ولی اختلاف حداقل و حداکثر در آن بیشتر می باشد. میانگین سالانه در فیروز آباد حدود 5/12درجه بوده و حداقل و حداکثر مطلق آن به ترتیب 5/29-و 5/37+درجه می باشد که 67درجه اختلاف دارد.اختلاف حدود پنج درجه در میانگین دو ایستگاه عمدتا مربوط به عامل ارتفاع زمین است. با وجود اینکه اردبیل بیش از 100 کیلو متر شمالی تر از خلخال قرار گرفته ولی میانگین سالانه دما در آن تقریبا نیم درجه بالاتر از خلخال می باشد. زیرا ایستگاه خلخال 447 متر بلند تر از ایستگاه اردبیل است. علاوه بر

آن خلخال فقط پنج کیلو متر با خط الراس کوههای تالش فاصله داشته و هوای سرد سیبری به آسانی از طریق دالانها به آن نفوذ می کند.  شكل 5-1 خطوط هم دمای میانگین سالانه منطقه مطالعاتی را نشان می دهد. به طوریکه در این شكل بوضوح دیده می شود، درجه حرارت بطور کلی در شمال شهرستان یعنی حوزه هرو چای از شمال شرقی به جنوب غربی افزایش می یابد. این وضع کاملاً با تغییرات ارتفاع در این حوضه هماهنگی دارد.و محدوده الماس بدلیل ارتفاع نسبتاً زیاد در زیر خطوط منحنی دمای متوسط  4 تا 5 درجه قرار دارد و به همین علت بیش از 7 ماه از سال دارای یخبندان شدید بوده است منطقه مورد مطالعه با زمستانهای سرد و طولانی و تابستان نسبتا ملایم است.

ب- بارش

بر اساس داده های هواشناسی ایستگاه های منتخب، میزان بارندگی متوسط شهر خلخال 1/379 میلیمتر بوده و مجموع بارش سالانه فیروز آباد 344.5میلیمتر می باشد. اردیبهشت ماه با 4/130میلیمتر پر باران ترین و شهریور ماه با6/3 میلیمتر خشک ترین ماه سال در خلخال است. ولی اسفند ماه با 6/57 میلیمتر پر باران ترین ماه و مرداد ماه با2/2میلیمتر بارندگی خشک ترین ماه فیروز آباد می باشد.

در توزیع فصلی بارش نیز بین دو ایستگاه خلخال و فیروز آباد اختلاف دیده می شود. در خلخال فصل بهار و در فیروز آباد فصل زمستان پر باران ترین فصل است. در خلخال 2/33درصد از مجموع بارش سالانه در فصل بهار اتفاق افتاده در حالیکه در فیروز اباد7/34درصد بارش سالانه در فصل زمستان ثبت شده است. در هر دوایستگاه کم باران ترین فصل تابستان است،که خلخال5/5درصد و فیروز آباد 5/8درصد از بارش سالانه را دریافت می کنند. جدول 3-1 میانگین ماهانه بارش ایستگاههای منتخب را نشان می دهد.

مقایسه توزیع زمانی بارندگی با رژیم دما این واقعیت را که در این حوزه آبخیز قسمت اعظم بارش بصورت برف بوده و نیمه دوم فصل بهار زمان طغیان رودهاست تایید می کند. در واقع از اواسط آبان ماه تا اواخر فروردین اکثر بارش بصورت برف بوده و ارتفاع برف در بعضی نقاط به چند متر می رسد، قسمت این شرایط اغلب راههای روستائی و حتی راههای اصلی ناحیه نیز یسته می شود.

اختلافی که از نظر توزیع زمانی بارش بین این ناحیه با سایر نقاط آذربایجان مشاهده می شود مربوط به مجاورت آن با ناحیه تالش و برخورداری از شرایط اقلیمی ان است. با توجه به اینکه در اکثر مطالعات  اقلیمی و بویژه  هیدرولوژیکی به تعداد بارانسنجها توجه خاصی می شود و چنانچه تعداد ایستگاهها کم باشد مسلماً تخمین بارش دقیق نخواهد بود.

- بارندگی متوسط سالانه

آمار بارندگی سالیانه و ماهانه ایستگاه های منتخب در محدوده مطالعاتی همپایه گردیده است.متوسط بارندگی سالانه در هرکیلو متر مربع 44.5 سانتیمتر بوده و آغاز بارش در هر سال (در اکثر ایستگاههای بارانسنجی) از مهر ماه شروع و تا اردیبهشت ماه ادامه دارد. با وجود آن (هر چند بطور اتفاقی)  در همه ماهها (بطور متوسط) بارندگی وجود دارد بطوریکه مجموع باران سالیانه این حوضه360 میلیمتر بوده است.

معادله شماره 5-2     مساحت کل/(مساحت *مقدار بارندگی)     p=   44.5=

میانگین حداکثر بارش سالانه در بین ایستگاهها ی منتخب، به ترتیب  مربوط به ایستگاه ماسوله  به میزان 834 میلیمتر،مجره 5/432 و خلخال 4/379 میلیمتر بوده و میانگین حداکثر بارش ماهانه کل ایستگاهها  بمیزان 7/ 53 میلیمتر درفروردین ماه می باشد.میانگین حداقل بارش سالانه در بین ایستگاههای منتخب ایستگاههای منجیل (1/203) و سراب(9/239) بوده ا ست.بیشترین بارش ها در ماه های اسفند، فروردین و اردیبهشت بوده و کمترین بارش ها درماههای تیر، مرداد و شهریور بوقوع می پیوندد.مطابق شكل 6-1 ميانگين بارندگي سايت مورد مطالعه 400 ميليمتر مي باشد.

 - بارندگی فصلی

بررسی آمار متوسط بارش فصلی ایستگاههای منتخب منطقه مورد مطالعه  نشان می دهد که اکثر بارندگی ها در فصل بهار و از کل بارش 143.5 میلیمتر(37%) در فصل بهارو 23.6 میلیمتر (6%) در فصل تابستان و 97.6 میلیمتر(25%) در فصل پاییزو 126.6 میلیمتر (32%) در فصل زمستان مي بارد و دامنه تغییرات بارندگی 72.1 میلیمتر و واریانس آن 482.8   می باشد.توزیع بارش های سالانه در فصول مختلف سال انطباق مناسبی با ورود سیستم ها ی بارانزا به محدوده مورد مطالعه دارد. 


 

ایستگاه

دی

بهمن

اسفند

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

مهر

آبان

آذر

 میانگین

   کلور

41.9

43.2

63.4

98.8

47.5

4.6

14.1

9.1

8

40

1.8

6.4

378.8

فیروزآباد

33.5

34.9

49.7

52.2

54.2

20.8

1.3

3

5.1

30.1

29.3

30.4

344.5

میانرودان

37.5

26.5

65.2

100.2

61.1

10.7

7.8

2.4

10.6

21.2

37.3

27.9

408.4

مجره

36

31.7

42.4

55.7

57.8

10.2

15.9

3.9

13.1

39.8

45.9

80.1

432.5

ماسوله

65.3

66

84.6

81.6

95.1

44.8

33

50.6

66.63

95.5

84.2

66.78

834.11

برندق

30.2

24.99

38.6

53.5

34.65

11.48

6.28

0.91

6.69

16.6

36.6

21.79

282.29

هشتجین

45.9

30.4

61.4

60.4

46.2

9.7

6.4

4.9

5.6

23.2

42.6

35.5

372.2

گزاز

32

21.3

29.3

44.6

54

10.4

10.8

8.9

6.4

7.7

35.9

26.2

287.5

سراب

16.6

12.8

26.6

43.9

40.3

15.4

12.1

8.6

7.2

21.5

21

13.9

239.9

خلخال    

30.6

34.8

49.7

62.1

48.4

15.3

10

5.8

6.4

32.7

46

37.6

379.4

 زنجان   

29.9

28.8

49.3

57.5

41.5

11

5.4

3.7

4.5

22.3

31.7

28.8

314.4

منجیل    

17.1

16.7

33.2

36.9

20.5

3.5

3

0.7

2.2

12.1

37.8

19.4

203.1

اردبیل    

25.2

22.7

38

37.6

42.7

20.1

5.8

5.7

10.1

33.6

36.3

25.6

303.4

 میانه   

35.6

23.5

43.4

46.1

29.5

6.5

7.3

3.5

4

18.5

31.8

34

283.7

 

34.09286

29.87786

48.2

59.36429

48.10357

13.89143

9.941429

7.979286

11.18

29.62857

37.01429

32.455

361.7286

جدول شماره 3-1 بررسی حداکثر بارش روزانه ایستگاههای بارانسنجی منتخب


آمار ماهیانه بارندگی ایستگاههای باران سنجی موجود داخل و اطراف سایت مورد مطالعه  نشان می دهد که بیشترین میزان بارندگی (بیش از 40  میلیمتر)در سه ماه از کل سال (اسفند، فروردین، و آذر در طول سال1982 تا2004) اتفاق افتاده است و میانگین ماهانه خلخال نیز چنین وضعیتی را نشان می دهد که در ماه آوریل بطور متوسط 62.09 میلیمتر بیشتر از سایر ماههاوماه مارس 49.68 و ماه مه 48.45 میلیمتر نسبت به سایر ماهها برتری دارد. با توجه به وجود ایستگاه باران سنجی مجره در نزدیکی محل مطالعاتی و ایستگاه سینوپتیک خلخال در 15 کیلومتری محدوده و همچنین لحاظ نمودن نقش ارتفاع در افزایش بارش در این منطقه محدوده مطالعاتی در زیر خط منحنی همباران 400 میلیمتر قرار دارد.    

پ- روز های یخبندان

در جدول 4-1 شاخص های آماری مربوط به یخبندان در ابستگاه خلخال برای دوره 7ساله 81-87 خلاصه شده، بر اساس این داده ها، در هشت ماه از سال یخبندان وجود دارد که بطور متوسط از 6/5تا 29روز در هر ماه دیده می شود. در بعضی از سالها، در ماههای خرداد و شهریور هم یخبندان مشاهده شده است و باین ترتیب در خلخال در طول هفت سال فقط دو ماه تیر و مرداد از خطر یخبندن محفوظ بوده است. تعداد روزهای یخبندان دردوره اماری مذکور بین 144روز در سال1382و169روز در سال 1386در نوسان بوده و میانگین ان 156روز در سال بوده است. شكل مربوط نشان می دهد که تعداد روزهای یخبندان در حوزه هرو چای از 200روز در ارتفاعات باغرو تا100 روز در جنوب شرقی حوزه کاهش می یابد.


 

جدول شماره 4-1:وضعیت روزهای یخبدان ایستگاه هواشناسی خلخال

میانگین

جمع

1387

1386

1385

1384

1383

1382

1381

سال

60

1/53

3/17

5/6

5/11

6/3

7/23

2/51

3/38

1/36

8/40

50

420

7/371

2/121

7/45

6/80

3/25

9/165

7/358

2/268

7/252

3/285

8/349

2/20

8/85

8/40

2/4

9/5

8/5

7/0

8/93

5/47

7/32

1/65

32/6

2/47

7/80

4/42

0

8/7

5/4

5/0

9/30

4/42

23

2/12

5/79

5/76

3/73

8/0

3/1

4/0

0

7/30

19

7/72

5/29

2/14

6/71

 

3/74

7/74

4/0

0

4/3

0

5

7/67

26

3/10

3/13

38

 

7/39

3/32

2/2

0

4/9

4/7

6/3

3/56

9/18

27

1/40

3/45

 

7/98

3/51

1/24

9/29

2/12

9/35

7/79

2/27

6/38

7/21

8/23

 

4/63

6/9

4/10

3/10

5/41

4/0

5/89

3/38

5/33

6/91

7/118

59

فروردین

اردییهشت

خرداد

 تیر

 مرداد

شهریور

مهر

ابان

اذر

دی

بهمن

اسفند

 

1/392

1/2745

1/435

1/371

354

1/313

2/282

3/450

2/566

 


 

ت- نم نسبی

اطلاعات درباره رطویت نسبی هوا فقط مربوط به ایستگاه خلخال است. جدول 5-1نشان می دهد میانگین رطوبت نسبی ماهانه در این ایستگاه (دوره آماری87-1381)حاکی از اینست که این ناحیه بطور کلی از رطوبت نسبی بالائی برخوردار است که برای پوشش گیاهی بویژه در دوره خشک سال اهمیت زیاد دارد. از خرداد تا شهریور ماه که خشک ترین دوره است،رطوبت میانگین هوا بین 57تا60درصد می باشد. حداکثر رطوبت با سرد ترین ماه سال مطابقت دارد. (بهمن ماه 9/77درصد)و حداقل ان در خرداد ماه (2/57درصد)است. میانگین سالانه ان 9/67درصد محاسبه شده که رقم قابل توجهی را نشان می دهد. البته این ویژگی اقلیمی نیز مانند سایر ویژگیها، تغییرات سالانه قابل توجهی دارد. بطور مثال در سال 1383میانگین رطوبت در ایستگاه خلخال حداقل 41 و حداکثر 90 درصد بوده است. نکته قابل توجه رابطه رطوبت نسبی با درجه حرارت هوا در این ناحیه می باشد که نظم مشخصی را نشان نمی دهد. این وضع بدون شک قسمت تاثیر شرایط اقلیمی ناحیه خزری است که به این ناحیه نفوذ می کند.

 

 

 

 

اسفند

یهمن

دی

اذر

ابان

مهر

شهریور

مرداد

تیر

خرداد

اردیبهشت

فروردین

میانگین سالانه

میانگین رطوبت نسبی

2/77

9/77

8/78

3/73

1/76

5/64

1/60

7/58

58

2/57

8/62

70

9/67

میانگین درجه حرارت

8-

4/6-

4/4-

6/1

9/5

98/9

7/15

9/18

3/18

8/14

8/9

4/4

35/7

جدول 5-1مقایسه میانگین رطوبت نسبی و درجه حرارت ایستگاه خلخال

 

 

ث- باد

بررسي باد در شهرستان منحصراً‌ از داده‌هاي‌ايستگاه خلخال امكان‌پذير است. بررسی داده های این ایستگاه در دوره آماری مورد بررسی نشان می دهد، این ایستگاه در تمام جهات در معرض جریان های هوائی با شدت وضعف قابل ملاحظه قرار دارد. به طور کلی وزش باد در ایستگاه سینوپتیک خلخال را می توان به شرح زیر تحلیل کرد:

در فصل زمستان، به استثنای جهات شمالی و شمال شرقی از سایر جهات وزش باد مشاهده می شود. باد غالب در این فصل باد غربی می باشد. بادهای جهات جنوب غربی و شرقی به ترتیب بعد از باد غربی از نظر شدت و مدت وزش در ردیف های دوم و سوم قرار دارند(نمودار 1-1).

در فصل بهار، وزش باد به استثنای جهت شمالی از سایر جهات جریان دارد، تعداد و شدت باد غربی افزایش می یابد در عین حال به تعداد و شدت باد جنوب غربی نیز افزوده می شود. بادهای شرقی، جنوب شرقی در ردیف های سوم و چهارم قرار می گیرند(نمودار2-1).

در فصل تابستان به تدریج بر مدت و شدت وزش باد شرقی افزوده می شود. به طوری که در این فصل باد غالب منطقه باد جهت شرقی بوده و باد جهت  غربی در ردیف دوم قرار می گیرد(نمودار 3-1).

در فصل پائیز به تدریج بر شدت، تعداد و مدت وزش باد شرقی افزوده می شود به طوری که باد شرقی به تنهائی به باد موثر و غالب منطقه تبدیل می شود(نمودار 4-1).

بنابراین از توضیحات ارائه شده و گلباد منطقه می توان نتيجه گرفت باد جهت شرقي باد غالب سالانه منطقه مي‌باشد. این  باد فصول تابستان و پائيز نیز نقش غالب دارد. بادهای جهات غربی و جنوب غربی نیز در فصول بهار و زمستان از نظر جريانات هوايي در منطقه نقش غالب را ‌ايفاء مي‌نمايند(نمودار5-1).

   

1-2-1-2-منابع آب

الف- آب‌ها ي سطحي

شهرستان خلخال بخشي از حوضه آبخيز رودخانه قزل‌اوزن در استان اردبيل مي‌باشد. بخشي از ‌اين رودخانه در جنوب غربي ‌اين شهرستان جريان دارد و مرز طبيعي بين دو استان اردبيل و آذربايجان شرقي را مشخص مي‌نمايد. يك رودخانه سراسري كليه آب‌هاي سطحي شهرستان‌ كوثر و بخشي از آب‌هاي سطحي شهرستان خلخال را جمع‌آوري و به رودخانه قزل‌اوزن تخليه مي‌‌نمايد. اطلاعات موجود از مقدار آب جاري و تخليه شده از ‌اين شبكه منحصر به داده‌هاي ‌ايستگاه آبسنجي فيروزآباد است.اين رودخانه سرتاسري كه در نقاط مختلف از بستر جريان خود نام‌هاي متفاوت مي‌گيرد در مجموع داراي سه سرشاخه اصلي هروچاي، آرپاچاي و سنگورچاي است.

ـ هروچاي يا رود هروآباد از ارتفاعات تالش سرچشمه مي‌گيرد و با دريافت شاخه‌‌هايي از كوهستان ازنو از وسط شهر خلخال مي‌گذرد. جهت جريان‌اين رودخانه جنوبي ـ شمالي است و در محل چلمبر به آرپاچاي مي‌پيوندد.

ـ آرپاچاي مهمترين رودخانه شهرستان كوثر مي‌باشد كه از ارتفاعات جنوبي روستاي داش‌ديبي (شمال شرق شهرستان) سرچشمه مي‌گيرد و بستر نسبتاً تندي را در جهت شمال به جنوب تا روستاي چلمبر مي‌پيمايد. در ‌اين محل با دريافت آب هروچاي با يك زاويه قائم به غرب منحرف و در جهت شرق به غرب جريان مي‌يابد.‌ اين رودخانه ضمن عبور از جنوب شهر گيوي، نام گيوي‌چاي مي‌گيرد و به پيروي از شيب عمومي ‌منطقه تغيير جهت داده و در مسير شمال شرق به جنوب غرب ادامه مسير مي‌دهد.

حوزه مورد مطالعه در کل شکل کمی کشیده دارد، یعنی در مواقع طغیانی بالا آمدن سطح آب در آن بطور ناگهانی نیست و به تدریج صورت می گیرد. به طوریکه قبلاً نیز اشاره شد، این سیستم یک شبکه ساده نیست بلکه از بهم پیوستن چند حوزه تشکیل شده است. در غرب دو حزوه هرو چای(یا رود خلخال) و ارپا چای در جهت مخالف هم جریان دارند. تا نقطه ای که این دو رود بهم پیوسته و گیوی چای نامیده می شود. هر دو هم از نظر مشخصات فیزیکی شبیه هم هستند. هر دو از تیپ شبکه درختی بوده و طول آبراهه اصلی انها اختلاف زیادی با هم ندارد. طول ارپاچای چند کیلو متری بیشتری از هروچای می باشد،در عوض شیب کلی انهم بیشتر است. البته این اختلاف در شیب کلی است (اختلاف ارتفاع از بلند ترین نقطه حوزه تا پیوستگاه دو رود برای آرپاچای و هرو چای بترتیب حدود 1100و 600متر است) در غیر این صورت شیب متوسط انها اختلاف کمی دارد. در واقع فقط یک شاخه از آرپاچای از بلند ترین نقطه حوزه سرچشمه می گیرد که عامل این تفاوت در شیب کلی ان با حوزه هرو چای می باشد.

2ـ آب‌هاي زيرزميني

آمار جداگانه‌اي از وضعيت آب‌هاي زيرزميني و نحوه استفاده از آن در دسترس نمي‌باشد. در منابع موجود آمار مربوط به ‌اين شهرستان در آمار شهرستان خلخال منظور شده است. با توجه به این اطلاعات، تخليه آب‌هاي زيرزميني‌اين دو شهرستان در سال 1383، 21/54 ميليون متر مكعب محاسبه گرديده است كه توسط چاه عميق، نيمه‌عميق، قنات وچشمه صورت گرفته است.

 8/87 درصد از آب تخليه شده (61/47 ميليون مترمكعب) از طريق چشمه‌هاي طبيعي انجام گرفته است.

1-2-1-3 - پوشش گیاهی و حیاتی جانوری

الف-پوشش گیاهی

 پوشش گیاهی هر منطقه تحت تأثیر عوامل مختلف از جمله اختلاف ارتفاع – آب و هوا و نوع خاک تنوع زیادی دارد و فراخور تغییرات عوامل فوق تیپ گیاهی هر منطقه دستخوش تغییر می گردد. البته در تغییر چهره طبیعت عوامل دیگری نیز همچون انسانها می توانند اثرات مثبت (سازنده) و یا منفی(مخرب) ایفا نمایند.

در حال حاضر گونه های گیاهی یافت شده در دامنه کوههای الماس و اطراف آن عبارتند از:

انوع گونها – کلاه میر حسن – انواع گراسها (گرامینه ها) – گونه هایی از آگروپایرونها – بروموسی یک و چند ساله – ست کاکوتیها – مرزه کوهی- انواع نعناعیان.

قابل ذکر است که تنوع پوشش گیاهی در این منطقه بسیار زیاد است در ارتفاعات منطقه الماس بدلیل تغییر وضعیت گونه جنگلی به مرتعی یک اکوتن محسوب می گردد که در اکوتن ها معمولاً تنوع گونه زیاد بوده ولی جمعیت و تعداد هر گونه کم می باشد.

با کاهش ارتفاع منطقه بدلیل وجود شرایط اقلیمی و زیستی مناسب خاک غنی و مناسب در ارتفاعات اطراف روستای مجره نه تنها تنوع گونه زیاد بوده و تعداد هر گونه نیز افزایش می یابد بطوریکه در اواسط فصل بهار و همچنین در خرداد ماه این منطقه به بهشتی از گیاهان مرتعی و جنگلی تبدیل می گردد. وجود درختان جنگلی در جهات شیب شرقی منطقه و گیاهان مختلف باعث زیبایی خاصی در منطقه گردیده و کوه الماس همانند نگینی در داخل لفافه ای از تنوع پوشش گیاهی محاط شده است که یکی از پتانسیل های قوی در جذب مسافر و توریست برای منطقه می باشد.

بطور کلی تنوع پوشش گیاهی در شهرستان خلخال شامل چهار منطقه گیاهی و جنگلی قابل تشخیص است که انعکاسی از ناموزونی ارتفاعات منطقه می باشد.

منطقه اول: شامل جنگلهایی است در ارتفاعات حدود2500 متری شرق خلخال 

منطقه دوم: شامل پوشش جنگلی از نوع درختان پهن برگ تا ارتفاع 1200 متری در باریکه ای واقع در شرق خلخال

منطقه سوم: شامل پوشش گیاهی از نوع استپی و نیمه استپی تا ارتفاع 2500 متری.

منطقه چهارم: شامل پوشش استپی کوهستانی تا ارتفاع 1500 متر از سطح دریا.

در نقاط بررسی شده گیاهان و بوته های زیادی وجود دارند که به ذکر نام معروفترین انها می پردازیم:

گل بنفشه، گل گاوزبان، گل زرد، شیرین بیان، پونه (یارپوز)، کاسنی، تره، اندوز، گل ختمی، گلایول، ترشیله، قاطر قولاغی، قال قان، قره قیاق، برنجاس.

جنگل

مساحت جنگلهای منطقه خلخال 31500 هکتار بوده که بالاترین میزان را در سطح استان با سهم 84 درصد داراست. کاربری این جنگلها از نوع حفاظتی بوده و گونه های جنگلی موجود در این منطقه عبارتنداز:

- تیپ ارس و بنه به طور پراکنده در بخشهای سنجبد و مرکزی

- تیپ ارس، بنه، افرا و کیکم در منطقه خورش رستم منطقه خلخال

منطقه الماس قسمتی ازالبرز غربی بوده که بدلیل تنوع توپوگرافیکی از نظر تراکم پوشش گیاهی متنوع می باشد.بطوریکه دارای گیاهان جنگلی، مرتعی بصورت متفاوت بوده وبه مساحت 561 هکتار با پوشش جنگلی متراکم و با درختان غالب بلوط و ممرز، آلوچه وحشی، سیاه تلو، نسترن وحشی و ارس بوده، به مساحت 192 هکتار جزء نباتات آبی و باغات  می باشد. از نظر پوشش مرتعی این منطقه به مساحت 858 هکتار دارای مرتع متراکم با گونه های چند ساله و یک ساله با گونه گیاهی گون، گاو زبان، شیرین بیان، بومادران، کلاه میرحسن، جگن، زیره، فستوک گوسفندی به مساحت 104 هکتار میخک، اسپند و شاطرا می باشد با توجه به بررسیها و تحلیل های انجام گرفته از روی شكل 100000: 1 (شكل) محدوده مطالعاتی به مساحت 561 هکتار دارای پوشش مرتعی مشجر که قسمت عظیم محدوده مطالعاتی را شامل می شود و به مساحت 192 هکتار دارای اراضی آبی و باغات در قسمت غربی و وسط محدوده مذکور قرار دارد و به مساحت 104 هکتار دارای مرتع متراکم که در شرق و غرب محدوده مطالعاتی می باشد.

- تيپ گياهي مرتعی با گونه غالب گون Astragalus-Crisium  

             اين تيپها  بر روي ارتفاعات و دامنه هاي مرتفع يا نسبتاً مرتفع با شيب هاي تند متشكل از تشكيلات آتشفشاني و بعضاً آهكي در ارتفاع بیش از 1400 متري با خاكهاي کم عمق تا نيمه عميق و گاهي با برون زدگيهاي سنگي گسترش دارد. از مهمترين گياهان همراه اين تيپ مي توان به,چجم، شبدر، خشخاش، علف پشمکی، سیر کوهی، گاو زبان، زرد پیاز، انواع یونجه، فستوک گوسفندی، آویشن، کلاه میر حسن، چاودار، جو وحشی و علف گندمی، پنجک، دانه قناری، پونه، تره تیزک، کاکوتی، خاکشیر، اسپرس، تشکر، میخک، بومادران، بابونه، بولاق اوتی، شاطرا، اسپند، دم روباهی و یولاف اشاره نمود..وضعيت اين تيپ، فقیر تا متوسط با گرايش مثبت است و در كلاس طبقه بندي کمتر از 10 درصد قرار مي گيرد.

- تيپ گياهي مرتعی مشجر با گونه های غالب گون، سیاه تلو و ارس   Astragalus-

 اين تيپها بر روي دامنه هاي مرتفع يا نسبتاً مرتفع با شيب هاي نسبتاً زیاد، متشكل از سنگهای آهكي در ارتفاع حدود 600-2000 متري با خاكهاي نيمه عميق گسترش دارد. از مهمترين گياهان همراه اين تيپ مي توان به خشخاش، علف پشمکی، سیر کوهی، گاو زبان، زرد پیاز، انواع یونجه، فستوک گوسفندی، آویشن، کلاه میر حسن،  جو وحشی و علف گندمی،  پونه، کاکوتی، اسپرس، میخک، بومادران، بابونه، سیاه تلو، زرشک، قره میخ، آلوچه وحشی، نسترن، شیرخشت، قره تیکان، چاکلانقوش، ازگیل، بید، دوشان آلماسی، گلابی وحشی، بلوط و زبان گنجشک اشاره نمود. وضعيت اين تيپ، متوسط تا نسبتاً خوب با گرايش مثبت است و در كلاس طبقه بندي کمتر از 15-10 درصد قرار مي گيرد.

- تیپ جنگلی تنک با گونه های ارس، سیاه تلو

اين تيپها با وسعت حدود 19501 هکتار، در بر روي دامنه هاي با شيب هاي نسبتاً کم متشكل از تشكيلات آهكي در ارتفاع حدود 1000-2200 متري با خاكهاي نيمه عميق گسترش دارد. از مهمترين گياهان همراه اين تيپ مي توان به  گون، کلاه میر حسن،  جو وحشی و علف گندمی،  پونه، میخک، بومادران، بابونه، بنه، سیاه تلو، زرشک، قره میخ، آلوچه وحشی، نسترن، شیرخشت، قره تیکان، چاکلانقوش، ازگیل، بید، دوشان آلماسی، گلابی وحشی، بلوط و زبان گنجشک اشاره نمود. وضعيت اين تيپ، متوسط تا نسبتاً خوب با گرايش مثبت است و در كلاس طبقه بندي کمتر از 20-15 درصد قرار مي گيرد.

بررسي و تشريح اكولوژيك گياهان غالب منطقه

انواع گون (Astragalus spp.)

اين گياهان از خانواده پروانه آسا به شمار مي آيند. تقريباً تمام انواع گون ها خوشخوراك هستند. گياهان آن بسيارگوناگون بوده و برخي علفي و يا چوبي بدون ساقه وبعضي ديگر داراي ساقه كوتاه در روي زمين و بالاخره عده اي داراي ساقه هاي خوابيده روي زمين يا راست مي باشند. اغلب گياهان آن را در مراتع كشور مي توان پيدا نمود. اكثر اين گونه ها در يك محل متمركز است و از آنجايي كه تاكنون اين گونه ها بوسيله گياه شناسان توصيف نشده است طبقه بندي آنها بسيار مشكل است. در گروه Cercidothrix بخشOnobrychium  (داراي گلهائي با گل آذين متراكم و ميوه هاي  كوتاه) و Ornithopodium (داراي گلهايي در روي سنبله مركب غير متراكم با ميوه هاي بلند) گونه ها، واريته ها و اكو تيپ هايي وجود دارد كه دامنه پراكندگي آنها از آذربايجان تا فارس و از شمال تا خراسان است. گون ها داراي ساقه هاي پهن وخوابيده روي زمين هستند وبرخي از آنها در مراتع طبيعي نواحي كوهستاني كشور كه بيش از 200 ميلي متر بارندگي ساليانه دارد يافت مي شود. اين گياهان معمولاً در برابر چراي مفرط مقاوم هستند.

گونه گياه كلاه ميرحسن (Acantholimon  Boiss)

نباتات چند ساله و پشته اي شكل هستند كه در نقاط خشك و استپي كشور مي رويند و گونه هاي مختلف پشته اي شكل خاردار آن را در كرج كلاه مير حسن و در ارسباران چوپان ياستوقي مي نامند. نام علمي آن بمعناي استاتيس خاردار مي باشد.

گونه گياه علف پشمكي (Bromus inermis)

گياهي است با برگهاي آويزان، اين نبات سريعاً بوسيله ريزوم رشد نموده تحت شرايط مناسب توليد قابل توجهي دارد. اين گياه داراي ريشه نسبتاً عميقي است و در مناطق خشك يا نيمه مرطوب با آب وهواي سرد رشد مي نمايد. از اين نبات مي توان برای چرا و علوفه خشك استفاده نمود. بهترين خاك براي رشد Br.inermis. خاكهاي  لومي عميق است ولي اين گياه در خاكهاي شني سبك نيز بخوبي مي تواند رشد نمايد. خاكهاي حاوي مواد غذائي ازته و يا زمين هاي قليائي مي تواند شرايط رشد آنها را تكميل نمايد.

گونه گياه فرفيون (Euphorbia Chamaesycel)

در مراتع فقير و مناطق پر تردد گونه فرفيون را مي توان يافت. فرفيون گياهي است يكساله و چند ساله، با شيرابه اي سفيد رنگ، داراي ساقه اي باريك و گلهائي كوچك ومايل به قرمز دارد. محل رويش آن بيشتر در كشت زارهاي باير اراضي متروكه و حواشي روستا بوده و مورد تعليف دام واقع نمي شود. در طب سنتي براي درمان بيماريها معمول بوده و داراي تركيبات شيميائي مختلفي است.

ب-حیات جانوری

گونه هاي مهم حيات وحش اين منطقه عبارتند از: پلنگ، كل و بز، پازن، کفتار، انواع سمور (جنگلي، سنگي، آبي)، تشي، رودك، سياه گوش، جوجه تيغي، گرگ، روباه معمولي، راسو، گراز، شغال، گربه جنگلي، خرگوش و خفاش نعل اسبی مدیترانه ای و از مهمترين گونه هاي پرندگان بومي منطقه نيز مي توان به موارد ذيل اشاره نمود: عقاب طلايي، عقاب جنگلي، عقاب شاهی، پيغو، قرقي، كركس، دال سياه، بحري، ليل، دليجه، دليجه كوچك، جغد جنگلي و كوچك، سبزقبا، زنبورخوار، داركوب، هدهد، انواع چلچله، انواع چكاوك، پرستو، بلدرچين، كبك معمولي و انواع زاغ.همچنين از خزندگان شاخص منطقه مي توان به مارها (زنگي، آتشي، افعي، گرزه مار، يله مار، مار پلنگي)، سوسمارها و مارمولك ها و لاك پشت مهمیزدار اشاره نمود.

در بين پستانداران فوق گونه هاي پلنگ، سياه گوش، خرس قهوه اي و گرگ  و از بین پرندگان گونه های عقاب طلايي، عقاب جنگلي، عقاب شاهی، پيغو، قرقي، كركس، دال سياه، بحري، ليل، دليجه، دليجه كوچك، جغد مشمول ضمائم كنوانسيون CITES بوده است ضمناً فهرست گونه های موجود منطقه مشمول کتاب قرمزIUCN   مطابق جدول 6-1) ارائه گردیده است

 

جدول شماره 6-1  لیست گونه های موجود منطقه مشمول کتاب قرمز IUCN در سال 2007

ردیف

نام فارسی گونه

نام علمی

وضعیت گونه در لیست

VU

EN

CR

1

كل و بز

Caprea aegagrus

*

 

 

2

عقاب شاهی

Aquila clanga

*

 

 

3

خفاش نعل اسبی مدیترانه ای

Rhinolophys eurvale

*

 

 

4

لاک پشت مهمیزدار

Testudo graeca

*

 

 

5

دلیجه کوچک

Falco naumanni

*

 

 

 

 

-.زیستگاههای حیات وحش

در استان اردبیل به علت وجود شرایط متفاوت طبیعی زیستگاههای نسبتاً متنوعی برای زندگی گونه های مختلف جانوری وجود دارد به طور کلی زیستگاهها را میتوان به دو زیستگاه عمده و اصلی خاکی(خشکی) و آبی تقسیم کرد.

زیستگاههای آبی: زیستگاههای مهم آبی استان رودخانه های هرو آباد، قره سو، با لخلو، خیاوچای و تالابهای نئور، شورابیل و اصلاندوز میباشد.

 زیستگاههای خشکی: به پیروی از قوانین و مقررات مربوط به زیستگاههای آزاد و تحت حفاظت تقسیم می شوند.

زیستگاههای آزاد:

زیستگاههای آزاد یا شکارگاههای آزاد به محدوده هایی از اراضی اعم از جنگل و مرتع و کوهستان اطلاق می شود که در آنها یک یا چند گونه زیستگاه منحصراً حفاظت گونه مطرح است و شکار تحت شرایط و ضوابط خاصی که همه سال توسط سازمان حفاظت محیط زیست ابلاغ و به مورد اجرا گذاشته می شود، مجاز می باشد.

- طبقه بندی زیستگاه ها

الف- زیستگاههای کوهستانی

منظور از زیستگاههای کوهستانی قلمرو های حیاتی با محدود ههای مشخصی هستند که در نقاط مختلف حوزه آبخیز پراکنده و به علت موقعیت خاص جغرافیایی و ویژگیهای توپوگرافیک و شرایط پناهگاهی و زیستی مطلوب گونه هائی از جانوران وحشی بیشترین تمرکز را در این محدوده ها دارند اهم این مناطق  طبق شكل 7-1عبارتند از:

1- آق داغ و ازنو

زیستگاه آق داغ مهمترین زیستگاه حفاظت شده استان به مساحت 94000 هکتار در جنوب شهرستان خلخال و متصل به زیستگاه ازناو یا ازنو می باشد که نه تنها متنوع بوده، بلکه از لحاظ تنوع زیستی بسیار غنی می باشد.

ازنو به محدوده طبیعی کوهستانی اطلاق می شود که در جنوب و جنوب شرق هیرو آباد واقع است این منطقه ادامه زیستگاه متنوع و حفاظت شده آق داغ بوده که از نظر ساختاری سازه های آن اکثرا آهکی و ارتفاعات ان صعب العبور و در بعضی نقاط غیر قابل دسترسی است و وجود غار های متعدد آهکی کوچک و بزرگ و چشمه های پر آب فراوان در دره های ان موفقیت پناهگاهی ویژه ای به ان بخشیده است.

حدود این منطقه از جانب شرق در مسیر جاده خوجین –کلور (شاهرود)با روستای اسبو و از جنوب دربند(دره)اسبو و از طرف غرب با روستاهای بفراجرد، کلی و مزاجین و از سوی شمال از غرب به شرق با روستاهای مزاجین،طولاش،خوجین و مجره مشخص می شود بخش شمالی دره ازنو به لحاظ مناظر زیبا و باغات سرسبز و از همه مهمتر چشمه آب گوارا و خنک و با دبی بسیار زیاد و نیز نزدیکی به مرکز شهرستان خلخال و خوجین از دیر باز تعنوان مرکز تفرجگاهی منحصر به فرد منطقه مطرح بوده و می باشد. هم چنین این منطقه از قدیم الایام یکی از زیستگاههای مهم کل و بز و کیک و شکارگاهی با ارزش بشمار می رود. در سالهای اخیر بهره برداری های معدنی از سنگ آهک منطقه و شکار از عمده عوامل محدود کننده در زیست جانوران وحشی زیستگاه9 تاثیر منفی زیادی گذاشته بود به نظر می رسد توقف فعالیت های کانی در بازگشت و تمرکز حیوانات وحشی شاخص منطقه موثر افتاده و اینک این منطقه زیستگاه گونه هادی از انواع جانوران وحشی است.

2-هواشانق                                                      

منطقه وسیعی است با دره های نسبتا ژرف و ارتفاعات بلند که در جانب شمالی آبگرم معدنی خلخال (ایستی سو)واقع و از نظر حوزه قضائی و تقسیمات کشوری جوءمحدوده شهرستان کوثر محسوب می شود. ارتفاع این منطقه در رقوم ماکزیمم 2534متر و در حد کمینه1500متر می باشد. منطقه هواشانق از نظر پوشش گیاهی به ویژه رویش برخی گونه های درختی از خانواده Rosacea  نظیر ولیک (زالزالک)، چاقو، بادام تلخ، نسترن وحشی که جزء ارزشهای زیستگاهی بشمار می رود حائز اهمیت بوده است.

4- دربند مشگول و فیروز آباد

زیستگاه مشگول و فیروز آباد که وجه تسمیه آن مأخوذ از نام روستاهای مشگول و فیروز آباد می باشد در جنوب غربی شهرستان کوثر (دهستان سنجبدجنوبی به مرکزیت فیروز آباد)واقع شده و محدوده زیر است:

شمالا ِ-روستاهای بورستان، زند، لیکوان، فیروز آباد، بنه خلخال، یوزناب

شرقا: روستاهای یوزناب، دوگر، قشلاق الوار (ینگه قشلاق)

غربا: روستای بورستان، کچل درق، ام آباد، مشگول

جنوبا: رودخانه قزل اوزن

ارتفاع این منطقه بین 1895متر (در غرب کچل درق)و 850متر (بستر رودخانه قزل اوزن)متغیر است. رودمهانه فیروز اباد(مجموعه رودخانه های هرو چای، آرپاچای، سنگور چای)از محل روستای فیروز آباد وارد این محدوده شده و بستر سنگلاخی و پر پیچ و خمی را در دره ای عمیق و صخره ای و طولانی تا رود خانه قزل اوزن طی می کند.

دره عظیم و گسترده فیروز اباد و مشگول و پیوستگی انها با دره قزل اوزن (با موقعیت ارضی مشابه) همراه با چشمه های آب و پوشش گیاهی مناسب و پناهگاههای صخره ای وضعیت بسیار مطلوبی را در پراکندگی انواعی از جانوران وحشی بویژه کل و بز و پلنگ و بقای نسل آنها در این منطقه ایفا نموده است. بطوریکه این زیستگاه مقام برجسته ای در بین اکو سیستم های طبیعی منطقه خلخال و حتی استان اردبیل دارد و محل زیست گونه های زیادی از جانوران وحشی است.

ب-زیستگا های آبی

رود خانه ها و دریاچه ها یکی از زیباترین جلوه های طبیعت می باشند که علاوه بر نقش اساسی و حیاتی در کشاورزی صنعت،بهداشت جامعه همواره به عنوان منبع مهمی از آب آشامیدنی و هم چنین ذخایر آبزیان جهت تامین بخشی از پروتئین مورد توجه می باشد بدیهی است ماهیان فقط بخشی از زیستمندان و حلقه ای از زنجیره های غذائی این اکوسیستم ها را تشکیل می دهند و پیچیدگی شبکه غذائی (مجموعه ای از زنجیره های غذائی)در اکو سیستم های آبی حاکی از تنوع حیاتی آنهاست که مجموعه ای از جانوارن آبزی و کنار آبزی و خشکی زی را شامل می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 17:57  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

سیمای محیط زیست طبیعی استان اردبیل

 

      بسم الله الرحمن الرحیم

   نام مجموعه     : سیمای محیط زیست طبیعی استان اردبیل

 تهیه کننده       : علی اصغر آزاد

 پژوهش و تدوین    : بخش محیط طبیعی

 تاریخ انتشار        : زمستان  1387

    مقدمه :

       استان سر سبز و پر برکت اردبیل با مساحت 18050 کیلومتر مربع و با شکل کشیده و طویل خود در جهت شمال –جنوب قریب به دو درجه عرض جغرافیایی را در بر می گیرد. (از محدوده عرض جغرافیایی 45و37 تا 42و39 )که این گستردگی در محور عرض جغرافیایی همراه با عامل اختلاف ارتفاع بین دشتها وکوهستان های آن و فاصله نزدیک با دریای خزر امکانات محیطی وسیعی به این استان بخشیده که سرمایه های اصلی طبیعی استان را تشکیل می دهد.

اصلی ترین شاخص جغرافیایی و طبیعی استان، توده آتشفشانی سبلان می باشد که کوهستانی ستبر و پرصلابت که خاستگاه بخش مهمی از زندگی طبیعی استان است. این کوهستان با ارتفاع  4811 متر با دریافت و ذخیره برف، رودهای بزرگ وکوچک فراوانی را در سطح استان در فصول گرم و خشک تغذیه نموده و موجب آبادانی و فعالیت کشاورزی کل استان می باشد.

اراضی شمال استان در امتداد رود ارس و هم مرز با جمهوری آذربایجان زمینهای پست و جلگه ای می باشند که کمتر از  200 متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارند. اراضی جنوبی نیز در مرز استان زنجان و دره رودخانه قزل اوزن در منحنی ارتفاع بین 800تا 1400 متر از سطح دریای آزاد قرار دارد.

دشتهای نیمه مرتفع شمال استان تحت عنوان دشت مغان، دشتهای مرتفع اطراف شهرهای اردبیل، مشگین شهر، گرمی و خلخال، ارتفاعات کوهستانی مشرف بر دشتهای مرتفع و بالاخره نواحی کوهستانی با بیش از 2000متر ارتفاع (عمدتا کوههای سبلان وتالش ) سیمای طبیعی استان را تشکیل می دهد که بر حسب آن چهار نوع متفاوت اقلیمی (از نظر دما و بارش ) و به تبع آن اثرات و پیامدهای اکولوژیکی و اقتصادی متفاوت استان ایجاد می گردد (شهرستان خلخال در جنوب استان به عنوان یکی از سردترین نقاط کشور مشهود می باشد).

شهرستان اردبیل به عنوان یکی از 6 شهرستان تابعه استان اردبیل، مرکز آن استان بوده و از نظر موقعیت جغرافیایی (در مرکز استان ) و اوضاع طبیعی و اقتصادی وضعیت خاصی دارد.

از نظر گردشگری و طبیعت گردی شهر سرعین که با منابع آبهای معدنی متعدد و متنوع خود همه ساله هزاران مسافر را پذیرا می باشد در این شهرستان واقع شده است. رودخانه های بالقلو، قره چای و قره سو در این شهرستان جریان دارد و گستره وسیعی از اراضی این شهرستان را کشت آبی، دیمزارها، باغات و مراتع انبوه تشکیل می دهد.

دراین استان64 عرصه آبی سطحی ساکن شناسایی شده و از نظر وضعیت اکولوژیک بررسی شده اند. دربین این عرصه های آبی که اکثرا در مواقعی از سال دچار خشکی می شوند، حدود 8 محیط آبی دارای منشا طبیعی می باشند، تعدادی از آنها از نظر فعالیت های شیلا تی دارای قابلیت بوده، از جمله در دریاچه های شورابیل و نئور پرورش ماهی صورت می گیرد. این دو دریاچه از نظر گردشگری و بویژه گردشگری محیط زیست دارای اهمیت خاصی می باشند.

تالاب طبیعی آب شور شورابیل وآب  لب شور ملا احمد به مخزن آب شیرین تبدیل شده است. بوم سازگان تعدادی از تالابها نیز به خصوص دریاچه نئور از ارزش آموزشی و پژوهشی ویژه ای برخودار است از جمله مطالعه اکوسیستم دریاچه مذکور به عنوان مامن پرندگان مهاجر و استراحتگاه پروازهای طولانی آنها اهمیت بین المللی دارد.

با این توصیف جهت آشنایی علاقه مندان به طبیعت و طبیعت گردان پر ذوق و احساسی که در مواجهه با چشم اندازهای زیبای طبیعت به عنوان یکی از مواهب بزرگ خداوند قدرشناس و مسئولیت پذیر می باشند، اداره کل حفاظت محیط زیست استان بر آن شد که کتابچه راهنمایی را تدوین نماید، باشد که مورد استفاده علاقمندان قرارگیرد.

 تعریف مناطق چهار گانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست:

بر اساس قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، عرصه های طبیعی با عنوان پارک های ملی، آثار طبیعی ملی، پناهگاه حیات وحش و منطقه حفاظت شده، تحت محافظت سازمان حفاظت از محیط زیست کشور قرار دارد.

الف- پارک ملی: پارک ملی به محدوده ای از منابع طبیعی کشور اعم از جنگل، مرتع، بیشه های طبیعی، اراضی جنگلی و دشت و کوهستان اطلاق می شود که نمایانگر نمونه های برجسته ای از مظاهر طبیعی ایران است.

ب- آثار طبیعی ملی: آثار طبیعی عبارتند از پدیده های نمونه و نادر گیاهی و حیوانی، اشکال یا مناظر کم نظیر و کیفیات ویژه طبیعی زمین یا درختان کهنسال و تاریخی که به منظور داشتن محدوده متناسبی تحت حفاظت قرار می گیرند.

ج- پناهگاه حیات وحش: پناهگاه های حیات وحش به محدوده ای از منابع طبیعی کشور اعم از جنگل، مرتع، بیشه های طبیعی، اراضی جنگلی، دشت، محیط های آبی و کوهستان اطلاق می شود که دارای زیستگاه طبیعی نمونه و شرایط اقلیمی خاص برای جانوران وحشی بوده و به منظور حفظ یا احیای این زیستگاه ها تحت حفاظت قرار می گیرند.

د- منطقه حفاظت شده: منطقه حفاظت شده به محدوده ای از منابع طبیعی کشور اعم از جنگل، مرتع، دشت، محیط های آبی و کوهستان اطلاق می شود که از لحاظ ضرورت حفظ و تکثیر نسل جانوران وحشی و یا حفظ و احیای رستنی ها و وضع طبیعی آن دارای اهمیت خاصی بوده و تحت حفاظت قرار می گیرد.

سایر مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست شامل مناطق شکار ممنوع، رودخانه ها، تالاب ها و زیستگاه های دریایی می باشد.

 منطقه حفاظت شده و شكار ممنوع آق داغ

     اين منطقه در جنوب شرقي شهرستان خلخال ( جنوب استان) واقع شده است و از طريق جاده ارتباطی، حدود 34 كيلومتر از شهر خلخال و 5 كيلومتر از جاده خلخال – هشتجين فاصله دارد. این منطقه در مختصات جغرافيايي ´35º 37 تا ´04º 37 عرض شمالي و ´5º 48  تا ´20 º48 طول شرقي واقع بـوده و حدود۹4 هزار هكتار از كوهستان آق داغ را در بر مي گيرد. ارتفاع منطقه از 600 متر در ساحل رودخانه قزل اوزن تا 3322 متر در قله كوهستان آق داغ متغير است، از اين رو اين منطقه از سه نوع آب و هواي گرم، معتدل و سرد برخوردار مي باشد.

قسمت جنوبي منطقه به علت گودي و محصور بودن در ميان كوهها (بارش اوروگرافيك در قسمت گيلان و ايجاد باد فون در قسمت اردبيل) داراي هواي بسيار گرم بوده و رستني هاي گياهي آن از نوع گرمسيري مي باشد. با افزايش ارتفاع به سمت شمال، هوا ييلاقي و سرد مي شود و در قله آق داغ به عنوان بلندترين نقطه منطقه، هوا حالت سردسيري بخود می گیرد و منطقه داراي زمستان هاي بسيار سرد و برف دائمي مي باشد.

اين محدوده در سال 1378 با عنوان منطقه شكار ممنوع آق داغ به تصويب رسيد که در سال 1379 محدوده اي به مساحت 4322 هكتار در جنوب منطقه شكار ممنوع مذكور به عنوان منطقه حفاظت شده جنگلي تحت مديريت اداره كل حفاظت محيط زيست اردبیل قرار گرفت. اكوسيستم كوهستاني آق داغ از سه نوع اقليم هيركاني، ايراني و توراني و مديترانه اي تشكيل شده است. وسعت اين منطقه در حدود 64000 هكتار مي باشد. بخشی از منطقه آق داغ به وسعت 6500 هكتار و دربند قزل اوزن به وسعت 9000 هكتار به دليل وضعيت طبيعي زيستي و دارا بودن غارهاي طبيعي و پناهگاه های حيات وحش، زيستگاه و مامن مناسبی براي انواع گونه هاي جانوري است که بصورت منطقه حفاظت شده و امن اعلام گردیده است.

 گونه ارس گونه غالب گیاهی منطقه آق داغ

پوشش گياهي منطقه :

به طور كلي عوامل آب و هوايي ، توپوگرافي و خاك در تشكيل گونه هاي گياهي متراكم و متنوع نقش اساسي دارند. در گستره اين منطقه سه تيپ مراتع ييلاقي، مراتع قشلاقي و جنگلي را مي توان يافت. در منطقه آق داغ گونه هاي گياهي به شرح ذيل ديده مي شوند:

- گونه هاي درختي و درختچه اي: ازگیل، گلابی، ککم، مو، خیار، سنجد،  شيلان، زرشك، سياه كوتي، سياه وليك، سياه تلو، بلوط، داغداغان، ارس، زبان گنجشك.

- گونه هاي مرتعي : چجم، شبدر، خشخاش، علف پشمكي، يملك، سيركوهي، شيرسگ، گاو زبان، زرد پياز ، انواع يونجه، فستوك گوسفندي، آويشن، انواع گون، درمنه، كلاه ميرحسن، چوبك، گزنه، چاودار، سبزواش، جو،  علف گندمي، پنجك، دانه قناري، پونه، تره تيزك، كاكوتي، خاكشير، اسپرس، تشكر، ميخك، بومادران، بابونه ، جارو، بولاق اوتي، شاطرا، اسپند، دم روباهي و يولاف.

 -حيات وحش منطقه :

بدلیل فاصله زیاد از کانون شهری و کوهستانی بودن منطقه، تراکم آبادی در آن کم بوده و این خود باعث کاهش فعالیت انسانی و ایجاد امنیت برای وحوش گردیده است. این منطقه به دلیل دارا بودن اكوسيستم كوهستاني وسیع و عوارض طبيعي فراوان و آب و هواي متنوع، تنوع زیستی قابل ملاحظه ای دارد. گونه هاي مهم حيات وحش اين منطقه عبارتند از: پلنگ   Panthera pardus، كل و بز (پازن)  Capra hircus،  انواع سمور (جنگلي ، سنگي ، آبي) Mystelidae ، تشي یا جوجه تيغي Hystrix indic ، رودك  Meles meles ، سياه گوش Lynx lynx، گرگ  Canis lupus ، روباه معمولي Vulpes vulpes ، راسو  Mustela nivalis ، گراز Sus scrofa ، شغال Canis aureus ، گربه جنگلي Felis chaus و خرگوش  Lepus capensis و از مهمترين گونه هاي پرندگان بومي منطقه نيز مي توان به موارد ذيل اشاره نمود: عقاب طلايي Aquila chrysaetos، عقاب جنگلي، طرلان Accipiter gentillis ، پيغو Accipiter bervipes ، قرقي  Accipiter nisus، كركس، دال سياه، بحري Pelegrinoides falco ، ليل  Falco subbuteo ، دليجه Falco tinnunculus ، دليجه كوچك Falco naumanni ، جغد جنگلي  Strix aluco، جغد كوچك  Athene noctua، سبزقبا  Coracias garrulus، زنبورخوار Merops opioster ، انواع داركوب ها Piciformes ، هدهد Upupa epops ، چلچله  Hirundo rustica، انواع چكاوك Alaudidae ، پرستو  Apus apus، بلدرچين Coturnix Coturnix  ، كبك معمولي Allectoris chukar ، كبك چيلPerdix perdix ، كبك دري  Tetraogallus caspicus، سنقر گندم زار Circus pygargus و انواع زاغ.

همچنين از خزندگان شاخص منطقه مي توان به مارها ( مار پلنگي و مار زنگي Cluber ravergieri ، مار آتشي Hierophis schmidti ، افعی البرزی Vipera ursini ، گرزه مار Macrovipera lebetina ، يله مارMalpolon monsepessulanus ) ، سوسمارها و مارمولك ها و لاك پشت ها و بويژه لاك پشت مهميزدار  Testudo graeca اشاره نمود.

 

 منطقه حفاظت شده نئور

      اين منطقه جزئي از منطقه حفاظت شده ليسار با مساحت 4283 هکتار مي باشد كه قسمت عمده آن در استان گيلان واقع گرديده و از سال 1348 تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست قرار گرفته است. بزرگترين درياچه آب شيرين دائمي استان تحت عنوان درياچه نئور با مساحت 420 هكتار در اين منطقه واقع است. این دریاچه با زيبايي خاص و تنوع زيستي زياد، در  ارتفاع 2500 متري كوههاي تالش ، در 48 كيلومتري جنوب شرقي شهرستان اردبيل واقع شده است. منطقه داراي آب و  هواي سرد بوده و در فصل تابستان آب و هوای منطقه بسیار مساعد می باشد و به لحاظ پرورش ماهي قزل آلا در آن، جمع كثيري از مهمانان داخل استان و سایر نقاط كشور برای استفاده از آب و هوا و طبیعت زیبا و بکر و صید ورزشی ماهی قزل آلا به اين منطقه مسافرت می کنند .

موقعيت جغرافيايي درياچه نئور از ´ 56 º 37  تا  ´02  º38  عرض شمالي و از ´ 32  º48 تا ´ 36  º48 طول شرقي و در ارتفاعات البرز غربي واقع گرديده است.

خصوصيات اكولوژيك درياچه نئور :

به علت دارا بودن ويژگيهاي خاص و منحصر به فرد طبيعي، اين درياچه يكي از مراكز مهم تحقيقات سازمان حفاظت محيط زيست در امور آبزيان به شمار مي آيد. آب شيرين درياچه از چشمه هاي متعدد و پر آب اطراف و از نزولات جوي و ذوب يخ و برف كوههاي اطراف تامين مي گردد. با توجه به شرايط اقليمي منطقه، درياچه نئور داراي زمستان هاي نسبتا طولاني مي باشد به طوري كه سطح درياچه 5 الي 6 ماه از سال يخبندان بوده و گاهي ضخامت يخ به حدود 80 سانتي متر مي رسد. حداكثر دماي منطقه 25 درجه سانتیگراد بوده و در زمستان داراي دماي متوسط 20-  درجه مي باشد. عمق متوسط درياچه 3 متر و حداكثر 6  متر است. آب درياچه از طريق رودخانه هير، با رودخانه قره سو ارتباط دارد.

از موجودات درياچه مي توان از زالو ، نرمتنان ( صدفهاي دوكفه اي )، و از سخت پوستان نام برد. بيشترين جمعيت ماكروسكوپيك موجود در درياچه را نوعي سخت پوست بنام گاماروس با نام علمي Gamarus fasiaticus تشكيل مي دهد. ذخاير فراوان گاماروس فضاي مناسبي را براي پرورش ماهي قزل آلا فراهم نموده است که در کنترل جمعیت حشرات موذی منطقه نقش مفیدی دارند.

اين درياچه بدليل قرار گرفتن در مسير عبور و دارا بودن مواد غذايي فراوان و محيط امن، استراحتگاه مناسبي را براي پرندگان مهاجر ايجاد كرده و سالانه پذيراي تعداد زيادي از اين پرندگان مي باشد. تنها پستاندار آبزي درياچه ، سمور آبي (شنگ) است. در ارتفاعات و كوههاي اطراف درياچه نيز تنوع نسبتا زيادي از حيات وحش وجود دارد.

وجود شرايط اقليمي مناسب و فراواني منابع آب زيرزميني، فون و فلور غني را به حوضه درياچه بخشيده است. در اين حوضه 70 گونه گياهي شناسايي شده است كه استفاده دارويي، خوراكي و صنعتي دارند و 90 گونه جانوری بومي و مهاجر دارد که 7 گونه از آبزيان، 2 گونه دوزيست، 10 گونه خزنده، 23 گونه پستاندار و 48 گونه پرنده، فون آن ناحيه را تشكيل مي دهد. در حوزه آبريز درياچه نئور مجموعه اي از گياهان استپي و كشتزارهاي گندم، جو، عدس نخود و ... وجود دارد. گونه غالب در داخل درياچه را بارهنگ آبي تشكيل مي دهد.

حيات وحش حوزه آبريز درياچه نئور:

از نظر مورفولوژي منطقه داراي دو سيماي خشكي (كوهستاني) و آبي مي باشد لذا منابع حياتي منطقه نيز بر حسب سيماي فيزيكي موجود در دو بخش موجودات زنده خشكي زي و آبزي بررسی مي شوند و مرز طبيعي كرانه درياچه محدوده زيست آنها را جدا مي كند.

آبزيان ماکروسکوپیک درياچه : پلانكتون هاي رده Copepodea  دو گونه صدف رده Gastropoda و صدف دو كفه اي(Clams)، گونه هايي از شيرونوميد (Chironomid) یا لاروهای آبزی پشه ها، زالو، لارو دو گونه سنجاقك، یک گونه سخت پوست آب شيرين بنام Gammarus fasciatus و ماهي قزل آلاي رنگين كمان Oncorhynchus mykiss.

دوزيستان منطقه: قورباغه مردابي راه راهcamerani   Rana قورباغه مردابي Rana ridibunda

خزندگان منطقه : سوسمار از خانوادهای sp.  Agamidaeو Lacertidae sp. ، گرزه مار Macrovipera lebetina ، مار آتشي Hierophis schmidti ، مار چليپر Natrix tesselata ،  مار زنگي Cluber ravergieri ، مار آبي Natrix natrix ، لاك پشت مهميزدار Testudo graeca.

پستانداران منطقه: خرس قهوه اي Ursus arctos، گرگ Canis lupus، روباه Vulpes vulpes ، شنگ Lutra lutra ، خرگوش Lepus capensis ، سمور سنگي  Martes foina، سياه گوش  Lynx lynx، راسو  Mustela nivalis ، حفار اروپايي Talpa caeca، خارپشت اروپائي  Erineceus concolol، جرد ايراني  Meriones persicus، ول معمولي Microtus arvalis، موش صحرائي  Apodemus sylvaticus، حشره خوار دندان سفيد  Crocidura russula، خفاش سبيل دار Myotis mystacinus ، خفاش بال بلندMiniopterus schreibersii  و خفاش نعل اسبي كوچك Rhinolo phus hipposideros .

.اثر طبيعي ملي سبلان :

این منطقه طی آگهی رسمی  شماره19496-12 مورخه 15/05/1381از تاریخ15/05/1381 بعنوان اثر طبيعي ملي سبلان به تصویب شورایعالی حفاظت محیط زیست کشور رسیده است.

موقعيت :

اثر طبيعي ملي سبلان از محدوده ارتفاع 3600 متر کوه مشهور سبلان بطرف قله آن قرار دارد كه شهر اردبيل در شرق، سرعين در جنوب شرق ، مشگين شهر درشمال غرب و نير در جنوب آن قرار دارد . نزديكترين شهر به اين منطقه شهر توريستي سرعين و مشكين شهر با فاصله 15 كيلومتر مي باشد و در مختصات بين 216000 تا 232000 متنر شرقي و4231000 تا4246000 متر شمالي بر اساس سيستم UTM قرار دارد.

 نمائی از درياچه دهانه قله سبلان

. ارتفاع بیشینه قله 4811 متر از سطح دریاهای آزاد بوده و بلندترین نقطه آذربایجان و دومین قله مرتفع کشور می باشد. آتشفشان سبلان از نوع آتشفشان های نقطه ای و مخروط مختلف است با ارتفاع بیش از 4800  متر از سطح دریا که گدازه های آن حدود 1200 کیلومتر مربع را در بر می گیرد. از جاذبه های توریستی منطقه دو گروه عمده جاذبه های طبیعی و جاذبه های تاریخی می باشند. ارتفاعات متعدد و در جوار آن آبهای معدنی موجود، وجود دریاچه های بزرگ و کوچک، دشت ها و جلگه های وسیع پیرامونی و شرایط آب و هوایی مساعد و مناسب، از استعدادها و قابلیت های طبیعی جهت گردشگری و گذران اوقات فراقت و استراحت می باشد. وسعت منطقه 6643 هكتار بوده و از پدیده های طبيعي آن مي توان به موارد زير اشاره نمود:

سنگ مقدس محراب يا محرابه، سنگ عقاب يا قارتال، درياچه دهانه آتشفشان، يخچال ها و برف چال هايي با قدمت معادل عمر كوهستان، ارتفاعات و قلل با ويژگي هاي خاص اراضي و محيطي شامل هرم داغ يا سبلان كوچك با ارتفاع 4587 متر، كسري يا آقام داغ با ارتفاع 4577 متر و جنوار داغي (قبله داغی) با ارتفاع 3950 متر.

از دره هاي معروف سبلان هم مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

صندوق لو دره سي، دره لنج آباد (گنزري دره سي) ، دره اسب مرز (اسنز دره سي)، شيروان دره، دره الوارس يا قزل گول لر، دره موئيل، دره دوجاق، دره ساچلو، دره كركري (مجنده) ، دره كليان، دميرچي دره سي، رازليق دره سي، دليجه دره سي، دره اسماعيل كندي، دره اسبقران (اسبقران دره سي) .

منطقه سبلان داراي چشم اندازهاي بسيار با ارزش از نظر توريستي و تفرجگاهي بوده كه  آبشار هاي گورگور ، سردابه و آبشار شاه بولاغي نمونه هاي بارز در اين خصوص مي باشند و بدليل تنوع در ريخت شناسي زمين ، توپوگرافي و اقليمي مي توان آنرا بعنوان آزمايشگاه محيط طبيعي  دانست كه داراي پتانسيل هاي بسيار بالا در اكثر زمينه ها مي باشد و یکی از پتانسيل های ارزشمند زيستي و طبيعي منطقه سبلان كه به نوبه خود منحصر بفرد است شيروان دره مي باشد. اين دره معروفترين و مشهورترين دره سبلان است كه از آبگرم شابيل واقع در شمال سبلان سلطان شروع مي شود تا جنوبي ترين نقطه آن يعني درياچه آت گلي امتداد دارد. تالاب های آت گولی و قره گل و طاووس گل از دیگر چشم اندازهای با ارزش سبلان است که اکوسیستم خاصی در کوهستان ایجاد نموده و زیستگاه مناسبی برای حیات وحش بوده و پذیرای ده ها نوع از پرندگان مهاجر بخصوص انواع اردک ها می باشد.

فصل بهار آغاز فصل رویش گیاهان مرتعی بوده که با ذوب شدن تدریجی برفهای زمستانی شروع می شود و در این مرحله، مراتع را ژئوفیت های گلدار می پوشاند. گونه های تشکیل دهنده سینوزی اردیبهشت ماه مراتع سبلان هفت گونه اصلی دارد که پنج گونه از آنها به تیره لاله، یک گونه به تیره آلاله و یک گونه دیگر به تیره زنبق تعلق دارد.

تنوع گونه ای گیاهان منطقه سبلان:

تیره سیر  (alliacea)، تیره تاج خروس (amaranthacea) ، تیره زرشک (berberidaceae) ، تیره گاو زبان (boraginaceae) ، تیره اقطی (caprifoliaceae)  ،تیره میخک (caryophllaceae) ، تیره اسفناجیان (henopodiaceae) ، تیره سیستاسه (cistaceae) ، تیره مرکبان  (compositae)، تیره شب بو (   ...  ) ، تیره جگن ها (cyperaceae) ، تیره ریش بز (epedraceae) ، تیره فرفیون(euphorbiaceae)  ، تیره شاه تره(fumariaceae)  ، تیره شمعدانی (graniaceae) ، تیره گندیمان gramineae)  یا  (poaceae تیره هزار چشم(hypericaceae)  ، تیره زنبق (iridaceae) ، تیره نعناع  (labiatae) ، تیره لا له (liliaceae) ، تیره پنیرک (malvaceae) ، تیره گل مغربی(onagraceae)  ، تیره کوکنیاریان (papavaraceae) ، تیره پروانه واران (papilionaceae)  ، تیره بارهنگ(plantaginaceaee)  ، تیره پلومباژنیاسه (piumbaginaceae) ، تیره ترشک (potamagetonaceae) ، تیره گوشاب (potamagetonaceae) ، تیره الاله (ranuncuiaeeae)  ، اسپرک ها (resedaceae) ، تیره گل سرخ(rosaceae)  ، تیره روناس (rubiaceae) ، تیره گل میمون (scorphulariaceae) ، تیره بادنجانیان(solanaceae)  ، تیره چتریان (umbelliferae) ، تیره گزنه (urticaceae) ، تیره سنبل الطیب (valerianaceae) ، تیره قیچ ها (zygophyllaceae) .

بطور کلی در منطقه سبلان 39 تیره و 256 گونه شناسایی شده و جگن ها از تنوع زیادی برخودارند بطوریکه تعدادی از گونه های آن هنوز شناسایی نشده است. از این تعداد 24 تیره در ارتفاع کمتر از 3000 متری و 9 تیره بین 3000-3500 متری و 6 تیره تا ارتفاع 3900 متری داخل محدوده آثار طبیعی ملی سبلان گسترش داردند. این 6 تیره عبارتند از تیره گل استکانی، مرکبان، شب بو، پروانه واران، ترشک وگل سرخ ..

 گونه هاي مهم حیات وحش منطقه سبلان:

خرس قهوه ای Ursus arctos ، كل و بز ( پازن )  Capra hircus، خار پشت اروپایی Erineceus concolol ، سمور سنگي Martes foina ، تشي Hystrix indic ، رودك Meles meles، سياه گوش Lynx lynx، گرگ Canis lupus ، روباه معمولي Vulpes vulpes ، راسو Mustela nivalis ، گراز Sus scrofa ، شغالCanis aureus ، خرگوش Lepus capensis و از مهمترين گونه هاي پرندگان بومي منطقه نيز مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:  عقاب طلايي Aqulla chrysaetos ، سارگپه معمولی Buteo buteo    ، طرلان Accipiter gentillis ، پيغوAccipiter bervipes  ، قرقي Accipiter nisus ، بحري Pelegrinoides falco ، ليل Falco subbuteo ، دليجه Falco tinnunculus ، دليجه كوچك Falco naumanni ، دم جنبانک، انواع سهره  Fringillidae ، جغد كوچك Athene noctua ، سبزقبا، زنبورخوار  Merops opioster ،  هدهد Upupa epops،  انواع چكاوکAlaudidae ، پرستو  Apus apus ، بلدرچين Coturnix Coturnix  ، كبكAlectoris chukar ، كبك چیل Perdix perdix ، كبك دريTetraogallus caspicus ،کبوتر چاهیCulomba livia  ، پرستو Apus apus  ، چلچله دمگاه سفید Delichon urbica ،  انواع کلاغ Corvidae

.خزندگان منطقه :

سوسمار از خانواده sp. Agamidae  ، گرزه مار ( افعي) Macrovipera lebetina ، مار آتشي Hierophis schmidti  ، مار چليپر  Natrix tesselata ، لاك پشت مهميزدار  Testudo graeca ، مار زنگي  Cluber ravergieri .

اثر طبيعي ملي غار يخگان

این منطقه طی آگهی رسمی  شماره19496-12 مورخه 15/05/1381از تاریخ15/05/1381 بعنوان اثر طبيعي ملي يخگان به تصویب شورایعالی حفاظت محیط زیست کشور رسیده است.

اثر طبیعی ملی غار يخگان به وسعت 1100 هكتار در منتهي اليه جنوب شرقي شهرستان خلخال در ضلع غربي اشتر ماسوله داغ و در ارتفاع 2345 متري دامنه جنوبي قله 3120 متری شاه معلم واقع گرديده است.

اين غار در مختصات ´9 º37 تا´11 º 37 عرض شمالي و ´50 º 48 تا ´53 º 48 طول شرقي واقع گرديده است. وجه تسميه اين غار به علت وجود خاصيت يخچالي در بخشي از غار مي باشد.

ویژگیهای غار يخگان:

اين منطقه بدليل ارتفاع زياد ، سردي هوا و نوع سنگ مادر و اختلاف در مقاومت سنگهاي موجود و نيز نزديكي به منطقه سرسبز گيلان و دريافت رطوبت خزري ، داراي اقليم مرطوب (براساس روش دومارتن ) بوده و اين امر موجب انحلال در توده سنگ پروفیری گرديده و هر چند حفره و رخنمونهاي سنگي در اكثر سنگهاي آهكي منطقه مشاهده مي گردد، اما غار يخگان در شكل و ابعاد تفاوتهاي زيادي با اين حفره ها دارد.

غار يخگان در سازند هاي آهكي (که در آب سرد زودتر حل می گردد و تغییرات درجه حرارت تخریب مکانیکی رافراهم می نماید) بر اثر انحلال و تشکیل اشکال فرسایشی آون و تخریب دیواره آونها تشكيل گرديده است. دهانه ورودي كوچك (401×50 سانتي) آن از طريق يك راهرو تنگ و باريك و طولاني به طول 10 متر و به قطر حداكثر 50 سانتي متر به تالار وسيعي منتهي مي شود. طول و عرض تالار به ترتيب 5/36 و 15 متر و حداكثر ارتفاع آن حدود 12 متر مي باشد. هواي داخل غار سرد و به شدت مرطوب و نمناك مي باشد. از جمع شدن قطرات آب ناشي از تقطير حاصل از برخورد بخار آب با ديواره سرد غار، حوضچه هاي آبي تا عمق  5/1 متر در ضلع شرقي كف غار تشكيل شده است. جريان مداوم هواي گرم و مرطوب از سمت بیرون و سرد شدن آن در داخل موجب تشكيل بلورهاي يخ می شود که به صورت تشکیل قنديل و ورقه هاي نازك در قسمت هايي از سطوح ديواره هاي سقف غار نمای زیبایی به آن می بخشد. جالب اينكه در مواقعي هواي بيرون سرد است، جریان هوای سرد و خشک به داخل غار باعث ذوب یخها می گردد.

تالار اصلي غار از جانب ضلع غربي بوسيله راهروهايي پيچ در پيچ به تالارهاي نسبتا كوچكي مربوط مي شود. دهانه ورودي تنگ و باريك، تالار اصلی، وجود تالارهاي فرعي وسيع و راهروهاي پيچ در پيچ متعدد و فضاهاي ناشناخته در محدوده غار، دارا بودن خاصيت يخچالي و تشكيل بلورهاي يخ به صورت قنديل و ورقه هاي نازك در سطح ديوارها و سقف غار، از ویژگیهای بارز آن می باشد.

بيولوژي غار یخکان:

خفاش كه پستاندار معمول غارها مي باشد به علت هواي سرد و مرطوب در اين غار مشاهده نمي شود. از سایر جانوران غارزی نیز هنوز نمونه ای مشاهده نگردیده است.

 

 منطقه شكار ممنوع گنديمن :

      گنديمان نام كوهي است كه در داخل منطقه و تقريبا در مركزيت منطقه قرار گرفته و حدود 1859 متر از سطح درياهاي آزاد ارتفاع دارد. این منطقه داراي چشم انداز زيباي طبيعي و دست نخورده با چشمه سارهاي دايمي و پوشش گياهي و جنگلي متنوع و تنوع جانوري مناسب با صخره ها و پرتگاه هاي سخت و صعب العبور مي باشد.

محدوده مورد نظر به فاصله (هوایی) 9.3 کلیومتر در غرب مرکز بخش مرادلو از توابع شهرستان مشگین شهر ، 35 کیلومتری شمال شهر مشکین شهر، به فاصله 83 کیلو متری شمال غربی شهر اردبیل  و عمق 6 کیلومتری جاده اصلی اردبیل – پارس آباد و در غرب بخش هوراند در استان آذربایجان شرقی و در مختصات 195001 متر تا 209972 متر شرقی و 4287888 متر تا 4317410 متر شمالی بوده و در شمال غربی استان اردبیل  قرار دارد.

           بر اساس بررسی های اخیر مساحت منطقه پیشنهادی شکار ممنوع گندیمن 30226 هکتارمی باشد. از این مساحت 16496.3 هکتار در حوزه بخش مرادلو از توابع شهرستان مشکین شهر ،7179.8 هکتار درحوزه بخش انگوت از توابع  شهرستان گرمی و  به مساحت  6549.9 هکتار در استان آذربایجان شرقی (بخش هوراند از توابع شهرستان اهر ) قرار دارد .لازم به ذکر است  قبلاً  مساحت این محدوده  56000  هکتار بوده که اشتباهاً 40000 هکتار اعلام کرده بودند و با توجه به بررسیهای جدید قسمتی از مناطق مذکور به زیر کشت رفته و یا تخریب شده است که بدلیل شیب کم آن احیاء آن ممکن نمی باشد . بنابرین از محدوده شکار ممنوع گندیمن حذف گردید.

این منطقه جزء کوهستان سبلان بوده که بدلیل موقعیت خاص جغرافیایی موجب تنوع اقلیمی و بیولوژیکی در این منطقه گردیده است.  اكوسيستم كوهستاني گندیمن متاثر از اقلیم توراني و مديترانه اي بوده و واقع شدن این منطقه بین دشت گرمسیر مغان (در شمال ) که همچون تنور( بوسیله بادهای تجاری) ، موجب گرمای طاقت فرسا در فصل تابستان و از سوی دیگر  کوهستان سبلان ( درجنوب )که منبع ذخیره برف و سرماست و همچنین مناطق کوهستانی هوراند (آذربایجان شرقی ) موجب تنوع توپوگرافیکی ، اقلیمی و زیستی منحصر بفرد در این منطقه گردیده است که به دليل دارا بودن وضعيت طبيعي زيستگاهي و غارهاي متعدد طبيعي ، پناهگاه حيات وحش ، زيستگاه و مامن مناسب براي انواع گونه هاي جانوري و گیاهی می باشد که در زیر به آن اشاره می گردد.

- پوشش گیاهی منطقه:

تاثيرات آب و هواي متفاوت در منطقه باعث ايجاد پوشش گياهي و مرتعي متفاوتي گرديده است. عمده ترين پوشش گياهي منطقه به صورت مراتع، مراتع مشجر و علفزار مي باشد و مهمترين گونه هاي گياهان مرتعي منطقه عبارتند از: علف گندمي، سير كوهي، چمن تكمه، يونجه وحشي، شيرين بيان، انواع گزنه، آترپلكس، نعناع، پونه، خشخاش ، خاكشير، بولاق اوتي، ميخك، كاكوتي، تره تيزك، چاودار، پشمك، شبدر، اسپرس، تاج خروس، بومادران، درمنه، بابونه زرد، شنگ، نيلوفر كوهي، گل گاو زبان، آويشن، بارهنگ، گل لاله، علف شور، اسپند، كلاه ميرحسن، خارشتر،

گونه هاي درختي و درختچه اي منطقه عبارتند از : زبان گنجشك، فندق، بنه، بلوط، گردوي وحشي، قره آغاج، گيلاس وحشي، خيار، مهرز، كرب، داغاغان، گلابي وحشي، انجير، آلوچه، ازگيل، زلزالك، زرشك، ارس، تمشك، بادام وحشي، سيب وحشي.

نواحي مهم جنگلي منطقه نيز عبارتند :

1-پوشش جنگلي دو مولي واقع در قرانلق دره – آلمالو دره – گرده مشه.

2- توده جنگلي فندق واقع در غرب كوه انذير                             3- پوشش جنگي قانشار مشه

4- پوشش جنگلي كله درق                                                     5- پوشش جنگلي لنگان

- حيات وحش منطقه :

1- پستانداران: پلنگ  Panthera pardus، كل و بز  Capra hircus، خرس قهوه اي  Ursus arctos، سمور سنگی  Martes foina ، سمور آبي (شنگ) Lutra lutra ، تشي Hystrix indic ، رودك  Meles meles، سياه گوش  Lynx lynx ، گرگ  Canis lupus، روباه  Vulpes vulpes، خرگوش  Lepus capensis، راسو Mustela nivalis ، گراز Sus scrofa .

2-پرندگان: الف- پرندگان بومي: سارگپه جنگلي،  سارگپه پا بلند Buteo rufinus، عقاب جنگلي  ، عقاب شاهي Aqulla helica ، طرلان Accipiter gentillis ، پيغو  Accipiter bervipes، قرقي  Accipiter nisus، كركس  ، هما  Gypaetus barbatus، دال سياه  ، سنقر گندم زار Circus pygargus ، بالابان Falco cherrug ، بحري Pelegrinoides falco ، ليل  Falco subbuteo، دليجه  Falco tinnunculus، دليجه كوچك  ، جغد جنگلي  Strix aluco، سبزقبا Coracias garrulus ، زنبور خوار  Merops opioster، انواع داركوب  Piciformes ، هدهد Upupa epops ، چلچله Hirundo rustica ، چكاوك  Alaudidae ، سار  Sturnus vulgaris ، سار صورتی  Sturnus voseus، جي جاق  Garrulus glandarius، پرستو Apus apus ، كلاغ  ، بلدرچين  Coturnix Coturnix، كبك Alectoris chukar ، كبك چيل  Perdix perdix.

ب) پرندگان مهاجر: لك لك  ، قو  ، اردك  ، غاز  ، حواصيل  ، پليكان  ، كبوتر  ، آنقوت Tadorna ferruginea ، درنا.

آثار باستاني منطقه: وجود قبور تاريخي، قلعه هاي كندين، قهقهه، چوپان قلعه سي، اوغلان قلعه سي، قيز  قلعه سي، كند قلعه سي و دومولي.

 منطقه شكار ممنوع درياچه شورابيل

      محدوده شورابيل بصورت يك حوضه بسته رسوبي در يك ناوديس نامتقارن كم عمق در جنوب شهر اردبيل و در داخل محدوده قانوني شهر اردبيل و در كوهپايه سبلان واقع گرديده است.

اين درياچه درمختصات جغرافيايي "25'13ْ38 تا "30'12ْ38 عرض شمالي و"45'17ْ48 تا"06'16ْ48 طول شرقي و در جنوب شهرستان اردبيل واقع گرديده است

 بر اساس بررسی های بعمل آمده مساحت كنوني درياچه شورابيل در حد بيشينه بالغ بر 170 هكتار مي باشد ومحيط آن 9 كيلومتر و گنجايش درياچه در رقوم ماكزيمم چهارده ميليون متر مكعب براورد گرديده كه بيشترين تراز ممكن افزايش آب درياچه (نسبت به سطح قبلي85/6 متر و نسبت به كف درياچه 35/9 متر مي باشد. و نوسانات فعلي بين حداقل عمق و حداكثر عمق 4 متر برآورد گريده است

          شورابيل درياچه اي طبيعي و با آب شور كه تحت عنوان تالاب شورابيل ناميده مي شد با عمق كمتر از 6 متر و يكي از زيستگاههاي مهم پرندگان مهاجر آبزي و كنار آبزي در استان اردبيل بوده است كه در گسل شورابيل بدليل پايين افتادگي تكتونيكي زمين (در شرق گسله شورابيل) و همچنين بالا رفتن قسمت جنوبي گسله مذكور موجب شده يك محيط بسته پديد آيد و تالاب شورابيل و بعبارت ديگر حوضه آبريز شورابيل پديد آمده است و هرچند اين حوضه بدون مصب به نظر مي رسد اما مي توان گفت اين حوضه از دو زير حوضه بنفشه درق و زيوه تشكيل گرديده كه منبع آبي شورابيل نزولات  جوي و آبهاي سطحي حاصله و چشمه هاي موجود بوده كه شورابيل بعنوان مصب ، پذيراي اين آبها مي باشد و تحت عنوان حوضه بسته مطرح بود كه با توجه به نوع زمين ساختي و ميزان تبخير آب تالاب ، آبهاي مازاد به زير زمين نفوذ و يا تبخير مي شد و بندرت به زمين هاي همجوار پخش مي گرديد و نهايتاً به رودخانه بالخلو متصل ميگرديد .

از لحاظ سنگ شناسی و زمین شناسی این منطقه جزء سطوح فرسایش یافته قدیمی بوده و سنگهای آن بویژه در غرب و شمال غربی آهکی متامورفیک می باشد و مرکز دریاچه مربوط به دوران ژوراسیک و دارای شیل و مارن می باشد.

 اين درياچه بدليل واقع شدن  در محدوده شهر اردبيل ، اطراف آن توسط شهرداري اردبيل ديوار كشي (در سال هاي اخير ) صورت پذيرفته و تا حدودي حالت طبيعي آن را از بين رفته است. اخيراً نيز اداره امور آب بدون توجه به مسايل زيست محيطي اقدام به شيرين سازي آب اين درياچه نموده و از طريق كانال آبرساني از رودخانه بالخلو سطح آب درياچه را (به ميزان 12 ميليون متر مكعب )افزايش داده و در ضلع شرقي جهت كنترل ميزان آب درياچه دريچه تخليه ايجاد نموده است هرچند بدليل بالا بودن درصد شوري آب درياچه قبلي در وضعيت فعلي نيز آب آن قابل مصرف براي كشاورزي نبوده اما بدليل تغيير شرايط زيست پرورش ماهي قزل آلا و نيز ماهيان بومي فراهم گرديده است.

در حال حاضر اين درياچه با آب شيرين و جزو درياچه طبيعي مي باشد و بصورت گودالي است كه اطراف آن را خاكريزهاي طبيعي يا انسان ساخت در بر گرفته است. حداكثر عمق آب درياچه 10 متر و ميزان نوسانات سطح آب در حدود 4 متر است و زيستگاه موقت مناسبي براي انواع پرندگان آبزي و كنار آبزي است و به دليل استقرار تاسيسات مختلف در اطراف درياچه، زيستگاه پرندگان با خطر جدي مواجه مي باشد.

 از نظر خصوصيات اكولوژيكی، درياچه شورابيل در نواحي جنوبي و غربي داراي پوشش مناسبي از ني بوده كه محل مناسب جهت زيست و جوجه آوري برخي از گونه هاي پرندگان آبزي و كنار آبزي بود اما با شيرين سازي آب آن، در حال حاضر محل مهاجرت و ايستگاه موقت پرندگان مهاجر مي باشد.

در حال حاضر بدليل ساخت و سازهاي مختلف جمعيتهاي کوچکي از پرندگان در اين درياچه زيست مي كنند. بدليل شوري آب، اين درياچه در گذشته داراي گياهان قابل توجه از قبيل ني، گز، اويارسلام، سازو، سلمه، گل گندم، جو و غيره بوده و درحال حاضر برخي طرحها جهت ايجاد  فضاي سبز و درختكاري انجام گرفته كه سيماي طبيعي منطقه را تغيير داده است.

اين درياچه مكان تفرجي بسيار مناسبي براي اهالي شهر اردبيل مي باشد. زمين هاي اطراف درياچه زير كشت محصولات مختلف قرار داشت كه اخيرا" ساخت وساز هاي مسكوني بويژه نمايشگاه بين المللي اردبيل و چندين هتل و مجتمع توريستي در كنار اين درياچه احداث گرديده است.

از مخاطرات و عوامل تهديد كننده وضعیت طبیعی دریاچه ورود فاضلاب تاسیسات و بناهای اطراف دریاچه می باشد. به علت واقع شدن آن در محدوده قانوني شهر اردبيل، ساخت و سازهاي بي رويه انساني در اطراف درياچه بخصوص دانشگاه محقق اردبيلي در ضلع شرقي آن، میتواند آثار سویی داشته باشد. وجود قايقهاي موتوري تفريحي در درياچه از عوامل آلودگی صوتی و شیمیایی مهم این دریاچه می باشد.

منطقه شکارممنوع عرض 7 کیلومتری خطوط مرزی

نوار مرزی ایران و آذربایجان بطول 315 کیلو متر و به مساحت 210150 هکتار بعنوان منطقه شکار ممنوع اعلام گردیده است. از این محدوده بطول 95 کیلومتر و به مساحت 66500 هکتار در داخل شهرستان پارس آباد قرار دارد که 72 کیلومتر آن مرز آبی ( رودخانه ارس ) و23 کیلومتر آن مرز خشکی (که بعداً کانال آبرسانی در امتداد آن احداث گردیده است) می باشد  تیپ اراضی در این منطقه دشت های رسوبی و ارتفاع متوسط این منطقه 100 مترو کاربری اراضی جزء زمین زراعی آبی و باغات می باشد. در بستر رودخانه ارس بدلیل عریض بودن و شیب کمتر چندین تالاب از جمله تالاب توپراق کندی و سد اصلاندوز و... وجود دارد که با توجه به وضعیت زیستگاه و جنگلی بودن آن پرندگانی از قبیل عروس غاز، اردک سیاه کاکل، غاز پیشانی سفید کوچک، اردک بلوطی، اردک سرسفید، اردک مرمری، اردک سر سبز، مرگوس سفید، اردک تاجدار، چشم طلایی، طاووسک، بوتیمار، چنگر، حواصیل،آنگوت، باکلان کوچک و بزرگ ، کشیم کوچک، قو، پلیکان و ... ( که اکثر مرغابی های موجود نادر می باشند ) زیست می نمایند.

 از این محدوده بطول 63 کیلومتر و به مساحت 44100 کیلومتر در داخل شهرستان بیله سوار واقع گردیده که قسمت مرز شمال شهرستان بیله سوار خشکی (کانال آرسانی) و کاربری زمین های اطراف کشت آبی می باشد . مرز جنوب بیله سوار رودخانه بالهارود به طول 35 کیلو متر با تیپ اراضی دشت های رسوبی و قسمتی تپه ای و کاربری اراضی زراعی دیم کاشت می باشد. ارتفاع متوسط این محدوده 150    متر که حداکثر آن280 متر و حداقل آن60 متر از سطح دریا های آزاد می باشد. رودخانه بالهارود یکی از زیر حوضه های (رودخانه کورا در جمهوری آذربایجان ) دریای خزر بوده که سرچشمه  آن منتهی الیه اتفاعات البرز غربی (تالش و گرمی) می باشد که در بالادست (سرآب حوضه آبریز ) تحت عنوان آزادلو چای شروع وپس از متصل شدن گرمی چای با این نام جریان می یابد.از محل تلاقی رودخانه انجیرلو (یدی بلوک) به رودخانه گرمی این رودخانه تحت عنوان بالهادرود در داخل شهرستان بیله سوار جریان دارد و جزء رودخانه فصلی محسوب می گردد ، هرچند بیش از 9 ماه از سال دارای آب بوده و در صورتیکه در سرچشمه حوضه آبریز تر سالی و نوع بارش برف باشد در طول سال آب در بستر آن جریان دارد . از لحاظ پوشش گیاهی و سطح بستر و به تبع آن از نظر زیستگاهی نسبتاً ضعیف تر از حاشیه رودخانه ارس بوده و پرندگان نیز نسبت به ارس کمتر می باشد.

بطول 71کیلومتر و به مساحت  49700 هکتار از محدوده شکارممنوع مذکور در حاشیه رودخانه بالهارود (گرمی چای) در داخل محدوده شهرستان گرمی قرار دارد . از لحاظ توپوگرافی این منطقه از ارتفاع 280 متر از سطح دریا شروع می گردد و حداکثر ارتفاع آن 2200 متر می باشد . تیپ اراضی کل محدوده  تپه ای – کوهستانی و کاربری اراضی در پایین دست زراعی دیم کاشت و در بالادست مرتعی با تراکم متوسط می باشد

ایم محدوده بدلیل وضعیت توپوگرافیکی ، جهت شیب زمین و نزدیکی به دریای خزر دارای اقلیم نیمه مرطوب بوده و از لحاظ پوشش گیاهی این محدوده  نسبت سایر قسمت های شهرستان گرمی از تنوع زیادی برخوردار می باشد بطوریکه جنگل های اماسالان ، لجایر، انی و تولون که بصورت انبوه می باشد نشان از غنی بودن پوشش گیاهی ، و وضعیت توپوگرافیکی نشان از استعداد اکولوژیکی بسیار بالا در این منطقه می باشد. شعاع 7 کیلومتری رودخانه گرمی چای در جمهوری آذربایجان دارای پوشش جنگلی بوده و هرچند گونه های جانوری این منطقه کاملاً شناسایی نگردیده ، اما مشاهده یک قلاده پلنگ در روستای دیز از توابع بخش مرکزی شهرستان گرمی قابل بررسی بوده است و از سایر گونه های جانوری در این منطقه می توان به گله های گراز وحشی ، شغال ، روباه ، خرگوش ، گرگ ، و پرندگانی از قبیل عقاب طلایی ، سارگیه ، باز ، دلیجه و کبک ودر کنار رودخانه بالهارود آنقوت ، اردک سرسبز و حواصیل خاکستری و نیز  انواع خزندگان بویژه لاک پشت مهمیزدار و مار اشاره نمود.

بطول 43 کیلومتر و به مساحت 30100 هکتار از این محدوده در داخل محدوده شهرستان مشکین شهر واقع گردیده که جزء مرزهای خشکی محسوب می گردد. این محدوده جزء حوضه آبریز رودخانه قره سو بوده و تیپ اراضی این محدوده تپه ای – کوهستانی وکاربری اراضی اکثراً مرتعی می باشد که حداقل ارتفاع آن 1500 متر وحداکثر ارتفاع 2350 متر از سطح دریاهای آزاد می باشد.  باتوجه به جهت شیب زمین که اکثراً بسمت جنوب غربی بوده و وضعیت توپوگرافی ، دارای اقلیم نیمه خشک بوده و تفاوت بسیار زیادی با محدوده شهرستان گرمی دارد که از لحاظ پوشش گیاهی جزء مراتع کم تراکم و گونه های جانوری آن گونه های معمولی موجود در استان می باشد.

 از کل محدوده بطول43 کیلو متر و به مساحت 30100 هکتار در داخل محدوده شهرستان نمین واقع گردیده است.این محدوده نیز جزء مرزهای خشکی و جزء زیر حوضه قره سو بوده ، اما بدلیل نزدیکی به دریای خزر و استان سرسبز گیلان و همچنین وضعیت توپوگرافیکی ، از لحاظ پوشش گیاهی و گونه های جانوری نسبت به محدوده شهرستان مشکین شهر متنوع و غنی می باشد که حداقل ارتفاع آن 1400 متر و حداکثر ارتفاع در مرز 2400 متر از سطح دریاهای آزاد می باشد.

نمونه پرندگان مناطق مرزی شکار ممنوع

تالاب سد اصلاندوز

رودخانه ارس با عرض بستر(دائمي ) بيش از يك كيلومتر ، يكي از زيستگاه مهم پرندگان آبزي و كنار آبزي در سطح محلي و بين المللي بوده و سد اصلاندوز در فاصلۀ 50 کیلومتری غرب شهرستان پارس آباد و در شمال استان اردبیل و مرز ايران با جمهوري آذربايجان بر روي اين رودخانه احداث گرديده است و کشورهای ایران و جمهوری آذربایجان بطور مشترک از آن استفاده می کنند كه در حال حاضر جزو تالابهای دشت مغان بوده و در مختصات 187000 متر شرقي و 4370000 متر شمالي قرار دارد.

 مساحت این منطقه 450 هکتار بوده و ارتفاع متوسط آن 136 متر از سطح دریا می باشد. نفوذ آب پشت سد به کناره های اطراف، تالاب وسیع با پوشش گیاهی بسیار مناسب را بوجود آورده است كه نه تنها  در تالاب جزایر متعدد تشکیل گرديده  موجب تقويت و تغذيه تالابهاي پايين دست مانند تالاب توپراقكندي نيز شده است که مکان بسیار مناسبی برای زیست و جوجه آوری پرندگان محسوب می شود و همه ساله پرندگان آبزی و کنار آبزی متعددی در آن به زمستان گذرانی می پردازند.                                                                                    

اين منطقه هر چند از نظر اقليمي جزء منطقه خشك تا نيمه خشك محسوب مي گردد ، اما بدليل وجود دائمي آب رودخانه ارس و ساير كانالهاي آبرساني كشاورزي ، اقليم منطقه متعادل گرديده و حاشيه رودخانه ارس داراي اقليم مرطوب و گرم مي باشد.و اين امر موجب تقويت پوشش گياهي و زيستگاهها ي گونه هاي جانوري از جمله شنگ و قرقاول گرديده است

 خصوصیات فیزیکی تالاب: با جمع شدن آب در پشت سد و پیشروی آن بطرف ساحل، تالاب تشکیل شده که دارای نیزارهای وسیع با درختانی بلند و کشیده در حاشیه است، سطح زیر پوشش تالاب در فصول پرباران گسترش می یابد و درجه حرارت آب آن از صفر تا 32 درجۀ سانتی گراد متغیر است.         

 خصوصیات اکولوژیکی: سواحل و کناره های تالاب پوشیده از درختان بلند از قبیل بید و صنوبر و همچنین پوشش گیاهی متراکم و وسیعی است که از گیاهان غالب آن نی، لوئی و گز را می توان نام برد. داخل تالاب جزایری با پوشش متراکم گیاهان آبزی وجود دارد. اطراف تالاب تأسیسات مختلف مربوط به سد و همچنین مزارع وسیع کشاورزی قرار گرفته است.                                                                                                                              

وضعیت حفاظتی: این منطقه به دلیل واقع شدن در منطقۀ مرزی تحت حفاظت و نظارت نیروهای مسلح قرار دارد.                                                                                                

مخاطرات و عوامل تهدید کننده: انباشته شدن رسوبات رودخانۀ ارس در پشت سد، فرسایش خاکهای مجاور دریاچه به واسطۀ چرای مفرط دام و ورود فاضلابهای انسانی و صنعتی به تالاب، باعث مشکلات عدیده ای برای منطقه گردیده است.                              

ارزشهای اقتصادی و اجتماعی تالاب: از آب پشت سد برای آبیاری مزارع وسیع دشت مغان و همچنین تولید برق استفاده می شود از مراتع اطراف تالاب نیز برای چرای دام استفاده  می گردد.

فون و فلور اصلی تالاب:

الف-  جانوران: این تالاب در جذب پرندگان آبزی و کنار آبزی بویژه غاز پیشانی سفید کوچک دارای اهمیت بوده و برخی گونه های پرندگان نیز در این تالاب جوجه آوری می کنند. مهمترین گونه های ماهی سد اصلاندوز شامل ماهی سیاه، اسبله، کولی، سیم، سس، کپور، لای ماهی و سیاه کولی می باشد.  

                     

آنقوت

 

ب- گیاهان: مهمترین گونه های گیاهی منطقه را گیاهانی نظیر گز، سازو، عدسک آبی، نی، علف هفت بند، مرغ، لویی، گل گندم، کاسنی و گل ماهور تشکیل می دهد. درختانی از قبیل بید، صنوبر، و مرمر نیز به وفور در منطقه رویش دارند.                              

منطقۀ پیشنهادی شکار ممنوع تالاب پته خور

تالاب پته خور در قسمت شرق دشت اردبیل و در غرب کوههای باغرو (طالش) واقع گردیده است و مختصات جغرافیایی منطقه به شرح زیر می باشد:

طول شرقی از     َ25    ْ48  تا   َ38   ْ48   عرض شمالی  از    َ18   ْ38  تا  َ22   ْ38  و ارتفاع از سطح دریای آزاد 1330 متر.

مساحت محدوده مطالعاتی جهت معرفی بعنوان منطقۀ شکار ممنوع در حدود 5600 هکتار بوده و عمق تالاب در عمیق ترین نقطه بیش از دو متر است.

محدودۀ مورد مطالعه، بخشی از حوزۀ آبریز رودخانۀ قره سو بوده که از کوههای باغرو سرچشمه گرفته و سرشاخه های آن پس از عبور از روستاهای کله سر، درماندرق، پته خور، گللو و اولاغان در نهایت به تالاب پته خور هدایت می گردد و سرریز تالاب مجدداً پس از دریافت سرشاخه های دیگر از جمله خانقاه چایی، نمین چایی در نزدیکی روستای نوجه ده بهم دیگرمتصل شده و از محدودۀ مطالعاتی خارج می شود. 

 کاربری اراضی: محدودۀ مطالعاتی در دشت رسوبی اردبیل با شیب کمتر از 5%  بوده و خاک آن نسبتاً عمیق و بیشتر اراضی واقع در محدوده جزء اراضی مرتعی ملی بوده که با توجه به جنس خاک و شور بودن آن پوشش گیاهی غالب آن گیاهان شورپسند و مقاوم به شوری می باشد.

آب و هوا: نوع اقلیم منطقه با توجه به آمار باران سنجی شهرستان نمین و ایستگاه هوا شناسی سینوپتیک اردبیل به روش دمارتن نیمه خشک محسوب می گردد که متوسط بارش سالانه 5/278 میلیمتر و متوسط حداکثر دمای روزانه 8/21 درجۀ سانتیگراد در مردادماه و حداقل متوسط 3/5 -  در بهمن ماه اندازه گیری شده است. متوسط تعداد روزهای یخبندان در سال نیز 123 روز می باشد.

زیستگاه تالاب پته خور:

این تالاب در واقع شامل سه آب بندان طبیعی است که حاصل زهکشی رودخانۀ قره سو است. در بهار سالهای پرآب و پر بارش، با نفوذ رودخانۀ قره سو به آب بندان طبیعی فوق که در اصطلاح محلی گوبی نامیده میشود به یکدیگر متصل و تالاب واحدی را تحت نام پته خور تشکیل می دهند و به عنوان محلی دنج جهت استراحت و زمستان گذرانی پرندگان مهاجر که عمدتاً از شمال و شمالغربی (سیبری و شمال اروپا) به منطقه مهاجرت میکنند ، به حساب می آید.

اهمیت تالاب پته خور:

- بعنوان زیستگاه بسیاری از گونه های حیات وحش گیاهی و جانوری به خصوص پرندگان مهاجر محسوب می شود.

- آبزیان، بویژه ماهیان بومی منطقه جهت تکثیر و تکمیل چرخۀ زندگیشان وابستگی زیادی به تالاب دارند.

- بقا و ادامۀ حیات بسیاری از گونه های کمیاب و در معرض خطر انقراض پرندگان آبزی نظیر درنای سیبری به تالاب وابسته است.

- بعنوان کنترل کنندۀ سیلاب در منطقه بوده و از جاری شدن سیل جلوگیری می کند.

- نگهداری مواد مغذی گیاهی از جمله فسفر و ازت در تالاب صورت می گیرد و از این جهت ذخیره کنندۀ مواد غذایی محسوب می شود.

- در تثبیت میکروکلیمای منطقه نقش اساسی دارد.

- برداشت وصید آبزیان و پرندگان از ارزشهای اقتصادی تالاب می باشد.

- به عنوان منطقۀ گردشگری دارای ارزشهای اکوتوریستی در استان بوده وبرای منطقه میتواند منبع درآمد باشد.

- تالاب باعث حفظ تنوع زیستی در منطقه می گردد.

- می تواند بعنوان یک محیط طبیعی با گونه های گیاهی و جانوری متنوع جهت آموزش دانش آموزان و دانشجویان منطقه استفاده شود.

تالاب پته خور بعنوان سایت زیستگاهی درنای سیبری:

درنای سیبری از نظر مقررات بین المللی تحت حفاظت بوده و مشمول ضمیمۀ یک CITIES  و از نظر مقررات IUCN جزء گونه های به شدت در معرض انقراض می باشد. درنای سیبری در مسیر مهاجرت، توقفگاههای استراحتی کوتاه مدتی دارد که بر حسب مورد، ممکن است در ایران در لوندویل شهرستان آستارا یا تالاب پته خور استان اردبیل توقف کند. در ردیابی ماهواره ای مهاجرت درنای سیبری در ماه مارس 1996 میلادی که توسط کارشناس اعزامی سازمان بین المللی حمایت از درنای سیبری و با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست انجام گرفته بود، برای اولین بار درنای سیبری در هشتم مارس سال 1996 در تالاب پته خور مشاهده شده است.

 این تالاب بنا به اظهار کارشناس مرکز تحقیقات درنای سیبری ، مناسبترین زیستگاه جهت استراحت موقت این گونه به شمار می رود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 19:47  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

مطالعات امور محیط طبیعی اداره کل محیط زیست اردبیل

                                

ردیف

سا ل

تعداد مطالعات

عنوان مطالعه

1

1384

1

1-مطالعه و شناسایی و احیای تالاب پته خور- فاز اول

2

1385

4

1- مطالعه و شناسایی و احیای تالاب پته خور- فاز دوم

2- مطالعه منطقه شکار ممنوع آقداغ به منظور ارتقاء سطح حفاظتی

3- مطالعه تالاب سد میل اصلاندوز به منظور ارتقاء سطح حفاظتی

4- بررسی و مطالعه و ارزیابی توان اکولوژیکی شیرواندره سبلان

3

1386

8

1- مطالعه تالاب سد میل و مغان اصلاندوز به منظور ارتقاء سطح حفاظتی- فاز2

2- مطالعه تالابها ، آب بندان ها و رودخانه های مهم استان اردبیل

3- برسی و مطالعه نوار مرزی شهرستان بیله سوار(ارزیابی توان اکولوژی)

4- مطالعه محدوده رویشگاه گونه آندمیک سوسن چهلچراغ در شهرستان نمین

5- مطالعه و شناسایی و احیای تالاب پته خور-فازسوم

6- شناسایی گونه زنگوله بال و بررسی زیستگاه آن در دشت مغان

7- مطالعه تمدید منطقه شکار ممنوع شورابیل

8- مطالعه منطقه شکار ممنوع گندیمن جهت شكار ممنوع

4

1387

7

1- بررسی و مطالعه گراز وحشی در محدوده شهرستان پارس آباد و ارائه راهکارهای لازم جهت کاهش خسارات وارده .

2-بررسی علل افزایش جمعیت کلاغ در شهرستان پارس آباد و ارائه راهکارهای لازم جهت کنترل خسارات وارده

3-بررسی توان اکولوژیکی منطقه شکار ممنوع نوار مرزی نمین

4- بررسی توان اکولوژیکی منطقه شکار ممنوع نوار مرزی مغان

5-طرح مطالعه امکان سنجی جهت احیای آهوی دشت مغان

6-بررسي حوزه آبريز درياچه نئور با تأكيد بر توان آبزي پروري

7-مطالعه و بررسی و معرفی  جنگل اکوتون اندبیل خلخال به عنوان اثر طبیعی ملی

8- مطالعه منطقه جنگلي ايني گرمي تحت عنوان منطقه پيشنهادي

حفاظت شده گزرون

9- مطالعه منطقه حفاظت شده مغان جهت احياء زيستگاه آهوي مغان

10- مطلعه منطقه پيشنهادي حفاظت شده انزان مشكين

11- مطالعه اثرات كارگاههاي شن و ماسه استان بر محيط زيست

 

جمع

20

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 19:32  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

ادامه نقش فضای سبز در کاهش آلودگی شهر اردبیل3

بررسيهاي بعمل آمده نشان مي دهد، مراكز ارائه خدمات شهري از جمله بازار خريد و فروش كالا، بانك ها، استانداري، بيمارستانها، آزمايشگاهها و ... در بافت قديمي شهر مانند ميدان امام حسين، بازار، سرچشمه، چهار راه امام خميني، و شريعتي استقرار داشته و اين امر موجب مي گردد تردد افراد، خودروها و همچنين تراكم جمعيت در اين محدوده افزايش يابد.

در مطالعات محيطي، توجه به روش هاي آماري استفاده از تكرار داده ها در طول زمان جهت تعيين ميزان همبسگي بين پارامترهاي مستقل و وابسته از اهميت ويژه اي برخوردار بوده و از سوي ديگر استفاده از روش درويابي[1] جهت پهنه بندي مكاني و تعيين رتبه هر يك از مكانها آن مطالعات را از ارزش علمي برخوردار مي كند كه براي اين امر وجود داده هاي مورد نياز و نحوه توزيع و پراكنش داده ها در سطح، نتيجه تحليل را به واقعيت نزديك مي نمايد. در اين تحقيق آمار موجود براي يك دوره وجود داشته و به تمام داده ها دسترسي امكان پذير نبود ولي با وجود آن داده هاي كليدي از آمار ورود و خروج خودروها به ميادين و چهارراهها با همكاري و همدلي كارشناسان شهرداري محترم تهيه گرديد.

مطابق شكل3  محدوده مذكور از میدان قیام به دو سمت ميادين امام حسين و عالي قاپو  شروع شده و در نهایت به میدان شریعتی ختم می شود، بطوريكه از تعداد940 دستگاه خودرو در ميدان قيام به تعداد 545 دستگاه به سمت امام حسين و 267 خودرو به سمت عالي قاپو رفته اند و همچنين از 805 خودرو ورودي از سمت خيابان جمهوري اسلامي تعداد 132 خودرو به طرف ميدان امام حسين و به تعداد  435 خودرو به طرف عالي قاپو عبور كردند. در كل به تعدا 3532 خودرو به ميدان قيام وارد و از آن خارج شده اند.

شكل 3 گميزان ورودي و خروجي خودروها  در ميدان قيام

 

اين در حالي است كه مطابق شكل4 بدليل يكطرفه بودن خيابان شيخ صفي الدين تعداد ورودي از اين قسمت به چهار امام بشدت كاهش يافته (14 دستگاه در ساعت) و در عوض به تعداد ورودي از ساير جهات افزايش يافته است كه در اين ميان تعداد737 دستگاه از سرچشمه، 1544 دستگاه از شريعتي و 1195 دستگاه از مدرس (جمعاً 3490 دستگاه در ساعت) به چهار راه امام وارد شده اند. اين تعداد هر چند نسبت به شريعتي پايين تر بوده ولي مدت ماندگاري بدليل چراغ قرمز موجب افزايش ترافيك خودرو ها مي گردد. همچنين خروج تعداد 1633 دستگاه خودرو از چهار راه مذكور به سمت سرچشمه نشان مي دهد مسير اصلي اين خودروها چهار راه امام نبوده بلكه بدليل يكطرفه بودن بازار به سرچشمه اجباراً به اين محدوده كشيده شده اند.

شكل 4گميزان ورودي و خروجي خودروها  در چهار راه امام خميني

 

 شكل 5 وضعيت خودروهاي ورودي و خروجي به ميدان شريعتي را نشان مي دهد در اين ميدان نيز بيشترين ورودي از سمت چهار راه ايستگاه سرعين به تعداد 2241 دستگاه در ساعت بوده و به تعداد 1833 خودرو از سمت خيابان مصطفي خميني (سه راه دانش) كه قسمتي از مسافران قيام به چهار راه بوده اند به اجبار از باغميشه به شريعتي هدايت شده اند و در رتبه بعدي خيابان آيت ا... خامنه اي به تعداد 216 خودرو در ساعت وارد شريعتي مي گردد كه اين خيابان نيز يكطرفه بوده و تعداد فوق نيز تاكسي ها مي باشد و همچنين بدليل يكطرفه بودن خيابانهاي مصطفي خميني و چهار راه ايستگاه سرعين خيابان مذكور نقش اساسي در تخليه خودروها از مركز شهر داشته بطوريكه تعداد 1511 دستگاه در ساعت از خيابان آيت ا... خامنه اي كه فقط براي خروج از مركز به خيابا شهدا هدايت مي گردد و تعداد 2639 دستگاه در ساعت بطرف چهار امام عبور كرده كه مسير تعداد بيشتر اين مسافرين سرچشمه و بازار مي باشد.

شكل 5گميزان ورودي و خروجي خودروها  در ميدان شريعتي

 

با توجه به تعداد ورودي 2241خودرو در ساعت از ايستگاه سرعين و واقع شدن اين چهار راه در كمر دوم شهري كه در كاهش ترافيك نقش اساسي دارد و بعنوان دروازه و محل ورود و خروج از شهر به شهر توريستي سرعين و استان آذربايجان شرقي و بر عكس عمل مي نمايد، بررسي شكل 6 نشان مي دهد تعداد 1854 خودرو در ساعت از طرف مبارزان و حافظ، تعداد 1287 خودرو از ميدان قدس كه اكثراً از شهرك سبلان به اين ميدان مي آيند،تعداد 867 دستگاه از ارتش و بسيج و نهايتاً به دليل يكطرفه بودن خيابان تعداد 315 خودرو در ساعت از ميدان شريعتي به ايستگاه سرعين مي آيند كه جمعاً تعداد 4323 خودرو در ساعت به ميدان مذكور وارد و يا از آن خارج مي گردد و با توجه به وجود چراغ قرمز مدت ماندگاري اين خودرو ها بطور متوسط 85 ثانيه افزايش مي بابد.

شكل66ميزان ورودي و خروجي خودروها  در چهار را ايستگاه سرعين

 

اهميت چهار راهها و ميادين در تسريع حمل و نقل شهري بوده و ورود تعداد 1263 خودرو در ساعت از چهار راه عالي قاپو به چهار راه باغميشه و خروج 627 خودرو از پل احداث شده نشان مي دهد نصف خودروها از اين پل استفاده مي كنند و دليل احداث پل در اين مسير و محل، كم عرض بودن خيابان شهيد مفتح (بطرف غريبان) و مصطفي خميني (سه راه دانش) بوده و از كل خودروهاي ورودي(2913 خودرو در ساعت) به چهار راه مذكور هر چند تعداد 810 خودرو در ساعت به سمت سعدي كشيده مي شوند ولي 955 خودرو به سمت خيابان مصطفي خميني هدايت مي گردد كه تعداد زيادي از اين خودروها قصد رسيدن به چهار راه امام را دارند.

 شكل7 ميزان ورودي و خروجي خودروها  در چهار باغميشه

بررسي شكل 8 نشان مي دهد 2931 خودرو به اين ميدان وارد و از آن خارج مي گردد كه 1311 خودرو از سرچشمه ، 838 خودرو از امام حسين، 444 خودرو از عالي قاپو و 338 خودرو در ساعت از پير عبدالملك وارد اين ميدان مي گردد. وجود بازار طلا و قيصريه عمده عامل هدايت مسافرين به اين ميدان بوده كه مديريت صحيح در اين ميدان از تجمع و تراكم خودروها كاسته است، بطوريكه بيشتر مسافرين اين ميدان از خودروهاي عمومي و تاكسي جهت رسيدن به اين محل (حداقل خودرو خود را در اين ميدان پارك نمي كنند) استفاده مي كنند.

شكل8 ميزان ورودي و خروجي خودروها  در ميدان فجر

همچنين شكل 9 نشان ميدهد از 2834 خودرو ورودي به پيرعبدالملك 1125 خودرو از بازار (ميدان فجر) بوده كه جهت خروج از مركز شهر به آن سمت كشيده شده اند و از 989 خودروي ورودي از امام حسين (تازه ميدان) به پيرعبدالملك تعداد 600 خودرو مستقيماً به خارج از مركز شهر هدايت شده اند و در مجموع از كل خودروي ورودي در ساعت به پيرعبدالملك 2388 خودرو به خارج از شهر و تنها 446 خودرو به مركز شهر وارد شده اند.

شكل9 ميزان ورودي و خروجي خودروها  در ميدان پيرعبدالملك

 نتيجه و پيشنهادات

بررسيهاي علمي كارشناسان در سال 2002 بر روي خودروهاي سواري نشان مي دهد خودروهاي موجود با سوخت بنزين معمولي در سرعت ثابت PPM 350 ، در حالت درجا PPM 500 ، در سرعت منفي PPM 3000-4000 و در سرعت مثبت PPM 700 منواكسيد كربن توليد مي كنند(آزاد، 1387). با توجه به ضوابط و آيين نامه راهنمايي و رانندگي، سرعت مجاز در داخل شهري نهايت 60 كيلومتر در ساعت در روز بوده و در ميادين به 20 كيلومتر در ساعت كاهش مي يابد، لذا بدليل بررسي ميادين (بدون در نظر گرفتن خيابانها) و ترافيك موجود از سرعت منفي، مثبت و درجا چشم پوشي مي گردد و بطور متوسط حالت درجا، مناسب به ميادين انتخاب مي گردد كه شكل  10 نتيجه درون يابي ميزان CO توليدي در محدوده فوق الذكر را نشان مي دهد. بررسي مذكور نشان مي دهد كانون آلودگي شهر اردبيل چهار راه امام خميني بوده كه به ميزان PPM41201 در ساعت منواكسيد كربن(CO) وارد ميدان چهار راه امام مي گردد و نظر به بررسيهاي فوق در زمينه آلودگي خودروها از طريق سرب كه بدليل وزن آن بيشترين انتشار در 15 متري خيابانها و جاده ها رسوب مي نمايند(آزاد، 1387) در چهارراه مذكور، بازار صفويه و بويژه طبقه زيرين سپس بازار صدف مركز آلودگي محسوب مي گردد. از شريعتي و چهارراه امام به اطراف از ميزان آلودگي كاسته مي شود و نتيجه بررسيها نشان مي دهد پل هاي احداث شده بيشتر در تسريع خروج خودروها از مركز شهر كاربرد دارد.

 

اثرات فضاي سبز در كاهش آلودگي

تعیین سطح و سرانه کاربری فضای سبز در ایران، تاکنون عمدتاً بر اساس استانداردهای مورد استفاده در کشورهای دیگر بوده است  تعیین سرانه فضای سبز تا حد زیادی بستگی به خصوصیات بیوکلیماتیک منطقه و شهر دارد، بر این مبنا باید گفت سرانه فضای سبز در یک شهر کویری و یا یک شهر بزرگ مانند تهران نمی‌تواند شرایطی همانند با یک شهر ساحلی در استان مازندران داشته باشد. با وجود این، اطلاع از استانداردهای فضای سبز می تواند به عنوان هدایتگر فعالیتها و خط مشی‌ها به شمار آید.

براساس مطالعات و بررسیهای وزارت مسکن و شهرسازی، سرانه متعارف و قابل قبول فضاهای سبز شهری در شهرهای ایران بین 7 تا 12 مترمربع برای هر نفر است که در مقایسه با شاخص تعیین شده از سوی محیط زیست سازمان ملل متحد (20 تا 25 مترمربع برای هر نفر)، رقم کمتری است. با وجود این، در شهرهای مختلف کشور نیز این رقم، با توجه به ویژگیهای متفاوت جغرافیایی و اقلیمی آنها، با اختلافاتی همراه است که میزان آنرا طرحهای مصوب هر یک از شهرها تعیین میکنند. در مجموع آنچه از دیدگاه محیط اجتماعی در ارتباط با فضای سبز شهری اهمیت دارد، میزان فضای سبز عمومی است، یعنی فضای سبزی که رفت و آمد عموم مردم در آنها بدون مانع باشد، یا به تعبیر دیگر فضای سبز اجتماعی باشد. بنابراین مفهوم سرانه فضای سبز تنها میتواند برای آن نوع فضای سبز به کار رود که برای گذران اوقات فراغت، بازی و تفریح مهیا شده است.

مكان يا جايگزيني فضاي سبز

نکته‌ای که درخصوص فضای سبز از اهمیت بالایی برخوردار است، مکان‌یابی آن میباشد. كه صاحب نظرات با توجه به نقش فضاي سبز و پوشش گياهي در زندگي انساني و شهرنشيني دارد ابراز نموده اند كه جین‌جکوب با ديدگاه شهرسازي، منتقد شهرسازی معاصر معتقد است که پارک باید در جایی باشد که زندگی در آن موج میزند، جایی که در آن، فرهنگ و فعالیتهای بازرگانی و مسکونی است. تعدادی از بخشهای شهری، دارای چنین نقاط کانونی ارزشمندی از زندگی هستند که برای ایجاد پارکهای محلی یا میادین عمومی، مناسب به نظر میرسند. در صورتيكه برنامه ريزان شهري در ايجاد فضاي سبز نه تنها نظريه فوق را مي پذيرند بلكه معتقدند در طراحي شهري بويژه براي كاربري فضاي سبز بايستي عوارض و عناصر جغرافيايي مانند شيب زمين، جهت شيب زمين، گونه هاي سازگار با محيط و همچنين عوامل موثر اقليمي از جمله جهت وزش باد را نيز در نظر گرفت. همچنين صاحب نظران محيط زيست به نقش فضاي سبز در جذب مواد آلاينده، تناسب كاربريها در كاهش ترافيك و كاهش عوامل آلاينده مانند خودرو و كارگاهها و همچنين توليد اكسيژن را بيشتر از ساير پارامترها اهميت مي دهند.   

بر این اساس مکان‌یابی فضای سبز باید از اصولی چون «مرکزیت، سلسله مراتب و دسترسی» تبعیت کند مرکزیت فضای سبز به این مفهوم است که فضای سبز حتی‌المقدور در مرکز محله، ناحیه و یا منطقه شهری مکانیابی شود. همچنین فضاهای سبز در مقیاسهای متفاوت اعم از پارکهای محله‌ای، منطقه‌ای و امثال آنها، باید با ساختار کالبدی متناظر خود انطباق داشته باشد.

یکی از معیارهای دیگری که در مکان‌یابی فضای سبز باید به آن توجه شود، معیار « دسترسی» است. به این مفهوم که پارکهای شهری باید از چهار جهت به شبکه ارتباطی دسترسی داشته باشند تا بدین طریق هم جمعیت بیشتری از آن استفاده کند و هم امکان نظارت اجتماعی و امنیت پارک افزایش یابد. بدین‌ترتیب امکان بهره‌برداری دیداری از جلوه‌های زیبای پارک برای رهگذران از چهار جهت فراهم می شود.

بررسي و تحلیل فضاي شهر اردبیل نشان مي دهد ترافیک و اثرات آن در آلودگي و همچنين نقش فضای سبز بر كاهش آلودگي نياز به شناخت عوامل موثر از جمله سرعت گيرها، تابلوهاي ايستگاه اتوبوس و تاكسي و همچنين طول و عرض خيابانها بوده تا وضعيت حركت و سرعت خودروها  و نهايتاً ميزان ترافيك و آلودگي مشخص گردد كه متاسفانه آمار مداوم و تكراري در دست نبود تا براورد آن ميسر گردد و همچنين نتيجه بررسي نشان مي دهد تمرکز جمعیت و خودروها در مركز شهر كه بعنوان عامل اصلی توليد آلودگي و گرما هستند، بدليل ميزان كم فضاي سبز در مركز شهر كه به عنوان كانون آلودگي مطرح است فضاي سبز موجود نقش اساسي در كاهش آلودگي شهر نداشته است ولي با وجود آن میزان فضای سبز موجود شهر در قسمت کمربندی شهر بسیار بیشتر از مرکز شهر است که در جلوگیری از آلودگي شهري توسط گردو غبار مي تواند بسیار موثر باشد که از قسمت جنوب غربی وارد شهر می شود و می تواند سرعت باد و ميزان فرسايش بادي را کاهش دهد ليكن  از نظر سامانه ی استاندارد فضای سبز که در مرکز شهر یعنی جایی که تمرکز جمعیت بیشتر است به جای اینکه فضای سبزکافی و در دسترس برای هر فرد از جمله افراد مسن وجود داشته باشد این فضا به خارج شهر و در قسمت کمربندی یعنی جایی که خیلی کمتر مورد استفاده شهروندان شهر اردبیل قرار می گیرد اختصاص یافته است در حالیکه باید طبق استاندارد های فضای سبز برای هر فرد 16 مترمربع مساحت یا فضای سبز وجود داشته باشد تا هم از لحاظ الودگی هوای سطح شهر که این الودگی هم در مرکز شهر می تواند بیشتر از سایر نقاط شهر باشد و هم می تواند از لحاظ روحی و روانی برای افراد شهر موثر باشد تا افراد در هنگام نیاز بتوانند به راحتی به این فضا ها دسترسی داشته باشند .

نتیجه بررسي نشان مي دهد ميزان فضای سبز شهر اردبیل بسیار کم بوده و فضاي سبز ناقص موجود نيز از نظر توزيع مكاني متناسب با نياز شهروندان نمي باشد یعنی در مرکز شهر كه نیاز به فضای سبز بيشتري بوده چون تمرکز جمعیتی در ان زیاد است و بر عکس در اطراف شهر که تمرکز جمعیت کم است میزان این فضا زیاد است و در شهر اردبیل تناسب لازم بین میزان تمرکز جمعیت و و میزان فضای سبز رعایت نشده است. در مورد بررسی تک تک پارک ها و فضای سبز شهر اردبیل بر اساس استانداردهای ملی و بین المللی باید به شناسنامه ی انها مراجعه کرد که در حالت کلی وضع اکثر پارکها و فضاهای سبز موجود چندان مناسب نبوده و با این استاندارد ها بسیار فاصله دارد مثلا از نظر وضع چمن، تعداد سطل زباله، صندلی و حتی از نظر پوشش گیاهی و درختان، گلکاری و بسیاری از جهات دیگر قابل تامل و بررسی است.

-راههای جلوگیری از گسترش الودگی هوا عبارت اند از:

1.توسعه ی فضای سبز شهری

2.کنترل وسائل نقلیه

3.انتقال كارگاهها و صنایع و کارخانه ها از داخل و حاشيه شهر به شهرك صنعتي شماره2 كنترل و احداث انها در مکان مناسب با توجه به اینکه باعث الودگی شهر نباشد.

4.اموزش همگانی

طبق نقشه ی کار شده کمربند الودگی فضای سبز قسمت های ترمینال کمربندی دروازه استارا به طرف سعدی و مبارزان میباشد که از این مناطق بطرف داخل شهر، بر میزان الودگی هوا افزوده میشود تا جایی که الودگی در قسمت بازار و خیابانهای اطراف ان به حداکثر میزان خود میرسد. 

-

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 10:21  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

ادامه نقش فضای سبز در کاهش آلودگی شهر اردبیل

ويژگيهاي اردبيل

شهرستان اردبیل با مساحت 8/1509كيلومتر مربع با دو بخش مركزي و هير بوده كه شهرستان سرعين اخيراً از آن جدا گرديده است و داراي جمعيتي بالغ بر 123264 نفر بر اساس سرشماري سال 1385 مي باشد. محدوده حوزه نفوذ بخش مرکزی اردبیل، دهستان های سردابه کلخوران شرقی و غربی  ارشق شرقی و بالخلو با مجموع 42 روستا را شامل میشود.

به طور کلی اراضی واقع در محدوده پیرامون شهر اردبیل غالبا زمین های زراعت ابی نباتات یکساله ای نظیر غلات علوفه چغندر قند صیفی و سیب زمینی میباشند.به علاوه در برخی نقاط این منطقه میتوان باغات میوه و گستره های درختکاری شده ای را نیز مشاده کرد.

تاریخچه و علل پیدایش شهر

در اثار نویسندگان قدیم نام اردبیل به صورت های (ارتاویت)و(ارتاویل)و(ارئدبیل)قید شده است. فردوسی و یاقوت حموی چون بنای ان را به فیروز ساسانی نسبت  داده اند "مازان فیروز"یا "فیروز گرد "نامیده اند.کسروی اصل ان را ارتاویل و مرکب از دو بخش ارتا-مقدس و ویل یا بیل به معنی شهر دانسته است و با این توجیه معنی ان شهر مقدس میباشد.

به روايت اوستا زرتشت پيامبر ايرانی در كنار رود دائی يتا كه امروزه ارس ناميده می شود به دنيا آمد و كتاب خود را در سبلان نوشت و برای ترويج دين خود، روی به شهر بازان پيروز آورد. عده ای به او گرويدند و در اين ناحيه جنگی ميان زرتشتيان و بت پرستان روی داد كه در اين جنگ زرتشتيان بر همه روستاها و قصبه های اطراف اردبيل دست يافتند و به افتخار اين پيروزی آتشكده ای در اردبيل بنا كردند كه امروزه آثار آن در سه فرسنگی اين شهر در دهكده ای به نام آتشگاه باقی مانده است. اردبيل در دوره اشكانيان و در ميان شهرهای آذربايجان جايگاه ويژه ای داشت.
نوشته اند كه قهرمانان آذربايجان به نام دهام كه از پهلوانان و از نژاد كيان بوده اند، در اين دوره از اردبيل برخاسته اند. به اين ترتيب، بنای شهر اردبيل را بسيار كهن تر از زمان ساسانی بايد دانست. برخی نام قبلی اين شهر را آذر بهمن نيز دانسته اند. اردبيل در سده های 4 تا 6 ميلادی از سوی هون ها كه هر چند گاه يكبار به ايران می تاختند، آسيب ها ديد. از آنجا كه پيروز ساسانی خرابی های اردبيل را كه بر اثر خشكسالی و حملات هون ها ايجاد شده بود ترميم كرد و ظاهرا ديواری به دور شهر كشيده، بنای آن را به او نسبت داده اند. پيش از دوره اسلامی آذربايجان دارای دو مركز اصلی بود: يكی از اين دو مركز گنجک(به ارمنی گنزک) بود كه همان تخت سليمان امروزی است، اما نام مركز ديگر در جغرافيای استرابن از قلم افتاده است. در دوره اسلامی اين دو مركز را شيز و اردبيل خوانده اند. می گويند اردبيل بدون شک مركز تابستانی آذربايجان بوده است. از اواسط تا اواخر دوره ساسانی، اردبيل به تنهايی مركز آذربايجان به شمار می رفت و سكه های دوره پارتی و ساسانی در اين منطقه با علامت اربارات ضرب می شده است. اردبيل به هنگام فتح آذربايجان به دست مسلمانان همچنان پايتخت اين منطقه و مقر مرزبان آن بود.  در دوره ايلخانان گرچه تبريز، به عنوان شهر مهم آذربايجان رو به رشد بود و از لحاظ سياسی جايگزين اردبيل به شمار می آمد اما اردبيل نيز به عنوان دارالارشاد هنوز از جايگاهی خاص برخوردار بود. اردبيل در دوره صفوی از لحاظ سياسی و اقتصادی سرآمد شهرهای ايران بود. شاه اسماعيل صفوی قيام خود را از اردبيل آغاز كرد. اين شهر در مسير شاه راه تجاری ايران و اروپا قرار داشت و  ابريشم وارده از گيلان، از طريق اردبيل به اروپا صادر می شد. اين امر در پيشرفت اقتصادی و افزايش درآمد مردم تاثيری مهم داشت. اردبيل در دوره قاجاريه رونق و شكوه گذشته را باز نيافت و وسعت آن به حدود يک سوم وسعت شيراز می رسيد.

بطور کلی میتوان گفت قدمت اردبیل بین دوهزار سال _عهد اشکانی)تا پنج هزار سال (سومریان)تخمین زده میشود. مسجد جمعه هسته ی اولیه شهر و نارین قلعه از بناهای اولیه آن است. اردبيل مثل اكثر شهرها محصول عناصر طبيعي، جغرافيايي، انساني و كالبدي است و منظر طبيعي اين شهر چنان غني است كه كه بنا بر منابع موجود، در نام گذاري شهر موثر بوده است.

نام شهر مركب از دو كلمه "اورتا" به معني ميان و مياني و "بئل" به معني دامنه است. موقعيت

جغرافيايي و طبيعي شهر و واقع شدن آن در دامنه كوه ساوالان و همچنين وجود نامهاي مشابه در نقاط ديگر، همچون" چنلي بئل" و " اربئل"  مصداق ديگري بر اين امر است.

طبيعت كوهستاني شهر منجر به طرح فشرده و نزديك به هم بناها شده است. گذر ها كاملا ارگانيك و در جهت تامين حداكثر نور و آب و منظر مطلوب شكل گرفته اند .به طور كلي عوامل و عناصر طبيعي مرتبط بر شكل گيري و هسته اوليه شهر اردبيل عبارت اند از :

وجود منابع آبي غني به دليل جريان رودخانه هاي باليق لي و باغميشه كه از كوههاي مجاور

سرچشمه مي گيرند، و نهرهاي انشعابي آنها كه دشت اردبيل را حاصلخيز مي سازند، در شكل دهي و تعيين ساختار و كالبد اردبيل نقش غير قابل انكاري داشته اند.

مناظر شهر متاثر از كوههاي مجاور )ساوالان و تالش) و باغهاي شهر بوده و هست . نام بسياري از محلات، از جمله باغميشه و شاه باغي(محله اسلامي)گواهي بر سابقه باغ بودن آنهاست. درختان مثمر از قبيل سنجد و ... پوشش گياهي غالب شهر را تشكيل داده اند. رودخانه هاي باليخلو و باغميشه (در وضع موجود اثري از آن باقي نيست) لبه و تعيين كننده محدوده اوليه شهر محسوب مي شوند و نهرهاي مختلفي به منظور آبياري مزارع و باغهاي شهر از دو رودخانه فوق انشعاب مي يافته اند .

 

بلوك هاي شهري در مسير نهرها مستقر شده اند تا امكان دسترسي به آب بيشتر باشد و از آنجا كه مسير نهرها هندسه و نظم خاصي نداشته است، بافت شهر حالت ارگانيك دارد. بنابر اين هسته اوليه شهر در ميان دو عنصر طبيعي رود شكل گرفته است. هنوز هم ارتباط دو سمت رود از طريق پلهاي پياده برقرار است اما مدرنيته، حريمي براي بستر رود قائل نيست. خيابان هاي آسفالته در مجاورت مستقيم اين پتانسيل هاي طبيعي ارزشمند امتداد يافته اند. بدين ترتيب زمينه منظر سازي و استفاده بهينه از اين امكان از دست رفته است، نشانه هاي شهري اردبيل به لحاظ كالبدي با منظر طبيعي شهر مي پيوندند:

سايت طبيعي– تاريخي تپه تاريخي آتشكده، به واسطه وضعيت ويژه توپوگرافي بستر مسجد

جمعه( مسجد جامع قديمي شهر) واقع شده است. با ارتفاع حدود 5 متر بالاتر از سطح زمين،

به نظر گاه مناسبي براي شهر تبديل شده است.

از نظرتوپوگرافی یا ناهمواری ها ی سطح زمین اردبیل دارای دو تیپ اصلی اراضی پست و کوهپایه ای است. شهر اردبیل در دشت مرتفع و دامنه سبلان با ارتفاع 1340 متری از سطح دریا قرار گرفته است و با فاصله گرفتن از مرکز به سمت اطراف بر میزان ارتفاع  به ویژه در نواحی جنوب غربی  شهر افزوده میشود. زمين شناسي اردبیل عمدتا متعلق به دوران سوم و چهارم بوده و در پهنه بندی لرزه خیزی مناطق با پتانسیل لرزه خیزی بالا طبقه بندی میشود. مهمترین گسل های ان عبارت اند از:گسل دامنه غربی طالش_دشت مغان و بزقوش و در اطراف شهر مي توان به گسل بنفشه درق اشاره نمود و خاک دشت اردبیل نسبتا عمیق از نظر بافت جزءخاک های ریز دانه بوده و بر روی شن و گراول همراه مقداری از مواد اهکی است.

رودخانه های مهمی در سطح شهر و اطراف آن وجود دارد که در كنار جوي مصنوعي زهكشي سطح شهر را انجام مي دهند كه عبارت اند از باليخلوچای قره سو، قوری چای نیار، زره ناس، نهرهای گلمغان کلخوران و دریاچه ی شورابیل.

اردبيل از نظر اقليمي در فصل بهار و تابستان بيشتر تحت تاثيرجريانات عرضهاي مياني و جنب حاره اي هست، به طوريكه بيشترين ميزان بارندگي در اثر نفوذ جريانات ناپايدار عرضهاي مياني پس از تقويت در روي درياي مديترانه و كسب رطوبت كافي در فصل زمستان مي بارد. همچنين كم فشار سوداني كه در حين فعاليت از روي شرق مديترانه در فصل بهار و تابستان اين سيستم در حال ديناميكي و حركت رو به شمال شرق باعث بارندگي درحاشيه غربي كوههاي زاگرس گرديده و به علت از دست دادن رطوبت خود به صورت باد نسبتا گرم در اردبيل جريان پيدا ميكند. زماني كه جريان عرضهاي مياني تا غرب مديترانه گسترش پيدا كرده باشد هواي سردي از حاشيه جنوبي اقيانوس اطلس شمالي بخصوص مجمع الجزاير آزور و در پشت اين سيستم قرار ميگيرد و به دنبال آن جريانات گرم منطقه را تحت تاثير قرار ميدهد و معمولا با بارندگي هاي نسبتا خوب توام با رعد و برق در بهار و تابستان و در زمستان باعث بارش برف سنگين ميگردد و به همين دليل اين جريان به زبان محلي گرميج معروف است. متوسط بارش سالیانه در حدود 305 میلیمتر و میانگین سالانه رطوبت نسبی شهر 71%است. میانگین بیشترین ساعات افتابی در تیر ماه 287 ساعت و کمترین در اذر ماه 123 ساعت است.

اردبيل همانند ساير قسمتهاي استان تحت تاثير بادهاي شرقي، غربي و محلي بوده كه باد شرقي در فصول مختلف سال که به باد مه یا باد خزری معروف است از طرف شرق به غرب می وزد و حداکثر رطوبت دریای خزر را با خود به مناطق مختلف می اورد و علت آنرا میتوان اختلاف ارتفاع اردبیل و دریای خزر ذکر کرد. باد غربی در فصول مختلف سال از سمت غرب مي وزد ولي بدليل متاثر شدن از وضعيت توپوگرافي و باد هاي شرقي و محلي به شهر اردبيل از جنوب غربي مي وزد كه در اصطلاح محلي به باد گرميچ معروف است و در اثر عبور توده هواي از درياهاي مديترانه و درياي سياه اتفاق مي افتد و معروف ترين باد در منطقه به شمار مي رود كه سبب تبخير و خشكاندن زمين كشاورزان مي شود همچنين بررسي گلباد های رسم شده نشان می دهد که وزش بادها طی ماههای دی و بهمن به  سمت جنوب غر بی و سرعت ان در دی 1/9 متر بر ثانیه و در بهمن ماه 7/9 و در ماه اسفند جهت وزش باد از جنوب غربی به شرقی سرعت ان هم کاهش يافته  و به 8/6متر برثانیه می رسد. درتمام طول فصل بهار، تابستان و ماه اول پاییز جهت باد غالب در اردبیل، شرقی و سرعت آن در فروردین ماه 1/7 ، اردیبهشت 1/7، خردادماه 2/7، تیرماه 6/7، مرداد1/7 ، شهریور و مهر6/6 متر بر ثانیه است. از ماه دوم پاییز جهت وزش بادهای غالب جنوبغربی شده كه این جهت وزش در طول ماههای آذرودی و بهمن تداوم می یابد. سرعت باد غالب در آبان ماه 9 و در آذر ماه 6/8 متر بر ثانیه است. در اردبیل بیشترین سرعت باد غالب 7/9 متر بر ثانیه در دی ماه و كمترین سرعت 6/ 6متر بر ثانیه در ماههای شهریور و مهر است در كل سرعت بادهای غالب بطور نسبی در فصول سرد سال بیشتر از ماههای گرم سال بوده و شدیدترین باد وزیده شده در طول دوره آماری بلند مدت اردبیل با جهت جنوبغربی با سرعت 34 متر بر ثانیه بوده است.

خصوصیات جمعیتی و اجتماعی شهر اردبیل

مطابق سرشماری های سالهاي 1345،1355،1365،1375و1385به ترتیب جمعيت شهر اردبيل 83 هزار نفر، 147 هزار نفر،280هزار نفر و 340 هزار نفر 418262 نفر بوده و پيش بيني ميگردد در سال 1395 جمعيت شهر به 438312 نفر برسد. ارزیابی امکانات رشد کالبدی و توسعه ی شهر تعیین جهات حدود منطقی و مراحل مختلف توسعه ی شهر نشان مي دهد شهر اردبیل مطابق سرشماري  سال 85 و مساحت 6286 هکتار (طبق آخرین ساخت و سازها که به عنوان محدوده ی وضع موجود در نظر گرفته شده بود) دارای تراکم ناخالص 67 نفر و مساحت مسکونی 1980 هکتار است که تراکم خالص 213 نفر در هکتار  می باشد.

 

همچنين شهر اردبیل در حال تجربه کردن گذار جمعیتی است و ساختار سنی نسبتا جوان ولی در حال انتقال به ميان سالي دارد. مقایسه توزیع جمعیت در گرو ه های عمده ی سنی سال 1365و 1375 نشان میدهد که از سهم جمعیت زیر 15 سال کاسته شده و به دو گروه عمده سنی دیگر افزوده شده است و تراکم  جمعیت در  هر هکتار  از مساحت شهر اردبیل در سال 1375 حدود 54.9نفر در هکتار و برای سال 1385 حدود 68 نفر در هکتار میباشد

شهر اردبیل به صورت شعاعی گسترش یافته است که مرکز آن بازار شهر و بافت قدیم است كه

قیمت زمین با حرکت از مرکز به پیرامون آن و محلاتی که فاقد خدمات شهری است کاهش می يابد. بخش شمال و غرب از نظر قیمت اراضی در رتبه ی پایین قرار میگیرد بخش جنوب و جنوب غربی و تا حدودی مرکز شهر از نظر قیمت در حد بالایی بوده و گرانترین اراضی شهر در این بخش قرا میگیرند. بخش شرقی و قسمت هایی از مرکز و شمال شهر نیز از نظر قیمت اراضی بین  دو بخش ذکر شده قرار میگیرند.

گسترش شهر اردبيل با افزايش جمعيت و رشد بي رويه صنعت در حاشيه شهر طي چند دهه ي گذشته سبب پيامدهاي منفي مانند تغييرات اقليمي در مقياس ميكرو، از بين رفتن پوشش گياهي و آلوده شدن هوا (توسط گرد و غبار)، آب، خاک و بطور کلي محيط زيست انساني شده است. هر چند شهر اردبيل نسبت به كلان شهرهاي كشور به لحاظ موقيعت جغرافيايي و شرايط جوي خود از آلودگي شديد هوا تا اين زمان در امان بوده است اما هواي اين شهر به واسطه ي ذرات گرد و غبار به هنگام وزش بادهاي شديد آلوده مي شود كه علت آن از بين رفتن پوشش گياهي بر اثر بهره برداري هاي بي رويه است. شهر اردبيل به دليل واقع شدن در عرض جغرافيايي بالا، شرايط توپوگرافي خاص خود و سامانه هاي جوي موثر بر منطقه شرايط زيست اقليمي ويژه اي را به خود اختصاص داده است. به طوري كه يخبندان هاي طولاني مدت مشكلات عديده اي را براي ساكنين اين شهر ايجاد مي كند، لذا لزوم بررسي شرايط اقليمي در رابطه با طراحي فضاهاي آزاد و سبز تلاشي است براي كاستن مشكلات مربوطه كه بر اساس نتايج بررسيها حدود 53.77 درصد از مواقع سال هوا كاملا سرد مي باشد و تنها 11.9 درصد از مواقع سال در سايه آسايش نسبي حاصل مي گردد. حدود 34 درصد از مواقع نيز با بهره گيري از تابش آفتاب مي توان شرايط مناسبي را در اردبيل فراهم نمود.

 

فضای سبز شهر اردبیل

اردبيل- هياهوي ناخوشايند زندگي ماشيني، جايگزين آواز دل انگيز گنجشک ها و چلچله هايي شده است که تا دهه هاي نه چندان دور به روان ساکنان اردبيل در باغچه هاي مصفا و پر درخت حياط خانه هاي قديمي و باغ هاي سرسبز گوشه و کنار اين شهر آرامش مي بخشيد.

در دوران به اصطلاح پيشرفت به جاي خوشه هاي گندم، کهنه پاره هاي نايلون، به جاي درختان سبز، تيرها و دکل هاي فشار قوي و به جاي گل و چمن، زباله هاي تجزيه ناپذير از زمين شهرها و روستاهاي اردبيل روييده اند و صداي آژير دزدگيرها جايگزين بانگ خروس خوش الحان و ساختمان ها و کارخانه هاي هاي بي قواره جايگزين چشم اندازهاي طبيعي شده اند. آسمان نيز تنگ دستي مي کند و فقط باد گرم است که در پهنه دشت عريان اردبيل زوزه مي کشد و به جاي باران، ريگ و دانه هاي شن از آسمان مي بارد، گويا طبيعت نيز از ولخرجي هاي انسان در مصرف منابع طبيعي به ستوه آمده است.

با توجه به پیش بینی های جمعیتی و در نظر گرفتن گزینه ی مطلوب برای افق طرح 1395 جمعیت شهر به 438312 نفر خواهد رسید که با این جمعیت و محدوده ی فوق با اندکی افزایش،  تراکم ناخالص 88 نفر و تراکم خالص 237 نفر در هکتار را شکل می دهد که هنوز با تراکم در نظر گرفته شده برای شهر در افق طرح جامع گذشته که100 نفر در هکتار برای سال 83 بوده نیز نخواهد رسید. در نتیجه شهر نیاز به توسعه نخواهد داشت .

 هر کدام از خانه هاي تاريخي و قديمي اردبيل دست کم چند اصله درخت داشتند و توجه به فضاي سبز در ميان مردم نهادينه شده و در زمان حاضر نيز مي توان با همت مردم و نيز توجه مسوولان در توسعه فضاي سبز و باغ هاي استان اردبيل گام هاي اساسي را برداشت(ارژنگي فريدن 1387).

بررسی شكل 2 فضای سبز شهر اردبيل که با استفاده از دستگاه GPS برداشت گرديده و وارد محيط نرم افزار GIS گرديده است نشان مي دهد سطح شهر اردبيل با مساحت  5202.9 هكتار  بوده و فضای سبز شهری اردبیل طبق آمار سازمان فضای سبز شهر، مساحتی برابر با 652585 متر مربع دارد (3/65 هكتار) كه سطح فضاي سبز آن 3/1 نسبت به كل سطح مي باشد، بعبارت ديگر در 100 هكتار كاربري هاي شهري تنها 3/1 هكتار فضاي سبز بوده و مابقي به ديگر كاربريها اختصاص دارد كه با توجه به نمونه برداري ميداني فضاي سبز موجود شهر 146.3 هكتار بوده و 81 هكتار بيشتر از آمار فوق بوده و از اين ميزان حدود 42 هكتار آن در اطراف شورابيل واقع گرديده كه نظر به روند رشد شهر در طول زمان، سطح بافت قديمي با 196 هكتار داراي 7/1 هكتار فضاي سبز بوده که به ميزان 008/0 هكتار نسبت به سطح آن مي باشد و بافت نسبتاً جديد با 758 هكتار داراي فضاي سبز به مساحت 41 هكتار بوده  كه نسبت به سطح آن 054/0 مي باشد و همچنين بافت جديد شهر با مساحت 4249 هكتار داراي 104 هكتار فضاي سبز بوده كه نسبت آن 025/0 مي باشد. نتيجه بررسي فوق نشان مي دهد بافت نسبتاً جديد در مقايسه با بافت قديمي و جديد شهري از وضعيت بهتري برخودار مي باشد و در اين ميان هر چند بافت جديد بیشترین مساحت فضاي سبز را داراست ولي وسعت آن نسبت سطح كمتر مي باشد. در مقايسه با سرانه فضاي سبز، آمار تراكم جمعيت سطوح مختلف شهري دقيق بدست نيامد ولي با توجه به آخرين مطالعات طرح جامع كه در سال 1381 انجام گرفته و طرح مذكور در هر 10 سال انجام مي گردد، نشان مي دهد محدوده جديد شهري از سال 1371 به محدوده شهري افزوده شده و اگر جمعيت سال 1375 از جمعيت 1385 كسر گردد، ميزان جمعيت نسبي بافت جديد كه 78262 نفر مي باشد بدست مي آيد در نتيجه سرانه بافت جديد 13.3 درصد مي باشد. هر چند سرانه فضاي سبز اين محدوده مناسب مي باشد ولي عدم تناسب پراكنش جمعيت و فضاي سبز اين قابليت را كاهش مي دهد. در داخل شهر اگر جمعيت محدوده نسبتاً جديد را از سال 1355 در نظر بگيريم به تعداد 193000 نفر بالغ مي گردد كه فضاي سبز آن 1/2 متر مربع كاهش مي يابد همچنين با نظر گرفتن محدوده بافت قديمي تا سال 1355 جمعت آن 147000 نفر و سرانه فضاي سبز 12/0متر مربع مي رسد. با این حال بدون در نظر گرفتن وضعيت پراكندگي فضاي سبز ميزان سرانه فضاي سبز شهر اردبيل 5/3 مترمربع برآورد مي گردد. این مساحت بر اساس استاندارد جهانی(برای هر نفر بطور متوسط 16 متر مربع) مطابقت ندارد كه وضعيت پراكنش فضاي سبز به شرح زير بررسي ميگردد.

*پارک حسینیه: اين محدوده در حد فاصل بین مبارزان و میدان جهاد با مساحت کل 2475 و داراي فضای سبز به مساحت 1791 متر مربع است. بعبارت ديگر4/72 درصد آن فضاي سبز و مابقي به پياده رو و براي ايجاد ساير تاسيسات رفاهي اختصاص دارد. هرچند این پارک همانند بسیاری از پارک های شهر فاقد امکانات رفاهی بوده و تعداد نیمکت های ان نسبت به مساحت پارک بسیار کم و در هنگام شب این پارک فاقد روشنایی کافی بوده بطوری که از كل فضاي آن  نمی توان ستفاده نمود. از نظر پوشش گياهي دارای 1 اصله اقاقیا و 79 ون میباشد و پوشش گیاهی ساير قسمتهاي ان چمن است که بدلیل رعایت نکردن استفاده کنندگان در بسیاری از نقاط ان چمن نیز از بین رفته است.

*ترمینال: محل ان در ترمینال اردبیل در دروازه استارا میباشد که جزء جزيره آلودگی هوای شهر بحساب می اید. این پارک بیشتر جنبه ی استراحت گاهی دارد. مساحت کل ان 5685و مساحت فضای سبز ان 1234 متر مربع میباشد. این منطقه فاقد گلکاری بوده و تعداد پایه های روشنایی ان 47 عدد میباشد. از نظر زیبایی این قسمت در حد متوسطی بوده که میتوان  با احداث استخر یا روشنایی مطلوب در شهر به ان زیبایی بیشتری بخشید. از درختان این پارک میتوان به 7 اصله گیلاس و20 اصله ون و 14 اصله سرو اشاره کرد. شکوفه های زیبای درخت گیلاس در فصل بهار زیبایی خاصی به قسمت هایی که درخت گیلاس کاشته شده میبخشد. درختان کاشته شده در این پارک و درخت ها و درختچه های موجود در رفیوژ های روبروی ان علاوه بر زیبایی بخشی باعث کم شدن الودگی ناشی از تردد اتومبیل ها و اتوبوس ها و همچنین کاهش الودگی صوتی ناشی از صدای وسايل نقلیه میشود.

*پارک ولی عصر:این پارک با مساحت 30 16 مترمربع بوده، كه فضای سبز با مساحت 208 متر مربع فاقد گلکاری است. دارای 12 پایه روشنایی بوده و دارای 2 اصله چنار و23 اقاقیاو57 افرا و تعدادی ون میباشد. این پارک از نظر استانداردهای بین المللی در حد نامطلوبی است بطوری که فاقد نیمکت، صندلی، سطل زباله، سكوي الاچیق، زمین ورزشی، سرویس بهداشتی و سایر امکانات اولیه  میباشد. فقط درختان ان است که میتواند باعث زیبایی و کاهش الودگی شود.

*پارک شرکت نفت:پارکی محله ای و در پشت شرکت نفت قرار دارد. مساحت ان 1458 و مساحت فضای سبز ان 1120 متر مربع میباشد که این پارک نیز متاسفانه فاقد امکانات اولیه لازم جهت ایجاد پارک میباشد. درختان کاشته شده در ان عبارتند از نارون 1 اصله سرو 2و اقاقیا 2 اصله و صنوبر 27 اصله و ون 9 اصله میباشد.

*ولی عصر:این پارک هم پشت شرکت نفت قرار دارد و مانند پارک شرکت نفت فاقد امکانات است و فقط درختانی از قبیل 2 اصله چنار و 23اصله اقاقیا و 57افرا دارد. با این که این دو پارک از نظر زیبایی و ظاهری زیاد مطلوب نیستند اما درختان انها میتوانند از الودگی ان منطقه بکاهند.

*بهشت فاطمه: پارکی است محله ای به وسعت 1861 متر مربع و داراي فضای سبز به مساحت 1331 متر مربع مي باشد. متاسفانه این پارک حتی فاقد سيستم روشنايي و برق بوده و جز 10 عدد نیمکت فلزی براي رفاه و تفريح چيزي ندارد و از نظر پوشش گياهي داراي 10 اصله اقاقیا و5 نارون و 62 اصله ون دارد ولی این منطقه هم مثل بسیاری  دیگر نام پارک محله ای را دارا است!

*بنی هاشم : نوع پارک تفریحی است در حالی که فاقد اب اشامیدنی، سرویس بهداشتی، بوفه، نماز خانه و بسیاری از امکانات اولیه ی یک پارک تفریحی میباشد. مساحت کل ان 13750 متر مربع بوده و فضای سبز ان 5704 متر مربع میباشد. همچنين دارای 9 عدد نیمکت فلزی و 5 عدد سطل زباله و خوشبختانه دارای یک زمین ورزشی بمساحت 1376 مترمربع میباشد. پوشش گياهي آن شامل 1 اصله نارون 32 اصله ون و 53 اصله اقاقیا مي باشد.

*عارف:مابین سه راه نیروگاه و یاقوت است جزء پارک های محله ای است مساحت کل ان 28744 متر مربع و مساحت فضای سبز ان 14744 متر مربع میباشد.

*پردیس:محل اين پارك ميدان حكيم روبه روی حمام بهار با مساحت کل 3289 متر مربع و فضای سبز ان 2035 متر مربع است. این پارک در  شرایط بسیار نامطلوب قرار دارد بطوری که محلی برای زباله های خانه های اطراف شده است و نه تنها این پارک از نظر تفريحي قابل استفاده نبوده  بلکه بدليل عدم مديريت به محل جمع آوري زباله شهري (به صورت موقت) گرديده است.

*بهار: پارك بهار واقع در محله بهارآباد و نزديكي پارك پردیس بوده كه مساحت كل آن 3367 متر مربع و با مساحت 7 331 مترمربع فضای سبز مي باشد. تعداد 12 عدد نیمکت فلزی پارکی دارد و درختان ان 1 اصله اقاقیا 6 صنوبر 2 گیلاس 6 البالو  و 79 چنار مي باشد که تا حدي میتوانند از الودگی صوتی جلوگیری  نموده و از نظر زیبایی تقریبا مناسب است.

*فرهنگیان:پارک محله ای واقع در بين ميدان آزادي و جهاد و روبروي پمپ بنزين با مساحت کل 7055 بوده كه به مساحت3440 مترمربع فضای سبز میباشد. همچنين داراي 4 پایه ی روشنایی و 16 شعله روشنایی بوده و این پارک دارای 2 اصله توت 3 سنجد 2 صنوبر 8 عدد عرعر و 45 اصله بیدو 65 کاج و 47 سرو 256 اقاقیا 1 توت مجنون است. از نظر تفريحي و رفاهي دارای 2 زمین ورزشی 13 نیمکت و 1 دستگاه الاکلنگ برای کودکان و دو دستگاه تاب و همچنين 10 عدد سطل زباله میباشد

*سیزده ابان: پارک محله ای واقع در خیابان باکری با وسعت فضای سبز 2330 متر مربع است و همچنين داراي 4 پایه ی روشنایی،9 عدد نیمکت فلزی بوده و فاقد تنوع درختچه است. این مکان یک زمین مخصوص فوتبال دارد و درختان ان 83 اصله سرو 96 اصله اقاقیا و 12 اصله توت است. ضمناً 3 عدد از نیمکت هاي شکسته جزء امار محاسبه نشدند.  

 

آلودگي شهر اردبيل

چگونگي ورود آلاينده‌ها و همچنين سرعت آزادسازي آلاينده‌ها به اتمسفر بر آلودگي هوا تأثير دارد. آلاينده‌ها ممكن است بطور متناوب يا پيوسته يا دوره‌اي آزاد شوند يا از يك منبع يا از چندين منبع يا از منابع نقطه‌اي و غيرنقطه‌اي آزاد شوند. همچنين پراكندگي آلاينده‌ها به طريقه ورود آنها به اتمسفر بستگي دارد.

مؤسسه حفاظت از محيط زيست آمريكا EPA، شش آلاينده اصلي را به عنوان معيار انتخاب نموده و اينها را به دو دسته اوليه و ثانويه تقسيم كرده است. آلاينده‌هاي اوليه موادي هستند كه از منابع مستقيماً به هواي محيط وارد مي‌شوند و شامل پنج آلاينده منواكسيدكربن (CO)، دي‌اكسيدنيتروژن (2NO)، دي‌اكسيدگوگرد (SO2)، ذرات معلق با قطر كمتر از 10 ميكرون (PM10) و سرب (pb)مي‌باشد. آلاينده‌هاي ثانويه به موادي اطلاق مي‌شود كه در اثر فعل وانفعالات موجود در هواي اطراف زمين بوجود مي‌آيد و در اين گروه مي‌توان ازازن (3O) نام برد.

 -‌منواكسيدكربن (CO)

گازي است بي رنگ و بي بو ولي بسيار سمي. منبع اصلي توليد اين گاز اتومبيلها هستند. گاز منواكسيد كربن در هواي آزاد و به مقدار كم، زندگي بيماران قلبي و ريوي را به خطر مي اندازد و در افراد سالم باعث سر درد، سرگيجه، خستگي زياد و تحريك اعصاب مي شود. استنشاق اين گاز در محيط هاي بسته و سقف دار باعث خفگي و مرگ مي شود.

 منواكسيد كربن 200 برابر سريعتر از اكسيژن با هموگلو بين خون تركيب شده و توليد كربوكسي هموگلوبين مي كند. اين گاز نه تنها با اتصال به هموگلوبين مانع چسبيدن اكسيژن به آن مي شود، بلكه از آزاد شدن اكسيژن از اكسي هموگلوبين باقيمانده نيز جلو گيري مي كند.

به اين ترتيب نسوج بدن با كمبود اكسيژن روبرو شده و اعضاي حياتي بويژه قلب آسيب مي بيند، گذشته از اين منواكسيدكربن خود، به طور مستقيم نيز به سلولهاي قلب آسيب رسانده و به روند تنگي عروق سرعت مي بخشد.

 

 -‌اكسيد هاي نيتروژن ((NOX

دي‌اكسيد‌نيتروژن كه بيشتر از ساير اكسيدهاي نيتروژن در هوا منتشر مي‌شود گازي است قهوه‌اي رنگ و بدبو كه به وسيله وسايل نقليه موتوري و كارخانجاتي كه از موتورهايدرون‌سوز استفاده مي‌كنند وارد هوا مي‌شود. اين گاز باعث تحريك چشمها وقسمتهاي عمقي ريه‌ها شده و موجب بروز خستگي مفرط و افزايش موارد بيماري مي‌گردد. علاوه بر اين به گياهان نيز صدمات زيادي وارد مي‌كند.

-‌اكسيدهاي گوگرد (SOX)

دي‌اكسيد گوگرد (2SO)كه بيشتر از ديگر اكسيدهاي گوگرد در هوا منتشر مي‌شود، گازي است بي‌رنگ و بدبو كه باعث تحريك مجاري تنفسي بخصوص حلق، بيني و حنجره شده و ايجاد برونشيت‌هاي مزمن، آسم و آمفيزم مي‌كند. منبع اصلي توليد اين گاز، احتراق گازوئيل و مازوت در منازل، كارخانجات و وسايل نقليه موتوري است.

دي‌اكسيدگوگرد وقتي با بخار آب موجود در هوا تركيب مي‌شود تبديل به اسيد شده و بارش آن بصورت باران اسيدي، باعث خوردگي فلزات، سنگ و پارچه مي‌شود. اين گاز نيز همچون دي‌اكسيد‌نيتروژن بر گياهان اثر گذاشته و باعث از بين رفتن آنها مي‌شود.

 5-5-‌ازن (O3)

ازن در اثر واكنش‌هاي فتوشيميايي توسط هيدروكربنهاي خروجي از اگزوز ماشينها و اكسيدهاي نيتروژن در اتمسفر بوجود مي‌آيد و به اين ترتيب جزء آلاينده هاي ثانويه بشمار مي‌رود.

از جمله اثرات مضر اين آلاينده بر سلامتي انسان، سوزش چشم ‌و تخريب ريه‌ها مي‌باشد.آمارها نشان مي‌دهد كه حملات آسم در روزهايي كه غلظت بالايي از اين آلاينده مشاهده شده بطور مشخصي افزايش يافته است. ازن موجود در هوا آسيب‌هاي شديدي به كودكان، افراد سالخورده و افراد داراي ناراحتي تنفسي وارد مي‌كند. ازن همچنين موجب كاهش بازدهي محصولات كشاورزي و از بين رفتن جنگل‌ها و اكوسيستم گياهي مي‌شود.

6-5-‌هيدروكربن‌هاي فرار (VOCs)

برخي از بخارات هيدروكربن‌ها در اتمسفر نقش بالقوه‌اي در تخريب و سلامتي انسانها دارند. بنزن بعنوان يكي از مهمترين هيدروكربن‌هاي فرار با وجوديكه بعلت حلاليت بالا نقش عمده‌اي در صنعت بعهده دارد ولي استنشاق آن موجب جلوگيري از تشكيل گلبول قرمز در مغز استخوان مي‌شود. منبع اصلي توليد بنزن، بنزين مورد استفاده در خودروهاست. در مواردي چند، سرطان خون (لوسمي) در افرادي كه بعلت مسايل شغلي براي طولاني مدت در معرض بخارات بنزن بوده‌اند، گزارش شده است.

 

-‌اثرات زيست محيطي آلودگي هوا

-‌‌بيماريهاي ناشي از آلودگي هوا:

-‌آمفيزم

اين بيماري در نتيجه انقباض لوله‌هاي بونشيال و تخريب كيسه‌هاي هوايي توسط آلاينده‌ها به وجود مي‌آيد و باعث كوتاهي نفس در فرد بيمار مي‌شود.

 -‌برونشيت مزمن

از مشخصات اين بيماري سرفه‌هاي پي در پي و جريان خلط مستمر در شخص مبتلا است. مواد آلوده كننده باعث تخريب مژك‌هاي مجاري تنفسي‌كه مواد محرك را از ريه خارج مي كنند- شده و در نتيجه سرفه تنها راهي خواهد بود كه ذرات از ريه بيرون رانده شوند. در صورتي كه برونشيت مزمن درمان نشود، منجر به مرگ بيمار خواهد شد.

 -‌حساسيت

مواد آلاينده مي‌تواند باعث عكس‌العمل‌هاي آلرژيكي مختلف از جمله آبريزش بيني، تنگي نفس، خارش پوست، اشك چشم و عطسه‌هاي پي در پي شوند.

 -‌آسم

عبارت است از مقاومت مجراي تنفسي در مقابل عبور هوا، در يك حمله آسمي، مجاري تنفسي باريك شده و عبور هواي تنفسي به حداقل مي‌رسد و در نتيجه بيمار دچارتنگي نفس مي‌شود كه مي‌تواند موجب انفاركتوس يا التهاب قلب گردد كه عمدتاً به صورت سينه درد، طپش قلب، تنگي نفس و اختلال در سيستم قلب تظاهر مي‌كند.

-‌سرطان ريه، معده و بيماريهاي قلبي

هر چند كه اين بيماريها مستقيماً و منحصراً مربوط به آلودگي هوا نيست، اماآلودگي هوا يكي از عوامل مهم به وجود آورنده و تشديد كننده آنها به حساب مي‌آيد.

 -‌اثر آلودگي هوا بر گياهان

آلودگي هوا در متابوليسم (سوخت و ساز) گياهان نيز تأثير سوء داشته و ضمن ضعيف كردن گياه، موجب پديد آمدن امراض و آفات مختلف در آنها مي‌شود. اين مسئله بخصوص با گسترش روزافزون شهرها و تبديل مناطق روستايي و كشاورزي به مناطق صنعتي، فزوني مي‌يابد. به طور كلي اثر ناشي از آلودگي هوا بر گياه مي‌تواند به صورت ظاهر شدن لكه‌هاي خشكيده در برگ، از دست دادن رنگ، كاهش رشد گياه، كاهش محصول و حتي از بين رفتن گياه جلوه‌گر شود.

توجه به نقش مهم گياهان در پاكيزگي هوا سبب شده تا اقداماتي جدي در حفظ و نگهداري و افزايش فضاهاي سبز صورت گيرد. با اين همه آلودگي هوا براي گياهان خطري جدي محسوب شده و فضاهاي سبز را تهديد به نابودي مي‌كند. بنابراين دادن آگاهي به مردم و انجام اقدامات جدي و سريع براي جلوگيري از تخريب بيش از پيش جنگلها و منابع طبيعي و ايجاد فضاهاي سبز امر حياتي است.

 - اثرات جوي

-‌وارونگي جوي

معمولاًدر لايه پايين جو، درجه حرارت هوا با افزايش ارتفاع كاهش مي‌يابد، بنابراين طبيعي است كه يك حركت صعودي هوا به وجود مي‌آيد و آلودگي‌ها را با خود به طبقات بالاي جو برده و از محل تنفس دور مي‌سازد. اما در بعضي شرايط جغرافيايي خاص- مانند احاطه شدن يك شهر به وسيله كوهها- يك لايه هواي گرم، همچون سقف شيشه‌اي كه بالاي شهر را پوشانده باشد، هواي سردپايين را محبوس مي‌كند و مانع از بالا رفتن و دور شدن آلودگي از سطح شهرمي‌شود. در اين حالت جريان هوا بر عكس شده و باعث پايداري بيشتر هوا و تراكم گازهاي آلاينده تا حد بسيار خطرناك مي‌شود كه به اين حالت وارونگي جوي اطلاق مي‌شود. متأسفانه تهران بيش از دو سوم روزهاي سال (حدود 250روز) با پديده وارونگي جوي روبرو است. اين حالت بيشتر در پاييز و زمستان روي مي‌دهد.

-‌اثر گلخانه‌اي (Green House Effect)

فعاليت و تحركت جو زمين نتيجه جريان مداوم انرژي از خورشيد به زمين و از زمين به فضاست. حدود 3 درصد از انرژي خورشيد، دوباره به فضا منعكس مي‌شود و قسمتي از اين انرژي منعكس شده، به وسيله گازهاي معروف به گازهاي گلخانه‌اي -شامل دي‌اكسيدكربن، متان و اكسيد نيترو و غيره دوباره به سطح زمين بازتابانيده مي‌شود. اين پديده كه به اثر گلخانه‌اي معروف است، خود باعث افزايش درجه حرارت در مناطق آلوده مي‌شود. در هواي محبوس، ميزان آلودگي نيز بيش از پيش افزايش يافته و به دنبال آن خطرات ناشي از آلودگي نيز تاميزان قابل توجهي بالا رفته و شهرنشينان را به طور جدي تهديد مي‌كند. بديهي است در صورت كاستن از گازهاي گلخانه‌اي با از بين بردن و يا محدودكردن منابع توليد كننده آن مي‌توان از بروز اثر گلخانه‌اي و خطرات ناشي از آن جلوگيري كرد.

- بارش اسيدي

بارش اسيدي، به باراني اطلاق مي گردد كه نسبت به باران معمولي اسيدي‌تر است (6 / 5 PH) معمولاً خصوصيات اسيدي آب توسط PH اندازه‌گيري مي‌شود كه گسترة طبيعي آن بين 5 / 6 تا 5/8 قرار دارد. اگر PHباران كمتر از 6 باشد، به عنوان بارش اسيدي منظور مي‌شود. ماهيت اسيدي شديد آب به علت آلودگي وسيع هوا ناشي از صنعتي شدن است. از اين رو به منظور اجتناب از بارش اسيدي، برنامه‌ريزي مناسب ضرورت دارد.ضمن اينكه محل قرار گرفتن صنايع در يك منطقه يا يك كشور نيز نياز به بررسيهاي دقيق و حساب شده دارد.

به دليل فقدان برنامه‌ريزي و پيش‌بيني وضع هواي پيرامون، اكنون چندين كشور توسعه يافته با مشكلات بارش اسيدي مواجه هستند. درياچه‌ها وجنگلها در مناطق حاصلخيز (پرباران) اروپا، كانادا، آمريكا و جنگلهاي آلمان غربي تحت تأثير عوارض سوء بارش اسيدي قرار دارند. در هند نيز بارش اسيدي در بمبئي گزارش شده است.

اكسيدهاي گوگرد، نيتروژن و هيدروكربنها پارامترهاي اصلي كمك كننده به بارش اسيدي هستند. مقادير عظيمي اكسيدهاي گوگرد و نيتروژن از دودكش‌هاي واحدهاي صنعتي و نيز از اگزوز اتومبيلها به اتمسفر وارد مي‌شوند. سوزاندن سوختهاي فسيلي براي توليد انرژي عامل اصلي (60-70 درصد) ورود اكسيدهاي گوگرد به اتمسفراست. ذوب سنگهاي معدن گوگرد بويژه سرب، روي و مس نيز عامل افزايش در مقدار اكسيدهاي گوگرد اتمسفر به شمار مي‌رود. عوامل اصلي اكسيدهاي نيتروژن،آلاينده‌هاي خروجي از اگزوز اتومبيلها، نيروگاه‌ها و واحدهاي ذوب كننده هستند. زمانيكه اين آلاينده‌ها در حضور رطوبت واكنش مي‌دهند. آلاينده‌هاي ثانويه را تشكيل مي‌‌دهند. اغلب آلاينده‌هاي ثانويه حاصل از واكنش‌هاي فتوشيميايي از امواج خورشيدي انرژي مورد نياز خود را بدست مي‌آورند. بارش اسيدي موجب اثرات زير مي‌باشد:

الف: بارش اسيدي باعث كاهش PHآب رودخانه ‌و درياچه‌ها مي‌شود كه اين امر نيز نابودي موجودات آبزي (ماهي و غيره) را در پي دارد و منجر به كاهش رشد پلانكتونها و تكثير ما‌هي‌ها مي‌شود. تغيير در PHمانع از بيرون آمدن ماهي‌ها از تخم مي‌شود. جلبكهاي سبز و چندين نوع باكتري كه براي ادامة حيات موجودات آبزي ضروري هستند، در محيط اسيدي قادر به ادامه بقاء ‌و حيات نيستند.

ب:بارش اسيدي براي جنگلها و مراتع مضر هستند. بارش اسيدي به برگهاي درختان صدمه زده و فرسايش سطح برگ را تسريع مي‌كنند. رشد برگها به علت اسيديته بالا كاهش مي‌يابد. زمانيكه رشد برگها تحت تأثير بارش اسيدي قرار مي‌گيرد، نابودي گياهان سبز نيز حاصل مي‌شود.

ج:اسيديته بر روي خاك تأثير مي‌گذارد. يك عنصر مغذي براي گياه نظير پتاسيم به تدريج از خاك شسته و خارج مي‌شود. تحت شرايط اسيدي، فلزات سمي براي گياه در خاك انباشته مي‌شوند.

د:همچنين بارش اسيدي فعاليت ميكروبهايي را كه مواد آلي موجود در خاك را به عناصر مغذي مورد نياز گياه تبديل مي‌كنند، مختل مي‌نمايند. زماني كه جمعيت ميكروبي كاهش پيدا مي‌كند، ميكروبها آنچنان قادر به تحمل محيط اسيدي خاك به علت بارش اسيدي نيستند.

 هوا يكي از پنج عنصر ضروري (هوا، آب، غذا، گرما و نور)براي ادامه حيات انسان است. هر فرد روزانه نزديك 22000بار تنفس مي‌كند و تقريباْ به 15 كيلوگرم هوا در روز نياز دارد. معمولاْ انسان مي‌تواند به مدت 5 هفته بدون غذا ومدت 5 روز بدون آب زنده بماند، اما نمي‌تواند بدون هوا حتي 5 دقيقه زنده بماند.

باتوجه به گسترش شهرها و افزايش منابع آلاينده‌هاي هوا، هواي اغلب شهرهاي بزرگ و صنعتي آلوده مي‌باشد و با توجه به خطراتي كه اين آلودگي براي سلامت افراد ساكن در مناطق آلوده دارد شناخت و آگاهي نسبت به جوانب مختلف اين مساْله از اهميت بسزائي برخوردار مي باشد و تنها با آگاهي و شناخت از اين مساْله امكان جلوگيري يا كاهش خطرات آن وجود دارد. بطور كلي در بررسي‌هاي آلودگي هوا سه مرحله مد نظر قرار مي‌گيرد:

الف: نحوه و نوع اتشار آلودگي هوا

ب: نحوه پراكنش آلودگي هوا

ج: تاْثيرات آلودگي هوا

3-منابع آلاينده هوا:

براي سهولت مطالعه منابع مختلف آلودگي هوا بصورت ذيل دسته‌بندي مي‌شوند:

منابع طبيعي و منابع مصنوعي( خانگي، صنعتي،حمل و نقل )

1-3- منابع طبيعي :

منابع طبيعي آلودگي هوا از قبيل طوفانهاي گرد و غبار، آتش‌سوزي جنگلها، آتشفشانها ، گرده گياهان و نشت گاز طبيعي مي‌باشد و آلودگي ناشي از آنها يك پديده دائمي است كه بعلت گردش فرآيندهاي طبيعي مقدارش كمابيش در سطح زمين ثابت است. مقدار آلودگي طبيعي در مقايسه با آلودگي مصنوعي خيلي بيشتر و قابل توجه مي‌باشد. اما در طبيعت چندين مكانيسم خود پالايي وجود دارد كه سطح زمين را براي حيات موجودات مناسب و قابل تحمل مي‌سازد. نقش انسان در كنترل آلودگي ناشي از منابع طبيعي خيلي كم است. اما انسان بوسيله بر همزدن تعادل اكولوژيكي و طبيعي ناشي از آلودگي مصنوعي مي‌تواند وضع را بدتر نمايد و به آلودگي طبيعي بيافزايد.

 2-3- منابع مصنوعي

1-2-3-‌آلودگي خانگي :

آلودگي خانگي در اثر فعاليتهاي خانگي يا نظافت منازل يا استفاده از حشره‌كشها جهت نظافت و نگهداري منازل ايجاد مي‌شود. اگرچه مقدار اين آلودگي در مقايسه با منابع ديگر زياد نيست اما همين مقدار به تغيير كيفيت محيط شهري كمك مي‌كند. روشهاي صحيح نگهداري منازل به كاهش آلودگي كمك خواهد نمود.

 2-2-3-‌آلودگي صنعتي:

آلودگي ناشي از صنايع منبع اصلي آلودگي است كه در اثر فعاليتهاي مصنوعي ايجادمي‌شود. در ميان صنايع نيروگاههاي حرارتي، كارخانه‌هاي توليد موادشيميايي، سيمان سازي، كاغذسازي، نساجي، دباغي و غيره منابع اصلي آلودگي هوا هستند. بكارگيري روشهاي مناسب كنترل آلودگي در كاهش آلودگي منابع كمك خواهد كرد.

3-2-3- آلودگي ترافيك (حمل و نقل):

آلودگي ناشي از حمل و نقل بعلت شهرسازي بي‌رويه و سريع به اندازه آلودگي صنعتي مهم و از اهميت برخوردار مي‌باشد. آلودگي ناشي از حمل و نقل و وسايل نقليه به شكل گازهاي خروجي از اگزوز، ذرات معلق، صدا و غيره مي‌باشد. اين آلودگي با اتخاذ روشهاي برنامه‌ريزي كشوري، منطقه‌اي و شهري و استفاده ازاتومبيلها و سوخت‌هاي مناسب همراه با اعمال تكنولوژي كنترل آلودگي به حداقل مي‌رسد.

اما EPA منابع عمده آلودگي هوا را به صورت زير طبقه‌بندي كرده است:

الف: حمل و نقل مانند: كشتي‌ها، هواپيماها، قطارها و اتومبيلها

ب: احتراق سوخت از منابع ثابت مانند نيروگاههاي برق و غيره

ج: فرآيندهاي صنعتي مانند: كارخانه‌هاي فولادسازي، نساجي و كاغذسازي

د: دفع مواد زائد جامد مثل: سوزاندن زباله درفضاي باز، دفن بهداشتي زباله و سوزاندن زباله با دستگاه زباله‌سوزي

ي: فرآيندهاي متفرقه نظير فعاليتهاي خانگي مانند : كاربرد حشره‌كشها و تميز كردن حشره كش

-عوامل موثر در آلودگی هوای شهر اردبیل

آلودگی صوتي و هوای شهر اردبیل مانند الودگی سایر شهرها توسط عوامل طبيعي و مصنوعي ايجاد مي گردد. بررسی ها نشان مي دهد خودروهاي سواري، اتوبوسهاي داخل شهري، تمرکز جمعیت، آلودگي منازل، بازار، اماکن خدماتی، ترافیک، كارگاههاي داخل شهري و...بعنوان منابع مصنوعي و باد، گردو غبار و رسوب پس از بارندگي از منابع طبيعي آلاينده شهر اردبيل میباشند. پارامترهاي جوي مانند اندازه و جهت باد، ميزانهاي افت اتمسفري، رطوبت نسبي و غيره يك منطقه، آلودگي هوا را تحت تأثير قرار مي دهند. باد با حركت افقي آلاينده را حمل و جابجا خواهد نمود. آلودگي حمل شده توسط سرعت رو به پايين باد، غلظت آلاينده‌ها در سطح زمين اساساً به اندازه و جهت باد و ميزان افت بستگي دارد. تغيير درجه حرارت هوا با افزايش ارتفاع سبب حركت نسبتاً سريع آلاينده‌ها مي‌گردد. ناهمواري موجود در زمين و موانعي مانند كوه‌ها و غيره بر انتشار آلاينده‌ها اثرمي‌‌گذارد. بسته به شرايط محلي و مكاني، توپوگرافي ممكن است مفيد يا زيان‌آور باشد. بررسيها نشان مي دهد حداكثر سرعت باد در ارتفاع 10 متري سطح زمين جريان دارد و توپوگرافي و عمودي سازي ساختمانها در هدايت باد (تخيله جزيره گرمايي و آلودگي) و يا كاهش سرعت آن نقش اساسي دارند.

  اگرچه نمونه برداريهاي سيار حفاظت محيط زيست نشان مي‌دهد در برخي از ميادين شهرهاي پرجمعيت و پررفت و آمد با جمعيت بالاي ۲۵۰ هزار نفر آلودگي‌هاي موضعي وجود دارد كه بايد به فضاي سبز شهري توجه ويژه‌اي كرد، ولي آلودگی شهر اردبیل بسیار شدید نیست اما اگر نسبت به راههای جلوگیری از آلودگی هوای شهر اهمیتی داده نشود در سال های آتی آلودگی هوای شهر اردبیل نیز جزء مهمترین مشکلات  این شهر خواهد بود.

بطور كلي از مجموع  شش نوع الاینده كه به دو دسته ی اولیه و ثانویه تقسیم میشود،آلاینده های اولیه مستقیماً در اثر منابع به محیط وارد میشوند و شامل پنج آلاینده ی مونوکسید کربن، دی اکسید نیتروژن، دی اکسید گوگرد، ذرات معلق با قطر کمتر از 10 میکرون و سرب است. آلاینده های ثانویه که در اثر فعل و انفعالات موجود در هوای اطراف زمین به وجود میایند در اين تحقيق بدليل اثرات بيشتر خودروهاي سواري به منواكسيد توجه گرديده است. گسترش شهر، افزايش جمعيت و رشد بي رويه صنعت بويژه شهرك صنعتي شماره 1 اردبيل طي چند دهه ي گذشته سبب پيامدهاي منفي مانند تغييرات اقليمي در مقياس ميكرو، از بين رفتن پوشش گياهي و آلوده شدن هوا، آب، خاک و بطور کلي محيط زيست شهر شده است. همچنين هواي شهر به واسطه ي ذرات گرد و غبار به هنگام وزش بادهاي شديد آلوده مي شود علت وجود گرد و غبار در هوا، از بين رفتن پوشش گياهي بر اثر بهره برداري هاي بي رويه بوده و كمبود يا توسعه نامتناسب فضای سبز و همچنين فضاهاي خالي باير میتواند از علل الودگی بحساب اید. بطور کلی در آلودگی هوای شهر اردبیل عوامل انسانی و طبیعی دخیل بوده ولي ترافیک از مهمترین عوامل انسانی و شرایط اقلیمی از جمله باد از عوامل طبیعی موثر در الودگی شهر اردبیل بويژه در جنوب غربی اردبیل بحساب می آید. جريانات غربي پس از رسيدن به غرب استان اردبيل يا با برخورد به كوهستان سبلان كاناليزه شده و در حاشيه جنوبغربي كوه سبلان جهت شمالغربي به جنوب شرقي مي گيرد و پس از رسيدن به دشت اردبيل بدليل اثرات باد شرقي (خزري) مجدداً جهت جنوغرب به شمال شرقي گرفته و هنگام رسيدن به شهر اردبيل باعث وزش باد از جنوب غربي با نام محلي گرميج در اين شهر ميشود و يا با صعود از ارتفاعات سبلان موجب بارندگي اروگرافيكي رطوبت خود را از دست داده و به صورت هواي خشك و گرم از دامنه هاي جنوب شرقي سبلان سرازير شده و موجب خشكي هواي بخش رضي (ارشق) مي گردد (آزاد، 1385). مطابق شكل 2 باد از دو عارضه سطحي (دره بالخلو و قوريچاي) وارد اردبيل مي گردد كه نوك اين جريان هوايي شهرك كوثر، شهرك نادري و كارشناسان مي باشد كه بدليل زراعت ديم و فقدان پوشش مناسب در فصل پاييز و زمستان كه (مطابق بررسيهاي قبلي) شدت باد زياد است فرسايش بادي انجام مي گيرد و متناسب با جهت خيابانها و ارتفاعات ساختمانها به داخل شهر كشيده مي شود و مي توان گفت كانون آلودگي اين شهركها و اطراف آن مي باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 10:10  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

نقش فضای سبز در آلودگی هوای شهر اردبیل

مقدمه

فضاي سبز بخشي از سيماي شهر داراي ابعاد زيست محيطي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي بوده و گستردگي ابعاد اين امر پژوهش دقيق و همه جانبه را طلب مي نمايد. ضروريات مذكور ايجاب مي کند که در پاسخ گويي به نيازها, مطالعات لازم صورت گيرد تا راه حل هاي مناسب و امکان پذير به دست آيد. در کشور ما به دو دليل اعتقادي و همچنين اقليمي، استفاده از درخت و فضاي سبز همواره در طول تاريخ مورد توجه قرار داشته است. تقدس آب و گياه بنا به وجه تشابه آن با بهشت، و نيز بدليل گرم و خشک بودن اقليم کشور، استفاده از فضاي سبز را در مقياس هاي مختلف از حياط منازل گرفته تا باغچه ها و باغ ها و اراضي اطراف شهر و زيارتگاه ها و تفرجگاه ها به عنوان يک نياز طبيعي اساسي مطرح مي نموده است.

هر روزي که از سن کره زمين سپري مي شود به واسطه دست درازي به طبيعت و بهره برداري بدون حساب و کتاب انسان امروزي از منابع طبيعي عرصه براي زندگي مطلوب بشر و ساير جانداران بر روي اين کره خاکي تنگ تر مي شود كه نه تنها ساخت و سازهاي بي رويه، باغچه ها، باغ ها و فضاهاي بکر طبيعي را در خود مي بلعند بلکه روز به روز در هجوم بي امان عوارض كانون جمعيتي(شهري)، پهنه هاي طبيعي بيرون از شهرها نيز نابود مي شوند.

 از سوي ديگر ورود بيش از حد عناصر شيميايي به چرخه زندگي انساني نه تنها تفريح، رفاه و تفرجگاهها كم رنگ تر مي گردد بلكه سلامتي انسان تهديد مي گردد و اهميت مسائل آلودگي هوا به نوع و اندازه آلاينده به جامد يا مايع يا گاز بودن آن بستگي دارد. همچنين بستگي به انرژي يا صدا يا گرما يا راديو اكتيويته يا تركيبي از اين عوامل دارد. واكنش بين آلاينده‌ها در اتمسفر بسته به خصوصيات آلاينده‌ها ممكن است مقدار آلاينده در اتمسفر را افزايش يا كاهش دهد.

 

آلودگي هوا

انواع متعددي از آلاينده‌ها در اثر فعاليتهاي طبيعي و مصنوعي ناشي از فعاليت هاي بشر كه در زمين انجام مي‌گيرد، وارد اتمسفر مي‌گردند، بطور كلي آلودگي هوا بمعني حضور يك ماده خارجي در هواست. بر اساس يكي از تعاريف، آلودگي هوا عبارتست از وجود هر نوع آلاينده اعم از جامد، مايع، گاز و يا تشعشع پرتوزا و غيرپرتوزا در هوا به تعداد و در مدت زمانيكه كيفيت زندگي را براي انسان و ديگر جانداران به خطر اندازد و يا به آثار باستاني و اموال خسارت وارد آورد. چگونگي ورود آلاينده‌ها و همچنين سرعت آزادسازي آلاينده‌ها به اتمسفر بر آلودگي هوا تأثير دارد. آلاينده‌ها ممكن است بطور متناوب يا پيوسته يا دوره‌اي آزاد شوند يا از يك منبع يا از چندين منبع يا از منابع نقطه‌اي و غيرنقطه‌اي آزاد شوند. همچنين پراكندگي آلاينده‌ها به طريقه ورود آنها به اتمسفر بستگي دارد.

 جدول‌هاي 1-1 و 2-1 تركيب شيميائي هواي تميز و همين طور مقايسه تركيب هواي تميز و آلوده را نشان مي‌دهد.

جدول 1-تركيب شيميايي هواي خشك اتمسفر تميز

ماده

غلظت بر حسب درصد حجمي

غلظت بر حسب ppm

نيتروژن

78.09

780900

اكسيژن

20.95

209500

آرگون

0.93

9300

دي‌اكسيد كربن

0.032

320

نئون

0.0018

18

هليوم

0.00052

2/5

متان

 

2/1

كريپتون

 

5/0

هيدروژن

 

5/0

گزنون

 

08/0

دي‌اكسيدنيتروژن

 

02/0

ازن و غيره

 

01/0 تا 04/0

 

جدول 1-2 مقايسه تركيب هواي تميز و آلوده

آلاينده

هواي تميز (ppm)

هواي آلوده (ppm)

SO2

0.001-0.01

2/02/0

CO2

330-310

700-350

CO

1 <

200-5

NOx

0.001-0.01

.0.01-0.5

HC

1

20-1

ذرات (µg/m3)

20-10

700-70

كلاوسون يكي از دانشمندان علوم محيطي عصر حاضر معتقد است كه استاندارد فقط يك راهنماي كلي است و نه يك دستورالعمل صريح كه سودمندي آن فقط در اين مفهوم قابل ارزيابي مثبت است.

- ‌شاخص استاندارد آلودگي (PSI)

 كميت Standard Index) PSI Pollutant ) استانداردي است كه براي گزارش روزانه كيفيت هوا مورد استفاده قرار مي‌گيرد و معمولاً از پنج آلاينده منواكسيدكربن، ازن، دي‌‌اكسيدنيتروژن، دي‌اكسيدگوگرد و ذرات معلق استفاده مي‌گردد. با توجه به غلظت آلاينده‌‌ها و استانداردهاي بهداشتي سازمان حفاظت محيط زيست امريكا EPA، غلظت آلاينده‌ها به يك مقياس عددي بين صفر تا پانصد PSI تبديل مي‌گردد. PSI از اين نظر كه غلظت آلاينده‌ها را بر اساس يك مقياس واحد مي‌سنجد، ارجحيت دارد.

 

جدول 1-6‌ رابطه بين غلظت آلاينده‌ها و PSI

PM-IO(µg/m3)

 24hr

SO2(ppb)

24hr

NO2(ppb)

1hr

O3(ppb)

1hr

CO(ppm)

8hr

PSI

0،00

0،00

0،00

0،00

0،00

0

75،00

30،00

150،00

60،00

4،50

50

150،00

140،00

300،00

120،00

9،00

100

375،00

300،00

600،00

200،00

15،00

200

625،00

600،00

1200،00

400،00

30،00

300

875،00

800،00

160،00

500،00

40،00

400

1000،00

1000،00

2000،00

600،00

50،00

500

 

با توجه به ميزان شاخص و جدول زير، مي‌توان به كيفيت هوا در 24 ساعت گذشته پي برد.

جدول2-6 ميزان شاخص PSI

وضعيت هوا

PSI

پاك

50-0

سالم

100-50

ناسالم

200-100

بسيار ناسالم

300-200

خطرناك

300 <

                                                              

كيفيت هوا را با توجه به شاخص هر يك از آلاينده‌ها مي‌توان گزارش نمود. ولي براي وضعيت كلي هوا از شاخص ماكزيمم، يعني بالاترين PSI كه معمولاً متعلق به آلاينده CO يا pM-10  مي‌باشد، استفاده مي‌شود.

- استانداردهای فضای سبز

قانون گذاران، طرح ريزان، مديران، مسولين امور شهرها، عموما در صدد يافتن پاسخي براي اين پرسش هستند كه براي برآورد نيازهاي مردم يك شهر چقدر فضاي سبز، پارك يا تفرجگاه يا فضاي باز مورد احتياج است؟ حدود معقول فضاي سبز چقدر است؟آيا فضاي سبز شهرها با يكديگر قابل قياس هستند؟آيا ميتوان استانداردي براي همه شهرها تعيين كرد؟ ميزان استطاعت يك شهر براي عرضه (فضاي سبز يا تفرجگاه) رقابت تقاضاي تفرجگاهي با تقاصا يا نياز به ساير خدمات عمومي (در جايي كه از نظر تخصيص بودجه عمومي يكسان باشند و مقايسه آنها با يكديگر)تفاوت در تلقي عام و خاص از تفرجگاه ها (از نظر ميزان ضرورت) و عواملي از اين قبيل استانداردها را در سطح يك راهنما ي كلي محدود مي كنند و هر جامعه اي بايد خودش نياز شهروندان خود را از نظر ميزان فضاي سبز و نوع تفرج تعين كند.  با توجه به موارد بالا ميتوان گفت امكان تعيين استانداردي قابل قبول براي كشورهاي مختلف عملاً وجود ندارد. حتي نميتوان در گستره يك كشور نيز گسترش يا حجم استانداردي از فضاي سبز را براي شهرها ي مختلف آن پيشنهاد كرد. به طور كلي آگاهي از استانداردهاي مختلف ارائه شده نيز تنها همچون يك راهنما بايد مورد استفاده قرار گيرند و قابل تعميم به مناطق  مختلف نيستند. ميزان فضاي سبز بايد از نظر توزيع مكاني و گسترش و نوع با جمعيت تراكم ساختماني شهر و نيازهاي جامعه شهري و نوع شهر از نظر وظيفه (شهر تجاري، توريستي و صنعتي)تناسب داشته باشد. جنبه هاي مختلف عملكرد فضاي سبز در شرايط مختلف اهميتي متفاوت پيدا مي كند و حتي اشكال مختلف فضاي سبز در شرايط جغرافيايي متفاوت از نظر چيرگي نوع گياهان و نياز جوامع فرق مي كند. در منطقه اي ممكن است اهميت اثرات اكولوژيكي يا تاثيرات زيست محيطي فضاي سبز نسبت به اثرات رواني و زيبايي آن ضرورت بيشتري پيدا كند. مثلاً در شهرهاي صنعتی اثرات  ‌فضاي سبز در بهبود شرايط زيست محيطي مي تواند ديگر جنبه هاي فضاي سبز را تحت الشعاع قرار دهد. به همين دليل تاثير سودمندي درختان در كاهش گردوغبار، آلودگي هاي شيميايي هوا و آلودگي صدا، چيرگي درختان را در دستور كار قرار دهد. در اقليم هاي مرطوب كه امكان رويش درختان با سهولت بيشتري وجود دارد و نيازي به تلطيف هوا يا كاهش دماي محيط، توليد اكسيژن و. .. وجود ندارد، ممكن است نياز رواني جوامع به ساير اشكال فضاي سبز كه يكنواختي محيط را بر هم مي زنند بيشتر باشد و در اين صورت عامل زيبايي شناسي در شكل گيري فضاي سبز شهري نقش بيشتري پيدا مي كند. علاوه بر اين قابليت ها و امكانات منطقه اي در گسترش يا محدوديت ساير اشكال فضاي سبز (تفرجگاه هاي جنگلي، پارك هاي پيرامون شهري، تفرجگاههاي خارج از شهر)نيز كاملا موثر است.

 

ويژگيهاي محدوده مطالعاتي

           استان اردبیل با مساحت ۱۷۹۵۳ کیلومتر مربع (حدوداً ۱٫۰۹ درصد از مساحت کل کشور)، بخشي از فلات مثلثي شكل ايران در شرق فلات آذربايجان واقع ميباشد كه حدود  آن داراي بافت كوهستاني با اختلاف ارتفاع 4769 متر بوده است. مرتفع ترين نقطه استان، قله سبلان با ارتفاع تقريبي4811 و پست ترين آن دشت مغان با ارتفاع 40 متر از سطح درياهاي آزاد ميباشد. اقليم استان اردبيل بطور عمده به چهارعامل ارتفاع، عرض جغرافيايي، منابع آبي و توده هاي هواي مهاجر بستگي دارد كه در مقياس متوسط داراي اقليم سرد خشك مي باشد.  جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵  برابر یک میلیون و ۲۲۸ هزار نفر می‌باشد. مرکز این استان شهر اردبیل بوده و بر طبق آخرین تقسیمات کشوری، شامل ۹ شهرستان، ۲۵ بخش، ۲۱ شهر و ۶۶ دهستان می‌باشد. این استان در سال ۱۳۷۲ از استان آذربایجان شرقی جدا و به استانی مستقل تبدیل شد كه از شمال به جمهوری آذربایجان، از سمت غرب به استان آذربایجان شرقی، از شرق به استان گیلان و از سمت جنوب به استان زنجان محدود شده‌است.  

مهمترين سطوح آبي استان شامل: رودخانه هاي قزل اوزن، ارس، دره رود، قره سو، بالخلوچاي، خياوچاي، سنگ آبادچاي و هروچاي بوده و تالاب هاي استان شامل پته خور، يامچي، سبلان، سقزچي، ليكوان، ايلخچي، قره قشلاق، ميل و مغان، سد كشت و صنعت مغان، شورابیل، نئور، شورگل،طاوس گلي،دوشانلو،گيلارلو،آقزمان، سربند، قره قيه، سحران گل، نوشهر، آلوچه، کمی‌آباد، ملااحمد، توپراقكندي و  مرداب قره‌سو بوده كه 65% از تالابهاي استان در اطراف شهر اردبيل واقع شده است(آزاد،1386).

جنگل‌های اطراف جاده آستارا به اردبیل موسوم به گردنه حیران مجموعه جنگل‌های فندق‌لو، پیکره سنگی بابا داوود عنبران، اندبيل خلخال، ايني گرمي، انزان مشكين و مناطق جنگلي آق داغ از جمله جنگل‌های واقع در استان اردبیل هستند.

استان اردبيل با هجوم توسعه کانون هاي جمعيتي و توسعه صنعتي روز به روز تحت تاثير عوارض آن از جمله انبوه زباله، کارگاه ها و کارخانه هاي صنعتي، حجم زيادي از خودروها و ده ها پديده ديگر در حال عقب نشيني از عرصه طبيعي و سقوط به چرخه مصنوعي مي باشد.

آب، خاک و هواي اين استان که تا سال هاي نه چندان دور ساکنان شهرهاي بزرگ ايران را براي گذران چند روزي از تعطيلات وسوسه مي کرد در مقابل هجوم انواع آلاينده هاي زيست محيطي قرار گرفته است و سکوت آرامش بخش حاکم بر فضا هاي طبيعي و گردشگري منطقه روز به روز به بخش کوچکتري محدود مي شود.

روستاهاي استان اردبيل که روزگاري نقش مهمي در توليد فرآورده هاي غذايي بدون پس مانده داشتند با رواج زندگي مصرفي اکنون شکل ظاهري شهرها را به خود گرفته اند با اين تفاوت که بعضي امکاناتي که در شهرها هست در روستاها موجود نمي باشد. پوشش انبوه جنگلي که تا چند قرن قبل سرسبزي آن از دامنه هاي سبلان تا منتهي اليه شمال غربي چين خوردگي هاي البرز امتداد يافته بود در عصر حاضر فقط به بخش کوچکي از استان اردبيل محدود شده است.

ساکنان شهرک ها، خيابان ها و محلات حاشيه اردبيل که در دهه هاي اخير احداث شده اند شايد به سختي باور کنند که منزل مسکوني و يا مغازه آنان را روي زمين هايي ساخته اند که زماني بخشي از اين جنگل ها بوده اند. اما کتاب ها و منابع تاريخي، گفته هاي کارشناسان و دقت در بعضي از اشعار و داستان هاي کوتاه محلي که سينه به سينه طي ساليان متمادي به نسل امروزي انتقال يافته اند، اين موضوع را تاييد مي کند که مکان هاي مذکور زماني جنگلي انبوه بوده اند.

جنگل هاي اردبيل در زمان حاضر تا فاصله 25 کيلومتري شرق اين شهر عقب نشيني کرده و به شکل تنک که گونه غالب آن درخت فندق است مشاهده مي شوند .براي رسيدن اين استان به ميانگين سرانه جنگل هاي کشور بايد سالانه 190 هزار هکتار جنگل ايجاد شود که مجموع اعتبار مورد نياز براي اين منظور در چشم انداز 20 ساله سه هزار و 800 ميليارد است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 9:49  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

جنگل آلادزگه فندقلو محل مناسب گردشگران طبیعت

نمين از شهرهاي باستاني و قديمي استان اردبيل است و بدليل اهميت و موقعيت آن، روزگاري مقر حاكم نشين بخش هايي از حوزه اطراف خود بوده است. شهر نمين امروزي داراي دو قسمت متمايز از هم، از نظر هويت شهري است. بخش قديمي و سنتي با كوچه هاي تنگ و باريك و جسته و گريخته خانه هاي قديمي متعلق به بازماندگان خانواده مير مصطفي خان و نزديكان وي كه هنوز در اين شهر برجاي مانده اند و برخي از خانه ها بدليل تعدد وارث و پراكندگي آنها در نقاط مختلف در حال تخريب و ويراني هستند. بخش نوساز شهر نمين كه فاقد هويت معماري و شهرسازي قابل توجه بوده و همانند ديگر شهرهاي نوبنياد جاذبه تماشايي خاصي ندارد

منطقه مطالعاتي ادامه جنگل سر سبز هيركاني شمال كشور بوده كه بدليل وضعيت توپوگرافيكي حوضه آبريز آق چاي در گيلان (مرز بين شهرستان نمين و آستارا) و ارتفاع نسبتاً پايين در قسمتي از سرآب اين حوضه آبريز و وجود دالان نفوذ رطوبت خزر از اين ارتفاعات، اقليم خاص و به تبع آن تنوع بيوكليمايي منحصر به فرد ايجاد نموده است و ارتفاع و اقليم ويژه مذكور موجب تنوع گونه اي زياد گرديده و از نظر نوع گونه با جنگل شمال تفاوت دارد. بطوريكه تحت عنوان جنگل فندوق مشهور بوده است و سابقاً جهت تهيه ذغال و چيدن فندوق در شهريور ماه در سطح محلي مورد بهره برداري قرار مي گرفت. با توجه به روند رشد جمعيت شهرها و با استان شدن اردبیل و توسعه شهر اردبیل و صنعت توریسم در این استان قابلیت های گردشگری موجود یکی پس از دیگری مورد بهره اهالی و مسافران قرار گرفت و جنگل فندقلو نیز بدلیل كمبود فضاي تفريحي و فضاي سبز در شهرستان نمين، اردبيل و همچنين بدليل نزدیکی به شهر اردبیل و نمین و موقعیت آن نسبت به جاده اصلی اردبیل– تهران مورد توجه خاص از نظر گردشگري قرار گرفت و اداره كل منابع طبيعي جهت ساماندهي و مديريت فعال، امكانات زير ساختي از قبيل سرويس بهداشتي، آب لوله كشي و آلاچيق و ... ايجاد نموده است. ولي در سالهاي اخير تعداد مراجع كنندگان به حدي رسيده كه نه تنها آن محدوده را از حالت طبيعي خارج نموده، بلكه موجب آلودگي شديد و تخريب جنگل مذكور گرديده است و مسئولان را برآن داشته كه جهت حفظ ارزش اكولوژيكي، فرهنگي، اقتصادي و گردشگري منطقه مذكور مناطق مستعد ديگر در اين زمينه شناسايي و جهت بهره برداري امكانات زير ساختي فراهم گردد و این محدوده بدلیل وجود پتانسیل زیاد اکوتوریستی و سابقه بهره برداری توریستی، جهت کاهش فشار بر سایر قسمت های جنگل فندقلو، بعنوان منطقه نمونه گردشگری مورد مطالعه قرار گرفته است.

محدوده مطالعاتی قسمتی از جنگل فندقلو بوده که در جنوب آن قرار دارد. این منطقه بدلیل وجود جنگل، سالیان سال مورد استفاده جنگل نشینان، جهت تولید زغال قرار گرفته بود، که بدلیل استفاده بی رویه وسعت آن فوق العاده کاهش یافته و به همین دلیل در دهه های اخیر مسئولان منابع طبیعی و حفاظت محیط زیست استان را برآن داشته که از ذغالگیری جلوگیری نمایند. با توجه به فشار مضاعف مسافران به قسمت شمالی جنگل فندقلو، بدلیل وجود امکانات توریستی و وضعیت جنگلی روز به روز نه تنها از وسعت جنگل کاسته می شد، بلکه ضعف مدیریت و فقدان برنامه ریزی موجب آلودگی شدید خاک جنگل مذکور گردیده است. بر اساس بررسی های به عمل آمده در ارتباط با سابقه و پیشینه منطقه مطالعاتي منابع اطلاعاتی ذیل مورد شناسایی قرار گرفت:

- طرح جامع منابع طبیعی جنگل فندقلو - اداره کل منابع طبیعی استان اردبیل

- طرح ذخیره گاه جنگلی فندقلو - وزارت جهاد کشاورزی - اداره کل منابع طبیعی استان اردبیل

-  طرح جامع گردشگری استان اردبیل که توسط معاونت پژوهشی دانشگاه تهران تهیه شده است که به عنوان طرح فرداست مطرح است.

- طرح توریستی و تفریحی فندقلو - گزارش کار شماره1 شرکت مهندسین مشاور پیشگامان ارگ

- طرح راهبردی - گردشگری سرعین - گروه مهندسین مشاور آذر شیز

- مطالعه و طراحی مجموعه تفریحی، توریستی و ورزشی سد گیلارلو گرمی- مهندسین مشاور سبز سامانه

- طرح جامع توسعه گردشگری قطب سبلان (فندقلو) - مهندسین مشاور نگین گستر اندیشه

- مقاله ای تحت عنوان" تاثیر منطقه توریستی فندقلو بر مقاصد برنامه ریزی شهری در اردبیل"

- فصلنامه پژواک ساوالان شماره دوم، زمستان 1383

- طرح مطالعات جامع توسعه استان اردبیل - سازمان برنامه و بودجه استان اردبیل

- طرح احياء و رها سازي گونه جانوري مرال توسط حفاظت محيط زيست در سال 1388

- مطالعه شناسایی، قابلیتها و پتانسیلهای توسعه استان اردبیل در بخش توریسم - سازمان برنامه و بودجه استان اردبیل

2-1- مشخصات جغرافیایی (محدوده منطقه)

شهرستان نمين به مركزيت شهر نمين در ضلع شرقي استان اردبيل به مساحت 1037 كيلومتر مربع با سه بخش و 7 دهستان جمعيتي بالغ بر37781 نفر بر اساس آمار نامه سال 1385 دارد، كه 38.8 % ساكن شهري و 61.2% آن ساكن روستا مي باشد.

اين شهرستان شمالاً با شهرستان مشگين شهر، شرقاً با كشور جمهوري آذربايجان و استان گيلان، جنوباً و غرباً با شهرستان اردبيل هم مرز است و در مختصات11 48 تا 42 48 در06 38 تا  39 38 درجه شمالي قرار دارد. شهر نمين  با 20 كيلومتر از مركز استان يعني شهر اردبيل فاصله دارد و در يك كيلومتري جاده اصلي و مهم استان يعني اردبيل–تهران استقرار دارد. بخش ويلكيج با مركزيت شهر آبي بيگلو، يكي از بخش هاي شهرستان نمين در قسمت جنوب اين شهرستان قرار داشته و با 312.2 كيلومتر مربع وسعت،30% مساحت شهرستان نمين را در بر مي گيرد و داراي دو دهستان و 25 آبادي با جمعيتي بالغ بر 18707 نفر مي باشد كه 49.5 % جمعيت شهرستان را شامل مي شود. اين بخش شمالاً با بخش مركزي شهرستان نمين، شرقاً با استان گيلان، جنوباً و غرباً با شهرستان اردبيل هم مرز مي باشد. شهر آبي بيگلو در قسمت شمال بخش ويلكيج و ما بين شهر اردبيل و نمين با فاصله 19 كيلومتر قرار گرفته است كه جاده اردبيل–آبي بيگلو پر رونق تر از جاده آبي بيگلو- نمين مي باشد.

عرصه جنگلی آلادزگه بخشی از جنگلهای شرق استان اردبیل به شمار می رود که دنباله جنگلهای نیمه گرمسیری گیلان می باشد. این محدوده جنگلی به مختصات جغرافیایی َ12 ْ 38 عرض شمالی و َ32 ْ48 طول شرقی در سطحی به طول تقریبی 25 کیلومتر پراکنده شده است که از شرق خانقاء علیا واقع در مسیر جاده بین شهری نمین و آستارا شروع و با جهت شمال غربی - جنوب شرقی و شرق روستای حور خاتمه می یابد. جنگل آلادزگه در سرتاسر گستردگی خود از جانب غرب به اراضی مزروعی و با فاصله کوتاهی به روستاهای کوهپایه ای منتهی می شود. این روستاها عبارتند از: آلادزگه، دورجین، آلادیزگه، گرمه چشمه، نیارق،  این موقعیت سبب گردیده است که این جنگل از راههای مختلفی قابل دسترسی باشد.مساحت محدوده بلافصل آلادزگه 182 هکتار می باشد که تحت پوشش عرصه های جنگلی قرار دارد عرصه های جنگلی در سطح مذکور به صورت پیوسته و یکپارچه هستند. که قسمتی از جنگل معروف فندقلو در شهرستان نمین بوده ، که در شرق روستای آلادزگه و در جنوب شرق شهر آبی بیگلو و همچنین شرق استان اردبیل و متصل به مرز گیلان قرار دارد. محدوده مستقیم مورد مطالعاتی به مساحت 787.4 هکتار (با در نظر گرفتن حریم یک کیلومتری در داخل استان) به فاصله یک کیلومتر از روستای آلادزگه، چهار کیلومتر از شهر آبی بیگلو، 20 کیلومتر از شهر نمین و 21 کیلومتر از شهر اردبیل (فاصله هوایی )واقع شده است. این محدوده همانند سایر مناطق مرز شرقی استان جزء ارتفاعات البرز غربی (تالش) بوده که حداکثر ارتفاع آن 1380 متر و حداقل آن 1340 متر از سطح دریاهای آزاد بوده و جزء حوضه آبریز رودخانه قره سو از شعبات رودخانه دائمی ارس می باشد.محدوده جنگلی آلادزگه در مختصات 290201 متر تا 293799 متر شرقی و 4240085 متر تا 4243973 متر شمالی بر اساس سیستم UTM بوده است. این محدوده شمالا به جنگل مهدی پستی و جنگل فندقلوی آرپاتپه، شرقا به مرز و ارتفاعات سرسبز استان گیلان،جنوبا به جنگل نیارق و همچنین اراضی روستای نیارق و غربا به اراضی روستاهای آلادزگه، دورجین و مهدی پستی کرگان متصل می باشد.

 

اكوسيستم كوهستاني منطقه آلادزگه متاثر از اقلیم توراني و مديترانه اي بوده و واقع شدن این منطقه بین اقلیم مرطوب گیلان و نیمه خشک اردبیل که موجب بارش اوروگرافیکی در محدوده می گردد و کوهستان سبلان (درغرب)که منبع ذخیره برف و سرماست، موجب تنوع اقلیمی و زیستی منحصر بفرد در این منطقه گردیده است. به دليل وضعيت طبيعي و زيستگاهي دارای تنوع گونه گیاهی زیاد، پناهگاه حيات وحش، زيستگاه و مامن مناسب براي انواع گونه هاي جانوري و گیاهی می باشد، بطوریکه گونه گیاهی نادر سوسن چلچراغ در شمال این محدوده نشان از اهمیت زیستی آن می باشد.

1-2-1-1 ویژگی های اقلیمی

آب و هوا تركيبي از عناصر و عوامل اقليمي است كه در طول زمان شرايط طبيعي و منظر خاصي را براي هر منطقه بوجود مي آورد. محدوده مورد مطالعه بخشي از دشت اردبيل است. اين دشت به عنوان يك دشت نسبتا مرتفع با متوسط ارتفاعي 1400 متر در بين دو كوهستان رشته تالش ويژگيهاي اقليمي آن ايفا مي كند . همچنين قرار گرفتن منطقه مورد مطالعه در محدوده عرض جغرافيايي 38 درجه تاثير زيادي در رژيم بارشي و ويژگيهاي رطوبتي اين منطقه به جا مي گذارد.

از ديدگاه كلي و در مقياس كلان اين منطقه همانند اكثر مناطق كشور از دو سيستم جوي متمايز در دوره سرد و گرم سال تاثير پذيري دارد. اين سيستمها به همراه موقعيت توپوگرافي منطقه وضعيت آب و هوايي ويژه اي را در دشت اردبيل حاكم مي نمايد كه از اين نظر زيستگاه اردبيل معروفيت خاصي در بين ايستگاه هاي هواشناسي كشور دارد.

-در منطقه مورد مطالعه ایستگاه هواشناسی وجود ندارد. بنابراین از داده های ايستگاه سینوپتیک و اطلاعات ایستگاه باران سنجی ده ايستگاه منتخب در اطراف محدوده مورد مطالعه برای بررسی عناصر اقلیمی منطقه استفاده شده است.

الف- دما

رژیم دمایی منطقه تحت تاثیر جریانات جوی و عوامل جغرافیایی، خصوصا ارتفاع و توپوگرافی می باشد. میانگین دمای سالانه 9/8 درجه سانتی گراد می باشد. مطابق نمودار 1-1 تغییرات متوسط دمای ماهانه بین 7/1- در بهمن تا 8/17 درجه سانتی گراد در ماههای تیر و مرداد در نوسان است. دامنه نوسان دمای متوسط روزانه به 3/21 درجه سانتی گراد و دامنه نوسان دماهای میانگین حداکثر و دمای میانگین حداقل به 1/31 درجه سانتی گراد می رسد در طول دوره آماری مذکور تنها 2 ماه تیر و مرداد دماهای زیر صفر و صفر را تجربه نکرده اند و 9 ماه از بروز بخیندان در ایستگاه اردبیل مشاهده شده است.

جدول 2-1 نشان مي دهد حداقل مطلق دما در ایستگاه اردبیل به 39 درجه سانتی گراد و حداقل مطلق به 4/31 درجه سانتی گراد زیر صفر می رسد. یعنی در این ایستگاه بیش از 70 درجه سانتی گراد اختلاف دما بین گرم ترین روز تابستانی با سردترین شب زمستانی وجود داشته است. با توجه به داده ايستگاههاي منتخب وگرادیان دمای منطقه مورد مطالعه می توان نتیجه گرفت که اختلاف دما بین پست ترین و مرتفع ترین نقاط منطقه حدود 5/ درجه سانتی گراد می باشد. بر اساس شكل 4-1دماي متوسط محدوده مورد مطا لعه 5/9 درجه سانتيگراد مي باشد كه يكي از دلايل بالابودن دماي اين منطقه از ايستگاه اردبيل تاثير پذيري آن از دماي هواي آستارا بدليل نزديكي و نفوذ گرما و رطوبت از طريق دالانهاي موجود بين ارتفاعات و همچنين تعديل دما مي باشد كه خود محدوده آلادزگه در سرآب حوضه آبريز آغ چاي از شعبات درياي خزر قرار دارد.

 محدوده مورد مطالعه با برخورداري از عرض جغرافيايي نسبتا بالا و موقعيت خاص جغرافيايي اين امكان را داراست كه تمام ماه هاي سال كم و بيش از دريافت بارش بهره مند شود. بررسي جدول 4-1 مقادير سالانه بارش نشان مي دهد كه دامنه تغييرات بارش زياد مي باشد. بررسي هاي آماري حاكي از آن است كه كم ترين ميزان بارش طي دوره آماري مذكور، 4/220 ميلي ليتر و بيش ترين تعداد بارش 7/371 ميلي ليتر بوده است. به عبارت ديگر بين كم ترين و بيشترين سال بيش از 151 ميلي ليتر تفاوت بارش كه گاهگاه با خشكسالهايي در منطقه همراه بوده و اثرات زيادي بر روي جريان هاي آب هاي سطحي و زيرزميني دارد. رژيم بارش در ايستگاه اردبيل از توزيع ماهانه نسبتا متعارفي برخوردار است. به استثناي ماه هاي جولاي، آگوست و سپتامبر (تير، مرداد و شهريور) كه بارش ناچيزي دارند، ساير ماه ها از بارش نسبتا يكنواختي نسبت به فصول سال برخوردارند. برابر جدول 5-1 پارامترهاي اقليمي ايستگاه سينوپتيك اردبيل و سايرايستگاههاي منتخب، میزان متوسط بارش سالانه در ایستگاه نمین بیشتر از ایستگاه های اردبیل و سامیان ثبت شده است. نظر به اینکه نزدیکترین ایستگاه به منطقه مورد مطالعه دو ایستگاه اردبيل و نمین می باشد و وجود دالان نفوذ رطوبت از طرف درياي خزر و با لحاظ نمودن همبستگي بين ارتفاع منطقه و ميزان بارندگي میزان متوسط بارش سالانه در منطقه آلادزگه 470 میلی متر می باشد. بیشترین میزان بارش براي ايستگاه نمين در ماههای اردیبهشت و فروردین و کم ترین آن در ماه مرداد، همچنين بیشترین میزان بارش براي ايستگاه اردبيل در ماههاي مهر و ارديبهشت و كمترترين ميزان در مرداد و تير ریزش می کند. بررسی فصلی بارش های منطقه به ترتیب  بهار، زمستان، پاییز و تابستان با 8/36، 7029، 5/24، 0/9 درصد رتبه های اول تا چهارم را به خود اختصاص می دهند. بيش ترين تعداد بارش از نظر تكرار و همچنين بيش ترين تعداد بارش از نظر حجم در فصل بهار به ترتيب در ماه هاي فروردين با 6/41 ميلي ليتر، ارديبهشت ماه 3/38 ميلي ليتر و خرداد با 6/35 ميلي ليتر اندازه گيري شده است. اين نشان مي دهد كه ورود جبهه هاي هوايي باران زا با منشا غربي در فصل بهار در افزايش تعداد بارش نقش بسزايي دارد. نوسانات بارش ماهانه از 3/3 ميلي ليتر در ماه آگوست (مرداد) تا حداكثر 6/41 ميلي ليتر در ماه بارش در تغيير است. با توجه به شكل 5-1 همباران محدوده مطالعاتي ميزان بارندگي اين منطقه 450 ميليمتر مي باشد

 

بررسي داده هاي حداقل دما در طول دوره آماري مورد مطالعه نشان مي دهد كه ايستگاه اردبيل تنها سه ماه (ژوئن، جولاي، آگوست) دماهاي زير صفر را تجربه كرده اند و براي 9 ماه از سال احتمال وقوع يخبندان وجود دارد. در جدول 6-1 مجموع دوره هاي يخ بندان ايستگاه اردبيل از سال 1994 تا 2003 ارائه شده است.در طول دوره آماري ايستگاه مذكور تعداد متوسط روزهاي يخبندان در سال 123 روز مي باشد. بيشترين تعداد روزهاي يخبندان با 158 روز در سال 1995 و كم ترين آن با 94 روز در سال 2001 اتفاق افتاده است. همچنين ماه ژانويه با متوسط 27 روز بيش ترين، سپتامبر با ميانگين 4/0 روز كمترين تعداد روزهاي يخبندان را به خود اختصاص مي دهند. به عبارت ديگر حدود 22 درصد از يخبندان هاي سالانه در ماه ژانويه بروز مي كند.

 منطقه فندقلو به دلیل قرار گرفتن بین دو اقلیم کاملا متفاوت (اقلیم نیمه خشک اردبیل و مرطوب جنگلی گیلان) دارای اقلیم معتدل و نیمه مرطوب با تابستان معتدل و مطبوع است. از لحاظ ساختار کوهزایی جزء ارتفاعات باغرو بوده و به دلیل نفوذ رطوبت خزری از لحاظ پوشش گیاهی به ویژه مرتعی و حتی جنگلی از وضعیت خوبی برخوردار بوده، به طوری که یک منطقه اکوتونی محسوب میشود. مراتع استپی همراه با نوار جنگلی که ادامه جنگلهای نیمه گرمسیری گیلان می باشد در این ناحیه دیده میشود جنگل فندقلو با حداقل 19 گونه جنگلی و با گونه های غالب فندق، ازگیل و بلوط به صورت نوار کم عرض و باریکی به عنوان یک تفرجگاه طبیعی مطرح است.

در اين منطقه بر اثر چراي بي رويه و مفرط دامها، امكان توالي در اين منطقه كاهش يافته و امكان رسيدن به منطقه به نقطه كليماكس وجود ندارد و سير تحول قهقرايي

بيشتر خودنمايي مي كند كه ناشي از تاثيرات اتوژنيك مي باشد

  با توجه به وضعيت اقليمي و پوشش گياهي، توليد ناخالص

 بيشتر از تنفس است ولي عدم نظارت بر ظرفيت دام بر مرتع

توليد ناخالص صرف توليد خالص مصرف كننده مي گردد.

- محیط بیولوژیک:

با توجه به بررسی های انجام شده و اطلاعات حاصل از بررسیهای زیست محیطی فیزیکی، منطقه آلادزگه بخشی از اکوسیستم جنگلی ناحیه شرقی شهرستان نمین محسوب می شود که به وسیله رودخانه قره سو از دشت اردبیل جدا می گردد. از لحاظ فاز زیست شناختی غنی بوده و رویشگاههای گیاهی و جانوری در آن بسیار مناسب و مهم تلقی می گردد. لیکن در گسترده این اکوسیستم منطقه ای که تحت نظارت ویژه سازمان حفاظت محیط زیست باشد، اعم از منطقه شکار ممنوع، حفاظت شده، پارک ملی و اثر طبیعی ملی يا پناهگاه حياط وحش وجود ندارد، هر چند تالاب پته خور در نزدیکی های جنگل فندقلو جهت منطقه شکار ممنوع بودن در حال بررسی است.

 محیط زیست اجتماعی - اقتصادی و فرهنگی

         اجتماع، محور بوم شناسی است و به زندگی منظم گروهی که در منطقه ای سکونت نسبتا مستمر دارند اطلاق می شود و اقتصاد شامل کارهایی است که جامعه برای بقای اعضای خود انجام می دهد. در واقع مفهوم محیط زیست اجتماعی شامل شبکه روابط یک گروه انسانی با زمینه جغرافیایی خاص و محیط زیست سکونتگاههای انسانی شامل روستاهایی اطراف است که با محیط طبیعی خود به عنوان به وجود آورنده دارای فعالیتهایی است. علاوه بر آنها گردشگران که به سایت مذكور می روند در محیط زیست اجتماعی و اقتصادی سایت تاثیر بسزایی دارند که این محیط شامل شهر آبي بيگلو و روستاهای اطراف می شود که در نهایت در توسعه اقتصادی منطقه در سطح کلان موثر واقع می شود. لازم است برای حفظ محیط زیست پروژه های گردشگری که قرار است در این محدوده احداث شود مورد ارزیابی محیطی قرار گیرد.

الف-پوشش گياهي

         جنگل محدوده مطالعاتي حد وسط بین رویش های استپی اردبیل و جنگل سرسبز و انبوه هيركاني آستارا بوده که تغییر شدید میزان بارندگی (1300 میلی متر در آستارا و 340 میلی متر در اردبیل) و همچنین تغییرات خاک موجب بوجود آمدن این درختچه زارها شده است که فندوق نسبت به سایر درختچه ها برتری دارد. لیکن گونه های درختی هیرکانین مانند اوری، بلند مازو، کرپ گلابی و ممرز از جمله دیگر گونه های گیاهی فندقلو محسوب می گردد. رویش درختان جنگلی در سطح فندقلو به صورت پیوسته و یکپارچه نبوده، بلکه جنگل و مرتع به طور متناوب با یکدیگر و در محدوده های مشخص و جداگانه قرار دارد به طوری که جهت شیب های رو به شمال اکثراً جنگل و جهت های رو به جنوب مرتعی می باشد. مراتع بینابینی که معادل 72/72 درصد کل منطقه را در بر می گیرد. به علت برخورداری از نفوذ رطوبت خزری غنی بوده و از نوع درجه یک محسوب می شود. به طور کلی جنس فندوق سطح بیشتری از رویشگاه را اشغال کرده و گونه غالب به شمار می رود. تعداد 19 گونه جنگلی متعلق به 8 تیره و 17 جنس در جنگل فندقلو و آلادزگه شناسایی شده است. مساحت كل منطقه فندقلو حدود 4698 هكتار بوده كه از اين مقدار 913 هكتار پوشش جنگلي، 3553 هكتار مراتع تخريب نشده، 212 هكتار مراتع تخريب شده، 7 هكتار اراضي کشاورزي، 2 هكتار مستحدثات (مستثنيات قانوني اشخاص) و 11 هكتار نهالستان و تاسيسات اداره كل منابع طبيعي استان اردبيل مي‌باشد.

صخره ها، تپه ماهورها، بیشه زارها، دشت اردبیل، آبهای سطحی شور پته خور، کشت زارهای پایین دشت و انواع اکوسیستم های انسان ساخت، شماری از طیف و سیع تنوع زیستگاهی را در این منطقه تشکیل می دهد که هر یک محل زیست انواع خاص از گونه های حیات جانوری است. گونه هاي غالب اين منطقه به شرح جدول 7-1 بوده است.

جدول 7-1 گونه هاي درختي محدوده جنگلي فندوقلو

رديف

 

نام علمي

 

نام فارسي

1

 

Corylus avellana

 

فندق

2

 

Acer campester

 

افرا کرب

3

 

Carpinus betulus

 

ممرز

3

 

Fagus orientalis

 

راش

4

 

Quercus castaneifolia

 

بلوط بلندمازو

5

 

Quercus macranthera

 

بلوط اوري

6

 

 

Fraxinus sp

 

زبانگنجشگ

محدوده جنگلي فندوقلو

ادامه جدول 7-1 گونه هاي درختي

رديف

 

نام علمي

 

نام فارسي

7

 

Juglans regia

 

گردو

8

 

Viburnum lantana

 

هفت کول

9

 

Crataegus microphylla

 

وليک

10

 

Mespilus germanica

 

ازگيل

11

 

Heraclium riechingeri

 

گل پر

12

 

Pteridium aquilinum

 

سرخس عقابي

13

 

Urtica dioica

 

گزنه

14

 

Equisetum arvensee

 

دم اسب

15

 

Fragaria vesca

 

توت فرنگي

16

 

Paeonia wictmanniana

 

گل صد توماني

17

 

Primula officinale

 

پامچال

18

 

Rubia sp

 

تمشک

19

 

Rumex elbursensis

 

ترشک

20

 

Polygonatum polyanthemum

 

مهر سليمان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 22:33  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   | 

اثرات متقابل اقلیم و کشاورزی در شهرستان پارس آباد

از آنجا که عوامل اقلیمی اساساً تاثیر منطقه ای بر روی زندگی گیاهی دارند ، تفاوتهای رفتاری یک گیاه زراعی یا گروهی از گیاهان زراعی در سراسر یک ناحیه وسیع  به تحولات اقلیمی بستگی دارد. همواره بدلیل محدودیتهایی که شرایط اقلیمی بر رشد گیاه زراعی تحمیل می کنند ، بین اقلیم و گیاهان زراعی ارتباط وجود دارد و این ارتباط تا حد زیادی تعیین کننده الگوی فعالیت زراعی و تولید محصول می باشد. موفقیت یا عدم موفقیت یک فصل کشت به وسیله شدت عوامل اقلیمی تعیین می شود و سه عامل دما ، آب و نور بعنوان عامل موثر از لحاظ عکس العمل گیاه در مقابل میزان رشد محسوب می گردند.

فعالیتهای کشاورزی انسان تابعی از محیط فیزیکی که وی در آن زندگی می کند، است .ولی انسان همواره سعی کرده تا محدودیتهای فیزیکی را به حداقل برساند و در این خصوص شناخت مقدماتی محیط طبیعی از جمله عوامل موثر اصلی موثر بر کشاورزی از قبیل  اقلیم ، خاک و منابع آب برای توسعه کشاورزی امری ضروری بوده و در بررسي اقاليم مختلف  تاثیر ارتفاع بر دما و بارش و حتی سایر پارامترها ضروری بوده  است ( دهقانیان 1374 ). در اين منطقه كوههاي جنوبی (خروسلو)و غربي (قره داغ) مانند ديواره اي مانع نفوذ هواي مرطوب مديترانه اي به این مناطق عمل مي کند. از طرف دیگر بدلیل ارتفاع کمتر از 100 متر و نزدیکی به دریای خزر و فقدان موانع ارتفاعی در مسیر حرکت سیستم بارانزای سیبری قسمتی از این کمبود بارندگی  جبران شود.  با اين حال در رابطه با ارتفاع مناسب برای کشاورزی یک مرز معین وجود دارد که این مرز در همه جا یکسان نیست و با رکود کشاورزی به سمت پایین نزول کرده و همزمان با افزایش قیمت محصولات و کاهش هزینه تولید به سمت بالاتر صعود کرده است .در این منطقه وضعیت اقلیمی الگوی کشاورزی بویژه نوع کشت محسوس بوده است .با توجه به ارتفاع متوسط منطقه (بین 40-750 متر ) ميانگين دماي ساليانه 5/12 درجه سانتیگراد و متوسط حداقل 11- درجه و متوسط حداکثر 25+ درجه ، آب هواي اين منطقه (به روش دمارتن )جزو اقليم نیمه خشک بوده و محصولات غالب کشت شامل گندم ، جو، برنج ، ذرت ، سبزیجات می باشد.هر چند وجود کانالهای آبرسانی نه تنها کمبود رطوبت را جبران نموده ، بلکه بر میزان و تنوع گونه و محصولات کشت شده نیز افزوده است به طوری که پنبه و چغندرقند نیز به این محصولات افزوده شده است .

 

5-2-2 عوامل اقليمي مستقیم و غیر مستقیم تاثیر گذار بر الگوی کشاورزی

به طور كلي در منطقه مورد مطالعه علاوه بر نقش تشعشع خورشيدي چهار عامل جغرافيائي در آب و هواي این منطقه موثرند كه عبارتند از:

الف - عرض جغرافيائي

نخستين عامل اثر گذار بر اقليم منطقه عامل عرض جغرافيائي است . پارس آباد و به تبع آن حوضه مورد مطالعه در موقعيت بين 38 و 39 درجه عرض شمالي قرار دارد كه موجب اختلاف زاويه تابشي در حدود 13 درجه را با قسمتهاي جنوبي ايران سبب مي شود.عرض جغرافيائي بالا سبب مي گردد كه در نيمة زمستاني سال خورشيد از زاوية حدود 28 تا 52 درجه به سطح منطقه بتابد . اين زاويه كوچك به برودت هوا در زمستان و دوام برف در مناطق كوهستاني كمك شاياني نموده که نه تنها موجب تعدیل دما بلکه در افزایش رطوبت هوا  نیز تاثیر بسزایی دارد. همچنین از میزان تبخیر و تعرق گیاهان کاسته می شود و میزان آب مصرفی ، هزینه آبیاری و کشت نیز کاهش می یابد.

ب - عامل پستي و بلندي (ارتفاع)

تجزيه و تحليل سطوح ارتفاعي كه بر اساس نقشه توپوگرافي منطقه انجام گرفته ،نشان مي دهد كه ارتفاع شهرستان پارس آباد  از ارتفاع 750 متر در منطقه پالازلو تا ارتفاع 40 متر در کنار رودخانه ارس تغيير مي كند. چنين اختلاف ارتفاعي خود به تنهائي در میانگین دمای سالانه تفاوتي در حدود 5/3 درجة سانتي گراد را ایجاد می کند. تشعشع در ارتفاعات، بيشتر از نواحي پست است که مجموع این دلایل ،بارشهاي زياد زمستاني ( عمدتاً به شكل برف ) ،سرماي طاقت فرسا، افزايش تعداد روزهاي يخبندان و بادهاي محلي كوه به دره و دره به كوه از مشخصه هاي بارز عامل ارتفاع مي باشد. همچنین جهت شیب کوهها به سمت شمال موجب شدت بارش بوده و شدت بارش موجب کاهش مدت بارش در منطقه می گردد که می تواند به طور بالقوه از دلایل تخریب مراتع و بروز سیل در این منطقه باشد.با توجه به ارتباط عرض جغرافیایی و ارتفاع منطقه از سطح دریا که با افزایش 1 درجه در عرض جغرافیایی برابر 1050 متر از سطح دریا می باشد ، 4 روز تاخیر در زمان گل دهی به وجود می آید.  عامل پستي و بلندي در دامنه گرماگیر و تشعشع خورشيدي منطقه موثر واقع می شود. در شبها ميزان تشعشع ارتفاعات بيشتر از نواحي پست است زيرا عوامل جوي، تراكم و غلظت هوا به مراتب كمتر از ديگر نواحي پست مي باشد. اثر غیر مستقیم شیب زمین شامل قرار گیری سفره آب ، تکامل خاک ، حرکت هوای سنگین و مصونیت از یخ زدگی بوده و از سوی دیگر موجب افزایش تبخیر و تعرق گیاهان مرتعی و حتی محصولات دیم کاشتی مانند عدس و نخود شده و در کشت این گونه ها محدودیت ایجاد نموده است .

پ-  دوري و نزديكي به دريا

عامل موقعيتي حوضه مورد مطالعه می تواند بدلیل نزدیکی به درياي خزر از رطوبت آن برخوردار شود. اما در مقیاس کوچکتر ،هر چه در محدوده شهرستان پارس آباد به طرف جنوب و غرب پيش مي رويم ، از اثر اقليمي درياي خزر بر روي منطقه كاسته مي شود. بر همين اساس خشكي هواي منطقه نيز از شمال  به جنوب و غرب افزايش مي يابد.

منطقه مورد مطالعه در مسير تودة هوايي پر فشار سيبري (از شمال شرق منطقه) و درياي خزر (در شرق منطقه) قرار گرفته است.فرابار سيبري در فصل زمستان ضمن عبور از درياي خزر گرم مي شود. اين توده باعث بارش بيشتر مي شود و منطقه مورد مطالعه نيز از اين توده هوا متأثر مي شود. با این حال ،طبق نظریه ارائه شده در خصوص دلتا بودن این منطقه و بالا بودن سطح ایستابی، این عوامل نقش بسزایی در تامین رطوبت و تعدیل اقلیم منطقه داشته و اهمیت آنها در افزایش محصولات کشاورزی و کاهش هزینه تولید نمی توان انکار نمود.

 

ت- دما

تغییرات دما در مقایسه با تغییرات بارندگی از نظم به مراتب کمتری برخوردار است.از سوی دیگر بدون وجود شرایط مساعد دمایی ، جوانه زدن بذرها و رشد گیاهان به تعویق می افتد. دما همه فرایندهای فیزیکی و شیمیایی متابولیسم گیاهی را تنظیم می کند . فرایندهای سوخت و ساز در دما حداقل معینی آغاز شده و تا رسیدن به دما بهینه ادامه دارد و با بالا رفتن دما بیشتر از سطح بهینه، فعالیت سوخت و ساز کند شده و در دما حداکثر متوقف می گردد . در این خصوص دو شاخص مهم تفاوتهای منطقه ای از نظر دما که در حال حاضر موجود بوده و یا براحتی استخراج می گردند عبارتند از : طول فصل رویش و مجموع دما های بالاتر از حداقل برای رشد گیاه (کوپک ، 1971). طول فصل رویش و دما ، جزء عوامل محدود کننده کشت گیاهان زراعی محسوب نمی شوند و در طول سال برای زراعت مناسب هستند، زیرا دما بالاتر از حد پذیرفته شده به عنوان دما آستانه ای  

می باشد. دمای آستانه ای صرفاً شاخصی نسبی از مطلوب بودن و استعداد یک ناحیه برای تولید  محصولات زراعی است، زیرا سرعت رشد گیاه زراعی تحت تاثیر دامنه دما های بالاتر از دما بحرانی قرار می گیرد و برای تعیین نواحی مساعد جهت کشت گیاهان زراعی باید بر نقشه های دمایی اهمیت بیشتری داده شود. بر اساس نقشه همدمای منطقه پارس آباد ، هرچه به طرف مناطق پست

 ( کناره رودخانه ارس و شهر پارس آباد) نزدیک شویم ، بر میزان دمای هوا افزوده شده ، ولی بدلیل رطوبت زیاد بهترین شرایط برای زیست محصولات کشاورزی از جمله پنبه ، برنج ، سویا ، ذرت و سبزیجات فراهم می گردد هر چند بر اساس جدول شماره( 5-6 ) نیاز آبی و تبخیر تعرق گیاهان و همچنین مدت طول دوره رشد گیاه هر کدام از محصولات نقش زیادی در تامین آب و هزینه کشت محصولات دارند و بعنوان یک عامل مهم در نوع کشت نقش ایفا می نمایند. از سوی دیگر با افزایش ارتفاع نه تنها از میزان دما کاسته شده ، بلکه بدلیل کمبود آب و رطوبت و بالا بودن هزینه تولید، از تنوع محصولات کشت شده نیز کاسته می شود، به طوری که عمده محصولات دربرگیرنده کشت آبی گندم و چغندر قند و محصولات دیمی از قبیل گندم ، جو و عدس می باشد.

 

 

 

 

 جدول شماره (  5-6) میزان نیاز آبی محصولات تحت کاشت در شهرستان پارس آباد

مدت طول دوره رشد

نیاز خالص آبیاری در هکتار

نیاز خالص آبیاری  

باران موثر

تبخیر تغرق

نام گونه

ردیف

365

8810

881

107

988

اسپرس

1

175

6700

670

60

730

پنبه

2

221

1650

165

73

238

جو

3

196

7970

797

62

859

چغندر قند

4

144

605

605

36

641

ذرت دانه ای

5

133

4040

404

61

465

ذرت علوفه ای

0

124

4710

471

49

520

سبزیجات

7

123

4270

427

36

463

سرگوم

8

144

6580

658

38

696

سویا

9

365

8840

884

107

991

شبدر

10

142

2510

251

65

316

عدس

11

231

2100

210

73

283

گندم

12

144

6550

655

43

698

گوجه

13

142

2510

251

65

316

نخود

14

134

4840

484

49

533

هندوانه

15

365

8150

815

124

939

یونجه

16

 ماخذ:وزارت جهادکشاورزی (1386)

ج – نقش تبخیر و تعرق

از مقایسه مقدار بارندگی ماهانه با تبخیر و تعرق مطلق در شرایط مختلف یک منطقه بررسی پراکندگی مکانی و دوره های فراوانی و کمبود آب مربوط به بارندگی ماهانه، امکان پذیر می باشد. تبخیر و تعرق مطلق حداکثر مقدار آبی است که می تواند از پوشش گیاهی و سطح زمین که دارای ذخیره نامحدوده رطوبت باشد، تبخیر گردد. بر اساس نمودار شماره ( 5-3 ) تبخیر و تعرق گونه های گیاهی در شهرستان پارس آباد متفاوت بوده و باران موثر در اکثر محصولات ارتباط زیاد با تبخیر تعرق داشته است . بطوریکه بجز جو ، گندم ، عدس و نخود با افزایش تبخیر و تعرق ، بارندگی موثر نیز افزایش یافته است. محصولاتی از قبیل شبدر ، اسپرس ، یونجه و چغندر قند نسبت به سایر گونه های کشت شده دارای تبخیر و تعرق بیشتری بوده و این نشان از دمای موثر بیشتر و میکرو اقلیم متنوع می باشد ، هرچند موقعیت کشت یونجه که بیشتر در شرق منطقه پراکنش دارد و چغندر قند در جنوب و جنوب شرقی بیشتر کشت می گردد. گونه های جو ، عدس ، نخود و گندم با کمترین تبخیر و تعرق ، در اراضی دیم زار در جنوب غربی منطقه موجود بوده است. بر اساس جدول ( 5-7) میانگین تبخیر تعرق محصولات کشت شده 75/604 میلی متر بوده که 50 %  از گونه های کشت شده  بیشتر از حد نرمال می باشد و میانگین بارش موثر 5/65 میلی متر بوده و 31%  از گونه های کشت شده  بیشتر از میانگین می باشد ، این در صورتی است که 50% از گونه های کشت شده دارای نیاز خالص آبیاری بیشتر از میانگین می باشد ولی بدلیل اینکه 5/67% از گونه های کشت شده،  مدت طول دوره رشد کمتر از میانگین یعنی 197 روز دارند.

نمودار شماره ( 5-3 ) وضعیت تبخیر و تعرق و باران موثر محصولات کشت شده در شهرستان پارس آباد

جدول شماره ( 5-7 ) مشخصات فیزیکی گونه کشت شده در شهرستان پارس آباد

مدت طول دوره رشد

نیاز خالص آبیاری

باران موثر

تبخیر تغرق

نام گونه

ردیف

365

881

107

988

اسپرس

1

175

670

60

730

پنبه

2

221

165

73

238

جو

3

196

797

62

859

چغندر قند

4

144

605

36

641

ذرت دانه ای

5

133

404

61

465

ذرت علوفه ای

0

124

471

49

520

سبزیجات

7

123

427

36

463

سرگوم

8

144

658

38

696

سویا

9

365

884

107

991

شبدر

10

142

251

65

316

عدس

11

231

210

73

283

گندم

12

144

655

43

698

گوجه

13

142

251

65

316

نخود

14

134

484

49

533

هندوانه

15

365

815

124

939

یونجه

16

196.75

539.25

65.5

604.75

 

میانگین

 

 

د نقش بارندگی در کاربری اراضی

بارندگی به عنوان یک پارامتر عمده اقلیمی، فرمهای متنوع با سیستمهای گوناگون کشاورزی را ایجاد می کند. بارندگی یک عنصر آب و هوایی غالب می باشد که تراکم و محل استقرار سیستمهای زراعی و انتخاب عملیات کشاورزی را تحت تاثیر قرار می دهد و زمانی که با مقدار کم ، تمرکز ، نوسان و عدم اطمینان همراه باشد ، به خطر اقلیمی برای کشاورزی تبدیل می گردد( جاسبر سینگ ، 1374). بدین ترتیب بروز تغییرات در خصوص بارندگی ، کشاورزی را تحت تاثیر قرار می دهد و زمانی که گیاه تحت تاثیر رطوبت مراحل مختلف کاشت ، سبز شدن ، پنجه زنی ، تشکیل ساقه و گلدهی را می گذراند ، اهمیت این موضوع روشن می گردد . بر اساس تعریف (مانکهاوس و ویلکسیون ، 1967 ) درجه تاثیر بارندگی ، مقدار کل بارندگی واقعی منهای تبخیر بوده و مقدار بارنی که در هر نوبت زمانی کوتاه به زمین می بارد، معمولاً اهمیت بیشتری نسبت به متوسط یا مجموع واقعی باران در یک دوره زمانی طولانی دارد.بنابرین تمرکز ، شدت ، قابلیت اعتماد به بارندگی و تبخیر و تعرق از جمله پارامتر های مهم در میزان سطح و نوع کشت می باشند. بر اساس نمودار شماره ( 5-4 و 5-5) میزان بارندگی در فصل پاییز بیشتر از فصل بهار بوده و چون در فصل پاییز زمین زراعی در وضعیت کاشت قرار دارد و گرمای ویزه خاک موجب جذب نور و افزایش دمای منطقه می شود، این میزان بارندگی در کاهش تبخیر موثر بوده است. در اکثر گونه های کشت شده منطقه، باران موثر با تبخیر و تعرق ارتباط مستقیم داشته و در برخی گونه های کشت شده در شهرستان پارس آباد از جمله جو ،گندم ، عدس و نخود رابطه معکوس دارند. بر اساس نمودار شماره ( 5-3 ) طول دوره رشد گیاه کشت شده در شهرستان با با میزان تبخیر و تعرق در اکثر گونه های کشت شده ( بجز پنبه ) رابطه مستقیم دارد.

نمودار شماره ( 5-4 ) وضعیت بارندگی فصل بهار شهرستان پارس آباد ( دوره 19 ساله)

 

 

نمودار شماره ( 5-5 ) وضعیت بارندگی فصل پاییز شهرستان پارس آباد (دوره 19 ساله)

 

5-2-3- قابلیت اعتماد بارندگی

بارندگی مهمترین متغییر اقلیمی است که نوع بهره برداری از زمین کشاورزی را تعیین می کند، هر چند اگر بطور سالانه ، ماهانه ، هفتگی در نظر گرفته شود، ممکن است خطای را به دنبال داشته باشد. نکته مهم ، انحراف مقدار بارندگی از میانگین است ،این موضوع خصوصاً در مناطق گرمسیری مانند پارس آباد می تواند مهم باشد. ارزیابی باران بدون اهمیت قایل شدن به تغییر پذیری مقدار آن از فصلی به فصل دیگر و از سالی به سال دیگر معنی دار نخواهد بود و میزان تغییر پذیری با کاهش یافتن میانگین سالانه افزایش می یابد. بر اساس نظریه ویلیامسون (1925) تغییر پذیری بیش از 20درصد ، فعالیت کشاورزی را با خطر مواجه می کند . بنابراین در شرایط عدم آبیاری یا استفاده از دیمکاری ، انجام کشاورزی مخاطره آمیز است و درنتیجه هر لحظه می توان انتظار پیامدهای اقلیمی سخت مانند خشکسالی را داشت . با توجه به اینکه تغییرات در میزان  بارندگی از دوره ای به دوره دیگر در ارتباط با نیازهای رطوبتی گیاهان زراعی که به آن آب مصرفی گفته می شود است ، از طریق تخمین مقادیر معین باران قابل حصول در طول یک سال یا یک فصل زراعی محاسبه می شود، محدوده بحرانی بارندگی برای گیاهان زراعی مختلف براساس فرمول احتمال وقوع یک مقدار معین بحرانی به روش زیر محاسبه شده است

D=

در این فرمول X  = مقدار معین بحرانی ،    =    میانگین و S = انحراف معیار استاندارد می باشد و D از طریق جدول توزیع نرمال است

نیتجه برسی ها مطابق جدول شماره ( 4-3 ) نشان می دهد ، در صورت بارش منظم برای کاربری  اراضی دیم زار ،از بین گونه های کشت شده در شهرستان پارس آباد ،تنها گندم ، جو ، عدس و نخود نسبت به میزان بارندگی شهرستان پارس آباد مناسب می باشد.

بر اساس نمودارهای وضعیت بارندگی در طول دوره آماری 19 ساله در فصول مختلف ، وجود بی نظمی در طول فصول و سنوات دیده می شود، به طوری که در فروردین سال 1379  اختلاف میزان بارندگی بیش از 80 میلیمتر بوده و در اردیبهشت سال 1381 این میزان به 75 میلیمتر و در سال 1371 به 55 میلیمتر رسیده است. در فصل پاییز نوسانات شدید بارندگی در طول ماهها و سنوات مشاهده می شود.

همچنین نمودار وضعیت بارندگی شهرستان پارس آباد  در مقایسه با وضعیت نرمال نشان می دهد از سال 1365 وضعیت بارش بصورت صعودی با نوسانات متوسط همراه بوده و از سال 1371 بصورت نزولی با نوسانات شدید و همچنین از سال 1378 دارای سیر صعودی با نوسانات ملایم بوده است.  همچنین بررسی جدول شماره ( 4-3 ) نشان می دهد  که در طول دوره آماری، بارندگی در هیچ یک از ماهها منظم و قابل اعتماد نبوده و مطابق نمودار شماره ( 5-6 ) تنها در اسفند ماه میزان بارندگی 53% بیشتر از نرمال (یعنی 32.49 میلیمتر) بوده و هرچند در فصل بهار، اعتماد به بارش کمتر از 40% بوده، ولی نسبت نوسانات در طول ماهها شدید نبوده است.

 

نمودار 5-6 وضعیت بارندگی شهرستان پارس آباد نسبت به بارش نرمال ( دوره آماری 19 ساله )

 

          بر اساس نمودار شماره (5-7 ) نیاز خالص آبیاری گونه های کشت شده در شهرستان پارس آباد از جمله اسپرس ، چغندرقند ،شبدر و یونجه نسبت به سایر محصولات کشت شده بیشتر بوده و گونه های جو ، گندم و عدس کمترین نیاز خالص آبیاری را داشته اند و این بدلیل مقاوم ویا غیر مقاوم بودن جنس گونه ها در مقابل شرایط سخت اقلیمی از جمله خسکسالی می باشد.

 بر اساس نمودار شماره (5-8) مدت طول دوره رشد گونه کشت شده اسپرس، شبدر و یونجه نسبت به بقیه گونه ها زیاد تر بوده ،هرچند گونه های شبدر و یونجه بدلیل گرمای ویژه شان مانع تغییرات سریع در دمای هوای منطقه می شوند و گونه های سبزیجات ، سویا، سرگوم و هندوانه در کمترین مدت به باوری می رسند.گونه های کشت بهاره بدلیل مدت زمان دوره رشد و تاج پوششی، در کاهش اثرات دمای زیاد تابستان نقش ویژه دارند.با توجه به اینکه اقتصاد و قیمت بازار محصولات در شرایط عادی بشترین نقش را در خصوص تصمیم گیری برای نوع کشت محصولات داشته ولی با برنامه ریزی مدون از جمله افزایش آب بها می توان بر اساس توان اقلیمی ، هیدرولوژیکی و کاربری اراصی از اثرات کمبود آب کاست.

نمودار شماره ( 5-7 ) نیاز خالص آبی محصولات کشت شده شهرستان پارس آباد[1]

نمودار شماره (5-8 ) مدت طول دوره رشد محصولات کشت شده در شهرستان پارس آباد

 

 

5-2-4- اثرات خشکسالی

 

در تعیین شاخص خشکسالی سه مسئله مهم وجود دارد:

1.      ظرفیت محیط برای تبخیر و تنفس گیاه که در واقع جنبه انرژی مسئله است.

2.      قابلیت خاک و گیاه که بتوانند آب لازم را برای تبخیر و تنفس گیاه فراهم کنند.

3.      قابلیت محیطی جو که رطوبت را بپذیرد و بخار آبی را که در فرآیند تبخیر و تنفس گیاه جذب کرده ،در خود پراکنده کند.

در اولین مسئله اندازه گیری تشعشع و انتقال افقی گرمای محسوس مورد نظر می باشد.

 در دومین مسئله لازم است توانایی سیستم گیاه و خاک بعنوان یک منبع و یک پمپ برای فراهم کردن آب جهت تبخیر بررسی شود و این خود مسائل جدیدی مانند ترکیب فیزیکی و شیمیایی خاک از جمله مشخصات جذب و رها سازی آب در ناحیه رشد را مورد بحث قرار می دهد.
مقدار آبی که بوسیله بارندگی یا آبیاری به سطح خاک اضافه می شود بایستی اندازه گیری شود

سومین مسئله یعنی میزان پذیرش و انتقال بخار آب در جو، اندازه گیری نیمرخ سرعت باد، دما و رطوبت هوا را ضروری می سازد.

با توجه به داده های هواشناسی در طول دوره آماری 19 مطابق نمودار شاخص نرمال شماره (5-9 )  4 دوره خشکسالی در این منطقه رخ داده که جمعاً شامل 10 سال از دوره مذکور می شود یعنی 53% از دوره آماری در وضعیت خشکسالی قرار داشته است و بطور میانگین هر کدام از خشکسالی ها 5/.2 سال طول کشیده است، همچنین در سال 1996 میلادی (1375 شمسی ) میزان بارندگی به 150 میلیمتر نزول نموده که تقریباً نصف متوسط سالانه بارش در این منطقه است.  

نمودار شماره ( 5-9) وضعیت خشکسالی شهرستان پارس آباد بر اساس شاخص نرمال(اداره هواشناسی اردبیل)

 

5-3-4- شاخص شدت خشكسالي پالمر:

شاخص پالمر يك الگوريتم رطوبتي خاك است كه براي مناطق نسبتاً‌ همگن محاسبه شده است. اين شاخص يكي از پيچيده ترين وبهترين سيستمهاي هشداردهنده و پيش آگاهي خشكسالي مي باشد که اولين شاخص جامع خشكسالي و يكي از روشهاي بسيار مؤثر در تعيين خشكسالي بلندمدت (چندماهه) مي باشد. اما در تعيين خشكسالي كوتاه مدت مثلاً در مقياس هفتگي مناسب نميباشد.اين شاخص بطور وسيعي دركشاورزي كاربرد دارد ، اما بايد خاطر نشان كرد كه صرفاً براي کشاورزي ارائه نشده است

مقادير شاخص پالمر تقريباً بين 6- تا 6+ متغير مي باشد.شاخص پالمر نوعا ًبر اساس داده هاي ماهيانه محاسبه شده است. احتمال وقوع ضرایب مثبت همیشه وجود دارد، ولی مقادیر مثبت غیر معمول یک دوره طولانی هوای مرطوب غیر نرمال را نشان می دهد. درتجزیه وتحلیل آمار هواشناسی به روش پالمر اطلاعات هواشناسی به چند دوره خشکسالی، مرطوب غیر نرمال، نرمال یا نزدیک نرمال تقسیم می شود. جدول زیر شرح وضعیت های خشکسالی یا ترسالی را در فاصله تغییرات ضرایب پالمر نشان می دهد.

بررسیهای به عمل آمده (جدول شماره 5-8 و نمودار شماره 5-10 ) در طول دوره مطالعه نشان می دهد هرچند بارندگی شهرستان پارس آباد منظم و قابل اعتماد نبوده ،ولی 48% وضعیت اقلیمی بصورت تقریباً نرمال و 26% بصورت آغاز دوره مرطوب و 5%  بصورت نسبتاً مرطوب تر از نرمال بوده و روی هم رفته 79% وضعیت اقلیمی قابل اعتماد بوده است. همچنین  16% خشکسالی ملایم در منطقه حاکم بوده و 5% بصورت ابتدای خشکسالی بوده است. مجموعاً 21% خشکسالی یا کمتر از نرمال حاکم بوده و خشکسالیهای متوسط ، شدید و بسیار شدید در این شهرستان اتفاق نیافتاده است.

جدول شماره (5-8) وضعیت اقلیمی شهرستان پارس آباد بر اساس شاخص پالمر

سنوات

عدد شاخص

وضعیت

ردیف

1985    

-0.9622

ابتدای خشکسالی

1

1986    

-0.2268

تقریباً نرمال

2

1987    

0.850515

آغاز دوره مرطوب

3

1988    

0.453608

تقریباً نرمال

4

1989    

-0.31959

تقریباً نرمال

5

1990    

0.343643

تقریباً نرمال

6

1991    

0.871134

آغاز دوره مرطوب

7

1992    

0.553265

آغاز دوره مرطوب

8

1993    

-1.37629

خشکسالی ملایم

9

1994    

0.522337

آغاز دوره مرطوب

10

1995    

0.742268

آغاز دوره مرطوب

11

1996    

-1.99313

خشکسالی ملایم

12

1997    

-0.18385

تقریباً نرمال

13

1998    

-1.40893

خشکسالی ملایم

14

1999    

-0.31959

تقریباً نرمال

15

2000    

-0.04296

تقریباً نرمال

16

2001    

-0.42268

تقریباً نرمال

17

2002    

0.414089

تقریباً نرمال

18

2003    

2.379725

نسبتاً مرطوب تر از نرمال

19

 

 


نمودار ( 5-10) وضعیت اقلیمی شهرستان پارس آباد بر اساس شاخص پالمر

5-4-اثرات محصولات و کاربری اراضی کشاورزی بر عوامل اقلیمی

بخش کشاورزی با در بر داشتن زیر بخشهای زراعت ، باغداری، دامداری ، طیور، شیلات ، مراتع و نقش پوشش گیاهی در تثبیت شرایط زیست محیطی و ایجاد شرایط مناسب برای حفظ منابع آب و خاک ، تنظیم گردش آب در طبیعت ،جلوگیری از فرسایش های آبی و بادی و بروز سیل ، تعدیل دما و رطوبت و روانی امنیت زیست محیطی نقش اصلی را در ایجاد امنیت غذایی و امکان دستیابی به توسعه پایدار را ایفا می کند( صمد زاده 1383). بررسی دقیق انواع کاربریها و اثرات هر کدام از آنها بر روی عوامل و عناصر اقلیمی منوط به وجود ایستگاههای متعدد هواشناسی ، هیدرومتری و تبخیر سنجی و ... بوده که در محدوده مطالعاتی چند ایستگاه بارانسنجی و تبخیر سنجی و یک ایستگاه سینوپتیک وجود دارد. ولی نظر به برآورد میزان تبخیر و تعرق ، مدت زمان بارندگی روزانه و بارشهای 1 ساعته ؛ 3 ساعته و 6 ساعته و دوره برگشت 10 ساله از طریق روش کرپیچ مطابق جدول شماره ( 5-9 )، همچنین وضعیت سطح ایستابی ،طبق نقشه ( 5-7 ) ایزوپیزومتری آب های زیر زمینی این شهرستان، بین کاربری اراضی با وضعیت توپوگرافی ارتباط وجود داشته و نوع محصولات کشاورزی بر میکرو اقلیم منطقه اثر داشته است . یکنواخت بودن وضعیت ارتفاعی در شمال منطقه ،با میزان سطوح کشت آبی و واقع شدن کاربری مراتع در ارتفاعات بالا که دارای سطح ایستابی پایین بوده، نشان می دهد بدلیل بالا بودن سطح ایستابی در کنار رودخانه ارس و پایین دست کانال آبرسانی (از سد میل مغان به سد کشت و صنعت مغان ) و الگوی کشت، از یک سو تبخیر تعرق زیاد بوده و از سوی دیگر ،در فصل گرم تابستان این محصولات مانع جریان هوا در مقیاس میکرو شده، که موجب افزایش رطوبت نسبی هوا و شرجی شدن وضعیت هوا می گردد. در صورتیکه ارتفاعات بدلیل خشک شدن و کاهش سطح پوشش گیاهی موجب افزایش دما بدلیل گرمای ویژه سطح خاک گردیده و با صعود هوا در این منطقه ، نسیم دره به کوه و آدیاباتیک خشک بوجود می آید و در فصل زمستان سطوح ارتفاعی پایین بدلیل چگالی بالا و ویژگی گرمایی آب که دیرتر از خاک سرد می شود موجب تعدیل در دمای هوا شده و از مدت زمان فصل زمستان نسبت به ارتفاعات می کاهد. در واقع زمستان زودرس و دیر رفت در ارتفاعات حاکم بوده است ، که نه تنها بر روی رشد محصولات گیاهی اثر می گذارد، بلکه گلدهی گیاهان را نیز به تاخیر می اندازد.



[1] سازمان هواشناسی و وزارت جهاد کشاورزی

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 22:24  توسط علی اصغر آزاد کارشناس ارشد محیط زیست   |